FarsNewsAgency Menu
 
 
88/09/01 - 12:43
شماره:8809010708
/گزارش كامل فارس از بزرگداشت علامه طباطبايي/
علامه طباطبايي؛ مظهر حكمت، دين، سخت‌كوشي و اعتدال

خبرگزاري فارس: شركت كنندگان در آيين بزرگداشت علامه طباطبايي وي را نماد استقامت، فلسفه، حكمت، دين، سخت‌كوشي و اعتدال دانستند.


به گزارش خبرنگار آيين و انديشه فارس، شامگاه شنبه مراسم بزرگداشت علامه طباطبايي با حضور خانواده مرحوم علامه طباطبايي و خانواده آيت‌الله قدوسي برگزار شد.
در اين نشست، شاگردان علامه از جمله غلامحسين ابراهيمي ديناني، استاد فلسفه دانشگاه تهران، حجت‌الاسلام احمد احمدي مدير گروه فلسفه دانشگاه تهران و آيت‌الله محمدعلي گرامي استاد حوزه علميه قم سخنراني كردند.
همچنين رضا داوري اردكاني رئيس فرهنگستان علوم و حجت‌الاسلام مصطفي محقق داماد استاد فلسفه در اين نشست حضور داشتند كه به ايراد سخن درباره اين عالم رباني پرداختند.

*طباطبايي: علامه به جز عاشورا در تمام سال مشغول پژوهش بود

فرزند ارشد علامه طباطبايي با اشاره به اينكه درس مرحوم پدر بسيار فشرده و پرمحتوا بود، ‌گفت: علامه به جز روز عاشورا در تمام ايام سال مشغول پژوهش و آموزش بود.
سيدعبدالباقي طباطبايي، فرزند مرحوم علامه طباطبايي در ابتداي اين مراسم با اشاره به اينكه مرحوم پدرش در سال 1281 شمسي در محله كبود تبريز به دنيا آمد، گفت: متاسفانه علامه طباطبايي در سال‌هاي كودكي پدر و مادر خود را از دست داد و توسط خدمتكاران كه از خيلي پيش‌تر در منزل پدري خدمت مي‌كردند، بزرگ‌ شد.
فرزند علامه طباطبايي تصريح كرد: به گفته مرحوم پدرم، وي در دوران جواني خيلي از درس معلم سرخانه خيلي لذت نمي‌برد كه موجب اعتراض معلم وي شده و او تحت تاثير اين اعتراض به راز و نياز با خدا مي‌پردازد، و از خداوند مي‌خواهد كه شوق درس را در وجود او بيندازد.
وي ادامه داد: بعد از چند صباحي همينطور مي‌شود؛ طوري كه علامه مي‌گفت آنچنان اشتياق درس خواندن در من افتاد كه تا پاسي از شب به مطالعه مي‌پرداختم.
عبدالباقي طباطبايي با بيان اينكه علامه در سال 1302 همسري اختيار مي‌كند، افزود: وي 2 سال بعد يعني در سال 1304 به همراه همسر و برادر خود براي ادامه تحصيل به نجف مي‌رود كه در آنجا با آقاسيدعلي قاضي آشنا مي‌شود و تا 10 سال قاضي به تربيت وي در سير و سلوك مي‌پردازد.
وي خاطرنشان كرد: در سال 1314 وقتي رضا شاه صدور ارز از كشور را ممنوع مي‌كند، به دنبال آن ارسال پول از ايران براي علامه غيرممكن شد، و در اين زمان بود كه علامه دچار مشكل بسيار مي‌شود و به گفته خودش، مجبور به فروش تمام اثاثيه منزل شد و در نهايت به تبريز باز مي‌گردد.
او با بيان اينكه علامه بعد از بازگشت از تبريز به خاطر مخروبه شدن املاك پدري مجبور به بازسازي آنها مي‌شود، افزود: مرحوم پدرم، حدود 10 سال از عمر خود را صرف بازسازي املاك و باغ‌هاي پدري مي‌كند كه از اين دوران به عنوان دوران بطالت ياد مي‌كند، چرا كه كمترين يافته‌هاي علمي در اين دوران براي او شكل گرفت.
فرزند ارشد علامه طباطبايي اظهار داشت: پدر در سال 1324 در سفري كه به قم و مشهد مي‌رود در راه از حوزه علميه قم ديدن مي‌كند و اظهار علاقه‌مندي براي حضور در حوزه علميه قم موجب شد تا در اسفند همان سال به قم عزيمت و تا پايان عمر در آنجا اقامت كند.
طباطبايي ادامه داد: علامه در قم ابتدا به تدريس فقه و اصول پرداخت، اما به فاصله كوتاهي متوجه شد كه زمينه فقه و اصول در اين شهر بالاست و بر خلاف آن دروس تفسير قرآن و فلسفه ضعيف تدريس مي‌شد. به همين دليل شرح دروس خود را تغيير داد و مشغول به تدريس فلسفه و تفسير در قم شد.
وي گفت: مرحوم پدر بسيار فشرده و پرمحتوا درس مي‌گفت و هيچ گاه حاضر نمي‌شد با بلندگو صحبت كند و به جز روز عاشورا در تمام ايام سال مشغول پژوهش و آموزش بود.

*ديناني: جلسات علامه با «هانري كربن» تلاقي انديشه‌هاي شرق و غرب بود

غلامحسين‌ ابراهيمي ديناني با اشاره به برخي جلسات علامه طباطبايي با هانري كربن، اسلام‌شناس فرانسوي گفت: آن جلسات به نظر مي‌رسد تلاقي واقعي تفكر شرق و غرب بود كه در نوع خودش بي‌نظير بود.
ابراهيمي ديناني كه يكي از شاگردان نزديك علامه طباطبايي بود با اشاره به اينكه علامه فيلسوف بزرگ قرن ما و حكيم عالي مقامي بود، گفت: پيش از من، درباره زهد، عبادت و عرفان او سخن بسيار گفته شد و من مي‌خواهم درباره شناخت زمان كه مهمترين مسئله بشر است، صحبت كنم.
وي تصريح كرد: شناخت زمان نه به اين معني كه ما در قرن 21 هستيم، بلكه شناخت روح زمان كه كمتر كسي از آن آگاهي دارد و به جرات مي‌توان گفت، علامه تنها كسي بود كه زمان را به درستي مي‌شناخت.
اين استاد گروه فلسفه دانشگاه تهران با اشاره به اينكه علامه از تبريز به نجف و از آنجا به قم كه هر سه شهر مذهبي و سنتي هستند، مي‌رود، افزود: با توجه به حضور دائمي علامه در شهرهاي مذهبي و سنتي اما با تمام زهد و تواضعش‌ در مقايسه با انديشمندان، متفكران و فيلسوفان عصر خود آزاد انديش‌تر بود چون روح زمان را مي‌شناخت.
وي با تاكيد بر اينكه آزادانديشي علامه به خاطر شناخت درستش از زمان بود، اظهار داشت: درباره درس فقه و اصول او مي‌توان به جرئت گفت، از هيچ كدام از فقهاي دوران خود كمتر نبود، اما هميشه با تواضعش نگذاشت كه اين آثارش به چاپ برسد.
نويسنده كتاب فيلسوفان يهودي و يك مسأله بزرگ تصريح كرد: علامه همچنين در شرايطي فلسفه در قم را تدريس كرد كه بزرگاني مثل مرحوم شاه‌آبادي، آقاميرزا آشتياني و ميرزا علي اكبر مدرس يزدي به خاطر تدريس فلسفه از قم خارج شدند.
ابراهيمي ديناني ادامه داد: اما علامه با شناخت دقيق از حوزه و صرف نظر از تندرويي چندين سال فلسفه را در قم تدريس كرد و شاگردان بسياري را پرورش داد.
نويسنده كتاب خواجه نصير، فيلسوف گفت‌وگو افزود: علامه علاوه بر دروسي كه در قم مي‌داد مجالس شبانه‌اي به صورت دوره‌اي براي برخي از شاگردان ويژه خود برگزار مي‌كرد و من تمام افتخارات زندگي‌ام توفيق حضور در اين كلاس‌هاي شبانه بوده است.
وي تصريح كرد: علامه طباطبايي همچنين جلساتي را در تهران و در زماني كه هانري كربن و برخي از اساتيد دانشگاه تهران جمع مي‌شدند، برقرار مي‌كرد كه آن جلسات به نظر مي‌رسد تلاقي واقعي تفكر شرق و غرب بود و در نوع خودش بي‌نظير بود.

*گرامي: استقامت بالاي علامه يكي از مهمترين ويژگي‌هاي او بود

يك شاگرد علامه طباطبايي گفت: با فشار‌هاي زيادي كه به تدريس فلسفه و تفسير به علامه طباطبايي مي‌شد، اگر استقامت بالاي او نبود، نمي‌توانست درس، تفسير و فلسفه خود را ادامه دهد.
آيت‌الله محمدعلي گرامي، گفت: شخصيت انسان‌ها يك منش ذاتي و منشي اعتباري و اجتماعي دارد و اگرچه اعتباريات هم به نوعي به ذاتيات برمي‌گردد، اما به هر حال آنها هم ارزش دارد.
وي تأكيد كرد: علامه طباطبايي هم از يك منش ذاتي و اجتماعي برخوردار بود و مهم‌تر از آن از شخصيت و عزتي، كه داراي منش ذاتي بود تشكيل شده بود.
اين استاد حوزه علميه قم با بيان اينكه دنيا عالم تضادهاست، افزود: اما در اين عالم متضاد كمتر كسي مي‌تواند راه درست را به خوبي انتخاب كند و علامه از كساني بود كه اين راه را شناخته و به نوعي تضادها را در خود به خوبي داشت.
گرامي تصريح كرد: اين استاد فرزانه خصوصياتي مثل تواضع، محبت به خدا و خلق او، صفا و صميميت را به وضوح در خود داشت، اما ويژگي مهم او استقامتش بود كه در كمتر كسي به اين شكل وجود داشت.
اين شاگرد علامه طباطبايي گفت: علامه در قم، تدريس خود را با فقه و اصول آغاز مي‌كند، اما پس از مدتي احساس كرد كه رنگ فلسفه و تفسير در اين شهر بي‌رونق است. به همين دليل به سراغ تدريس اين رشته مي‌رود.
وي اظهار داشت: اگر استقامت بالاي علامه طباطبايي نبود، نمي‌توانست درس، تفسير و فلسفه خود را ادامه دهد، چرا كه فشارهاي زياد كه از اطراف به آيت‌الله بروجردي مي‌آوردند، موجب شد علامه طباطبايي را متقاعد كند كه درس اسفار ملاصدرا را رها كند و به تدريس شفاي ابن سينا بپردازد.
اين استاد تفسير، فقه و فلسفه گفت: عمده فشارها و اشكالاتي كه در آن زمان به مرحوم طباطبايي مي‌گرفتند، اين بود كه او از مرحله واقعي تفسير خارج شده و اينكه اساساً تفسير قرآن به عهده امامان است، اما با تمام اين فشارها علامه حدود 20 سال به تفسير قرآن و تدوين الميزان پرداخت.
گرامي با بيان اينكه علامه انساني آزادانديش بود كه با سعه صدر فراوان، سخن و انتقادات را مي‌پذيرفت، افزود: او استقامتي همراه با صفا، صميميت و عشق ذاتي به مبدأ و خلق مبدأ داشت كه در شخصيت او جمع شده بود.
وي گفت: علامه در تفسير به مسأله مهم فلسفي با عنوان لايتناهي بودن آدم از زمان و مكان ياد مي‌كند.
گرامي با بيان اينكه علامه روحيات همراه با معنويت، واقعيت، عشق نسبت به ذات خدا در خود داشت، خاطرنشان كرد: به نظر مي‌رسيد تمام اين صفات و عادات در علامه به مبدأ خلق مربوط مي‌شد

*احمدي: اخلاق و عرفان از نگاه علامه به هم پيوسته است

مدير گروه فلسفه دانشگاه تهران با اشاره به اينكه براي علامه طباطبايي اخلاق و عرفان به هم پيوسته بود، گفت: او اعتقاد داشت به دليل كامل بودن فقه در ميان فقها، فيلسوفان اسلامي كمتر به اين بحث پرداخته‌اند.
حجت‌الاسلام احمد احمدي، گفت: جهات مختلفي در انديشه و اخلاقيات علامه طباطبايي وجود داشت، اما اخلاق وي از مهم‌ترين ويژگي‌هايي بود كه بسياري را مجذوب خود مي‌كرد.
وي تصريح كرد: علامه در جلد اول الميزان به زبان عربي بحث زيبايي در اخلاق بيان مي‌كند و درخت اخلاق را در يك صفحه، كه در آن سه مكتب را ذكر كرده، تدوين مي‌كند.
اين مدير گروه فلسفه دانشگاه تهران افزود: اما علامه در ذيل اين مكاتب‌ يك مكتب توحيدي را عنوان مي‌كند و مي‌گويد، يك اخلاق ديگري وجود دارد كه از آن به عنوان اخلاق توحيدي ياد مي‌شود؛ به اين معني كه آدمي هيچ نمي‌بيند و كاري نمي‌كند، جز براي خداوند.
وي اظهار داشت: اخلاقيات بسياري وجود دارد كه دشوارترين آن اخلاق كانت است كه مي‌گويد هيچ كاري نبايد به اجبار انجام شود، بلكه بايد آن را تكليف دانست و به آن تن داد.
اين نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: اما علامه طباطبايي پا بر جاي نايافتني مي‌گذارد و در تمام مباحث فلسفي خود بر كمال آدمي تأكيد مي‌كند.
احمدي نپرداختن بحث اخلاق يا حكمت علمي از نظر علامه طباطبايي را در نزد فيلسوفان اسلامي به دليل كامل بودن فقه در اين بحث دانست و گفت: براي مرحوم طباطبايي، اخلاق و عرفان به هم پيوسته بود و او اعتقاد داشت عارف كسي است كه تمام كارش براي خدا باشد و تأكيد مي‌كرد بايد از راه عرفان اسلام را عرضه كند.
رئيس تدوين كتب اسلامي سمت افزود: آنچه من در طول 20 سال معاشرتم با علامه يافتم، كشتن غضب در وجود خود بود. او هيچ گاه در طول تدريس عصباني و خشمگين نمي‌شد و هميشه آرام تدريس مي‌كرد.
احمدي در پايان خاطرنشان كرد: من در طول عمر خود كمتر كسي را ديدم كه اينقدر معتقد، فيلسوف و شيفته اهل بيت (ع) باشد.

*داوري‌اردكاني: علامه طباطبايي فلسفه، حكمت، معرفت و دين را در خود داشت

رئيس فرهنگستان علوم با بيان اين كه استقامت و عاشقي از ويژگي مهم علامه بود، گفت: او همچنين تمام فلسفه، حكمت، معرفت و دين را يك جا در خود داشت.
رضا داوري اردكاني، گفت: اگر ما مرحوم طباطبايي را علامه خطاب مي‌كنيم به خاطر احترام نيست بلكه او به واقع يك مرد حكيم اخلاقي، ديني و موجب معنويت زمان خود بود و هست.
وي با اشاره به برخي جسارات كه در اوايل انقلاب به علامه طباطبايي شده بود، افزود: بي‌ادبي به ساحت بزرگاني چون علامه نه تنها موجب كوچكي اين بزرگان انديشه نمي‌شود بلكه موجب تحقير آن فرد است.
رئيس فرهنگستان علوم در ادامه به اولين ديدار خود با علامه اشاره كرد و اظهار داشت: 50 سال پيش اولين بار در كلاس درس علامه طباطبايي در مسجد سلماس قم حاضر شدم و بعد از جلسه از وي خواستم كه به صورت خصوصي با او صحبت كنم كه صراحت طبع زندگي و عدم تكلف و تملق او بسيار مرا مجذوب كرد.
اين استاد فلسفه غرب با اشاره به اين كه ما دو علم داريم كه يكي جيبي و كيفي است و ديگري علم تحقق ما است، افزود: علامه طباطبايي داراي علم تحقق بود كه موجب تعالي علم بشريت مي‌شد.
داوري اردكاني ادامه داد: استقامت و عاشقي از ويژگي مهم علامه بود و به همين دليل ترس از چيزي نداشت و فلسفه، حكمت، معرفت و دين را يك جا در خود داشت.
وي خاطرنشان كرد: بر اساس فرضي كه فلسفه اسلامي با فلسفه يونان تفاوت دارد طرحي را مطرح كرده‌ام كه فلسفه اسلامي مسيري است كه در آن فلسفه اشراق، مشاء، تصوف و يا همان عرفان و كلام با هم جمع مي‌شود.
اين فيلسوف ادامه داد: در اين مسير از فارابي كه طرح مطلب از طرف اوست آغاز كرده‌ام و به پيشرفتي در اين طرح نرسيدم مگر زماني كه به علامه طباطبايي رسيدم.
داوري گفت: علامه مثل تمام فيلسوفان ديگر ما ملاصدرايي است اما وي ملاصدرايي خاصي بود.
وي در پايان با اشاره به اينكه علامه طباطبايي جمع تمام حكمت و نظر فلسفي بود خاطرنشان كرد: ملاصدرا جمع عقل و نقل را نشان مي‌دهد اما علامه اين جمع را بسيار ساده فهم مطرح مي‌كند كه وقتي به زندگي او نگاه مي‌‌كنيم مي‌بينيم نظر و عمل با هم جمع شده است كه از ابداعات زيبايي اين انديشمند بزرگ اسلامي و ايراني است.

*محقق داماد: علامه طباطبايي معتقد بود مكتب اسلامي اعتدال است

حجت‌الاسلام مصطفي محقق داماد، گفت: علامه طباطبايي در الميزان معتقد بود يك مكتب از يونان باستان در ميان فلاسفه وجود دارد و آن اعتدال است.
وي ادامه داد: حتي خواجه طوسي در اخلاق ناصري نظر جديدي ندارد و شايد اولين كسي كه به اخلاق اسلامي توجه كرده غزالي و بعد از او فيض كاشاني است.
اين استاد فلسفه تصريح كرد: اين انديشمند بزرگ معتقد بود مكتب اسلامي همين اعتدال است كه در كنار آن مكتب انبياء وجود دارد.
محقق داماد با بيان اينكه انبياء مردم را به آخرت وعده داده‌اند كه كار خوب انجام دهيد به بهشت و كار بد كنيد به جهنم مي‌رويد، افزود: اما علامه مي‌گويد قرآن مكتب جديدتري دارد كه آن حب است يعني محبت محور گوهر اخلاق اسلامي است كه اين جديدترين ابداع علامه طباطبايي است.
وي اظهار داشت: نظر علامه طباطبايي بر اين است كه گوهر اصيل تربيت اسلامي محبت و عشق به خداوند است كه اين عشق به خدا بشر را تربيت مي‌كند و مي‌سازد.
محقق داماد در پايان با اشاره به اين كه در روايات ما هم بر تاكيد دين به عشق و محبت اشاره شده، خاطر نشان كرد: به نظر مي‌رسد يكي از مهمترين چيزهايي كه در مراسم نكوداشت‌هاي علامه مي‌توان يادگرفت همين نكته و تاكيد او به محوري بودن محبت در دين است.
انتهاي پيام/ح