خبرگزاري فارس: خط نفاق اساساً خطي است كه در مقابل جريان رهبري اسلام ايستاده است.

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، محمدجواد اخوان در آخرين به روز رساني وبلاگشخصي خود "رايگاه " مطلبي را با عنوان "دعاي كميل؛ نفاق جديد و مسجد ضرار " منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است:
يكي از مهمترين جريانهاي دشمن با اسلام راستين كه از زمان ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان تا به امروز دست از عداوت و دشمني بر نداشته است، جريان نفاق است. منافقين با گسترش اسلام، آرام آرام در ساختار جامعه اسلامي رسوخ كرده و بر قدرت خويش افزودند تا اينكه با شكلگيري اولين حكومت اسلامي در مدينه النبي، به عنوان مهمترين تهديد داخلي در برابر اسلام قد علم كردند.
اهميت خطر آنها به گونه اي بود كه خداوند متعال طي آيات مختلفي به پيامبر اكرم(ص) اين خطر را يادآور مي شود.آيات متعددي از آخرين سورهاي نازل شده به تحليل وضعيت منافقين و نشانه هاي آنها اختصاص دارد كه سوره بقره، نساء، احزاب، توبه و ... از آن جملهاند.
اخيرا كه بحث دعاي كميل و سوءاستفاده جريان نفاق جديد از اين مراسم مطرح است، بازخواني شناخت نفاق خالي از فايده نيست.
منافق كيست؟
منافق در ابتداي سوره بقره به عنوان كسي كه به زبان چيزي را ميگويد كه در دل اعتقادي به آن ندارد، معرفي شده است. منافق در عرف به انسان "دو چهره " و "دو رو " يا به انساني كه زبانش با دلش يكسو نباشد گفته شده است. اما كمتر توجه شده كه ريشه اصطلاح منافق چه بوده كه به انسان دو رو منافق گفته شده است؟
معادل عربي اصطلاح "دو رو " "ذو وجهين " است، ولي به منافق ذو وجهين گفته نشده و قرآن از كلمه منافق استفاده كرده است؛ لذا ريشه اين اصطلاح را در جاي ديگر بايد جستجو نمود.
"نفق " به معني شكاف است. نفقه و انفاق عاملي است كه شكافهاي اقتصادي موجود در جامعه را پر كند به همين جهت به آن انفاق مي گويند. يعني كسي كه در راه خدا انفاق ميكند، ميخواهد آن فاصلههاي طبقاتي و شكافهايي كه به وجود آمده و به سبب آن عده اي فقير شده اند را از بين ببرد و برابري اقتصادي - اجتماعي برقرار نمايد.(عيني زاده، محمد "شاخصه خط نفاق در قرآن "صبح صادق،ش410)
اصطلاح "منافق " به عكس بيشتر در مسايل سياسي و اجتماعي مطرح است و كسي است كه در جامعه شكاف ايجاد ميكند؛ بنابراين منافق به صرف "دو رو " بودنش متصف به ويژگي "نفاق " نميشود، منافق زماني منافق ميشود كه در صدد ايجاد شكاف و تزلزل در جامعه باشد و بخواهد آن انسجامي كه در جامعه وجود دارد را برهم بزند. بنابراين اصطلاح منافق يك اصطلاح كاملاً سياسي و اجتماعي است نه يك اصطلاح شخصي و عبادي.
رمز موفقيت فرد منافق در جامعه اسلامي بي شك دو رويي و تزوير است؛ چرا كه در جامعه اسلامي، مسلمانان نمي پذيرند كه كسي آموزه هاي اسلامي و شعائر ديني را با صراحت زير سوال ببرد. در اين صورت چنين فردي پايگاه اجتماعي خود را از دست داده و مطرود خواهد شد؛ بنابراين جهت باز كردن جاي پا نقاب اسلام بر چهره زده و ادعاها و شعارهاي اسلامي سر مي دهد و از اصلاح اجتماعي سخن ميگويد در حالي كه حقيقتاً اعتقادي بدان ندارد.
حضرت آيت الله العظمي خامنهاي در اينباره ميفرمايد: "منافق؛ يعني كسي كه ادعاي چيزي را ميكند، وعدهي چيزي را ميدهد، پرچم چيزي را بلند ميكند؛ اما در رفتار خود، در عمل خود و در راه خود، ملتزم و پايبند به آن چيز نيست. يك چيز ديگر، يك راه ديگر و يك عمل ديگر بر رفتار و گفتار او حاكم است؛ اين ميشود منافق "(30/6/81)
خط نفاق مقابل خط ولايت
خط نفاق اساساً خطي است كه در مقابل جريان رهبري اسلام ايستاده است. اين مساله در صدر اسلام مصداق خود را پيدا كرد و قرآن كريم در آيات متعددي افرادي از مسلمانان كه در مقابل پيامبر(ص) ايستادگي مي كردند را با عنوان منافق ياد نمود. اهميت اين مساله تا جايي بود كه خداوند متعال سوره "منافقون " را جهت شناسايي اين جريان بر پيامبر اكرم (ص) نازل فرمود. بر اساس آيات قرآن منافقين كافر بوده و كفر آنها تا جايي است كه خداوند در آيه 6 سوره منافقون خطاب به پيامبر(ص) مي فرمايد: " اي رسول تو از خدا بر آنان آمرزش بخواهي يا نخواهي يكسان است خدا هرگز آنها را نمي بخشد همانا قوم نابكار فاسق را خدا هيچوقت هدايت نخواهد كرد. "
در سوره نساء آيه 115 نيز مطالبي ذكر شده است كه گناه ايجاد اختلاف در جامعه اسلامي كه منافقين آن را دنبال مي كنند، ذكر مي كند. طبق آيه "و من يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدي " بعد از آن كه رسول يعني رهبري جهان اسلام آمد و مسائل را روشن كرد، اگر كسي با رسول يعني با رهبري جامعه اسلامي مخالفت كند، "و يتبع غير سبيل المومنين " و در برابر راهي كه سبيل مؤمنين است،يعني آن راهي را كه رسول و رهبري نشان داده، بايستد، "نوله ما تولي " چنين كسي خط ولايت خود را تغيير داده و ولياي غير ولياي كه خدا تعيين كرده برگزيده است. قرآن كريم در ادامه ميفرمايد: چنين كسي كه "يشاقق الرسول " در برابر رسول بايستد ما او را به همان ولياي كه خودش برگزيده واگذارش ميكنيم! يعني كسي كه در برابر رسول ايستاد، او خطش را از رسول جدا كرده و حالا كه جدا كرده ولي ديگري برگزيده است!
مسجد ضرار؛ پايگاه جريان نفاق
ايستادگي خط نفاق در برابر رهبري و تلاش براي ايجاد انشقاق در جامعه اسلامي در صدر اسلام وارد مرحله عملياتي خود شد ومنافقين جهت طراحي وايجاد خط وجبهه اي جديد در برابر جبهه مسلمانان اقدام به تاسيس مسجدي كردند تا بتوانند فعاليت هاي تخريبي خود عليه حكومت اسلامي پيامبر را سازماندهي كنند. اين فتنه كه در قالب يك اقدام ديني دنبال شد با قاطعيت از سوي پيامبر اعظم سركوب گرديد. حضرت رسول اين مسجد را "مسجد ضرار " ناميده وآن را تخريب كردند.
حضرت آيت الله العظمي خامنهاي در نقل ماجراي مسجد ضرار مي فرمايند: "در قضيهي مسجد ضرار، اينها رفتند مركزي درست كردند؛ با خارج از نظام اسلامي - يعني با كسي كه در منطقهي روم بود؛ مثل ابوعامر راهب - ارتباط برقرار كردند و مقدّمهسازي كردند تا از روم عليه پيغمبر لشكر بكشند. در اينجا پيغمبر به سراغ آنها رفت و مسجدي را كه ساخته بودند، ويران كرد و سوزاند. فرمود اين مسجد، مسجد نيست؛ اينجا محلّ توطئه عليه مسجد و عليه نام خدا و عليه مردم است. "(28/2/80)
مسجد ضرار نماد سوء استفاد از شعائر اسلامي
طبق تاريخ اسلام و بر اساس آيات قرآني مسجد ضرار را نماد سوء استفاده خط نفاق از شعائر اسلامي بايد دانست. پنهان شدن در پس نمادهاي مذهبي و آراستن چهره حقيقي به آداب و شعائر اسلامي مهمترين ترفند تبليغاتي است كه همواره خط نفاق از آن براي فريب افكار عمومي بهره جسته است.
در حوادث اتفاق افتاده به بهانه برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، رفتارها و برنامه هايي از سوي جريان اصلاح طلب و سربازان آشوب طلب آنها به نمايش گذاشته شد كه به روشني در چارچوب نفاق، ايجاد شكاف در جامعه اسلامي و به وجود آوردن خط وجبهه اي جديد در مقابل جبهه انقلاب اسلامي و ولايت فقيه دانست. در اين اقدام بهرهبرداري از نمادها و شعائر اسلامي به يكي از مهمترين ابزار به كار گرفته شده توسط اتاق فكر اين جريان تبديل شد. جريان نفاق و دشمنان انقلاب اسلامي تلاش نمودند تا با ايجاد جرياني بدلي از نهضت اسلامي، سناريوي براندازي خود را به شعائر اسلامي مزين نمايند و حتي "فتنه سبز " را حركتي مبتني بر الگوي نهضت حضرت امام جلوه دهند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيانات مهمشان در مراسم تنفيذ از اين سناريوي پيچيده چنين پرده بر ميدارند: "دشمنان ما هم از اين انتخابات به نظر من يك تجربهاي اندوختهاند، و اگر نيندوختند، بايد بيندوزند. ... خيال نكنند با يك تقليد مغلوط از حضور عظيم مردمي در انقلاب سال 1357، يك كاريكاتور از آن انقلاب، ميتوانند به عظمت انقلاب و نظام اسلامي ضربه بزنند. اين تجربه براي دشمن بايد پيش آمده باشد. اشتباه نكنند؛ نظام اسلامي با اين حرفها شكست نخواهد خورد... اين ملت، ملت با ايماني است؛ ملت هوشياري است؛ ملت بااستعدادي است. با مسجد ضرار نميشود اين ملت را شكست داد. ما در تاريخ خودمان نمونههائي را از اين داريم: "و الّذين اتّخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب اللَّه و رسوله ".(توبه: 107) با تقليد از رهبر عزيز و عظيمالشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، كه از دل، از جان، با همهي وجود غرق در قرآن بود، نميشود اين مردم را فريب داد. اين مردم دلشان به ايمان روشن است؛ اين مردم آگاهند؛ جوانهاي ما آگاهند. اين تجربهاي است براي دشمن. "(12/5/88)
در بررسي اجمالي اين حوادث موارد زير را ميتوان نمونهاي از موارد سوء استفاده اين جريان از شعائر اسلامي - انقلابي دانست:
1-استفاده از رنگ سبز به عنوان نماد و رنگ اهل بيت(ع)؛
2-ادعاي اخلاقگرايي و پايبندي به اصول اخلاقي؛
3-ادعاي خط امام و تبعيت و پيروي از آرمانها و انديشههاي حضرت امام(ره)؛
4-معرفي كانديداي مورد نظر به عنوان نخست وزير دوران دفاع مقدس، نخست وزير امام(ره) و ...؛
5-سردادن شبانه شعار الله اكبر؛
6-حضور در نمازجمعه و اقامت نماز به امامت شخصيتي همسو با اين جريان سياسي؛
7-برگزاري دعاي كميل و ديگر مراسم مذهبي؛
8-تلاش براي همراه نمودن خانوادههاي معظم شهداء؛
9-تلاش براي نزديك شدن به مراجع عظام تقليد و همراه نمودن ايشان؛
10-شهيد خواندن كشتگان اخير اغتشاشات و برگزاري مراسم سوگواري براي آنها
11- سردادن شعارهاي دوران انقلاب اسلامي.
اين همه در حالي است كه مهمترين نماد پايبندي به اسلام و تعلق خاطر به حاكميت اسلامي كه حمايت و تبعيت از فرامين و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي است به هيچ وجه در رفتار و گفتار سياسي سران اين جريان در چندين ماه قبل و بعد از برگزاري انتخابات مشاهده نشده است. موسوي حتي در يك مورد نيز حاضر نشد نسبت به جايگاه ولايت فقيه و رهبري معظم انقلاب اسلامي و تاثير آن بر اداره كشور سخني بر زبان آورد. و اين درست همان ترفندي است كه درباره خط نفاق گفته شد، چرا كه خط نفاق تلاش دارد تا با ايستادگي در برابر رهبري، در جامعه اسلامي اختلاف و شكاف ايجاد نمايد و براي موفقيت در اين امر از نمادهاي اسلامي بهره ميگيرد.
اقدامات متعدد ديگري از سران اين فتنه سبز در اين ايام مشاهده شده است كه حركت در مسيرنفاقگونه را بيشتر تداعي ميكند. نفي حاكميت قانون و حركت در مسير بيقانوني، بياعتبار سازي تمامي نهادهاي قانوني برگزار كننده انتخابات، بزرگنمايي و علم نمودن چهرههاي مطرود انقلاب همچون منتظري براي زير سوال بردن نظام، نمونهاي از اقدامات است. و جالب است كه شاهد نوعي يكپارچگي و هم قسم شدن سران پشت صحنه اين حوادث براي انجام اين عمليات هستيم.
هر چه زمان ميگذرد چهره واقعي خط نفاق كه مدتهاست در درون نظام سياسي كشور رخنه كرده اند آشكار ميگردد. حكيم بزرگ انقلاب اسلامي سالها پيش بعد از ماجراي حضور برخي از تئوريسين هاي "فتنه سبز " امروز در كنفرانس ننگين برلين و در اوج فعاليتهاي فتنه انگيز قلم بدستان مزدور اين جريان در مطبوعات زنجيرهاي، در ديدار با جوانان غيور ايران زمين در مصلاي بزرگ تهران، نسبت به خطر فعاليت منافقين در درون ساختار سياسي كشور چنين هشدار داده بود:
"عزيزان من! اگر ما در داخل متحد و منسجم باشيم، اگر مردم با دولت و مسؤولانشان صميمي باشند و ارتباط داشته باشند، دشمن خارجي هيچ تأثير سوئي نميتواند بگذارد و هيچ اقدامي نميتواند بكند؛ اما متأسفانه در داخل، ايادي دشمن هستند. امروز در اين كشور "عبداللهبنابي "هاي منافق هستند؛ كساني كه حتي يك روز حكومت امام و حكومت نظام اسلامي را از بن دندان قبول نكردند! در زمان پيامبر، يكي از منافقان بسيار فعال، "عبداللهبنابي " بود كه با يهوديها و كفار قريش و جاسوسهاي امپراتوري روم ميساخت و از هر وسيلهاي استفاده ميكرد، براي اينكه شايد بتواند حكومت پيامبر را از بين ببرد؛ چرا؟ چون قبل از آنكه پيامبر به مدينه بيايد، او تصور ميكرد كه در آينده، رئيس و حاكم و پادشاه مدينه خواهد شد! پيامبر در واقع مقام او را از او سلب كرده بود. امروز در اين كشور "عبداللهبنابي "هايي هستند؛ كساني كه خيال ميكردند اگر انقلابي در اين كشور رخ دهد، حكومت وقف آنها و متعلق به آنهاست. كساني كه نه فقاهت را قبول داشتند، نه امام را قبول داشتند، نه مردم را قبول داشتند، نه احساسات ديني را قبول داشتند. پيامبر با "عبداللهبنابي " خوشرفتاري كرد و او را مجازات ننمود. نظام اسلامي هم با اينها خوشرفتاري كرد و به مجازاتشان نپرداخت. اينها امروز به برخي از پديدههايي كه دست دشمن در آنهاست، مينگرند؛ خيال ميكنند فرصتي پيدا كردهاند كه به نظام اسلامي ضربه بزنند. فعاليتهاي منافقانهي خودشان را ميكنند، به اين اميد كه بين مسؤولان اختلاف باشد؛ به اين اميد كه بين مردم اختلاف باشد؛ به اين اميد كه جوانان رابطهشان را با نظام اسلامي قطع كنند؛ به اين اميد كه جوانان با دين قهر كنند!
عزيزان من! هدف اصلي دشمنان - چه دشمنان خارجي، چه دشمنان دورو و منافق داخلي - عبارت است از نفي حكومت ديني و حكومت اسلام. اصل قضيه براي اينها اين است و به كمتر از اين هم راضي نيستند. اينها ميدانند تا وقتي كه قدرت در دست دين و احكام ديني است، تا وقتيكه مقررات مجلس شوراي اسلامي بايد طبق دين باشد، تا وقتي اين قانون اساسي هست - كه اين قانون اساسي منطبق بر دين است - در اين كشور نميتوانند كاري بكنند. تا وقتي مسؤولان كشور به مباني دين و اسلام و فقاهت پايبندند، اينها كاري نميتوانند بكنند. ميخواهند اين پايبندي را از بين ببرند؛ هدف اين است. ميخواهند همان تجربهاي را كه در صدر اسلام بهوجود آمد، دوباره تكرار كنند. "(1/2/79)
متاسفانه امروز شاهد آن بوديم كه "عبداللهبنابيهاي منافق " همانهايي كه به تعبير رهبري انقلاب "حتي يك روز حكومت امام و حكومت نظام اسلامي را از بن دندان قبول نكردند " ستادهاي انتخاباتي جبهه دوم خرداد را جولانگاه خود قرار داده بودند، و به عنوان سربازان كودتاي مخملين نقش آفريني كردند و اكنون نيز از ابزار ديني جلسات مذهبي هم چون مراسم دعاي كميل (!) براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي كنند.
امروز بر همه مومنين و معتقدين نظام اسلامي است كه با افزايش بصيرت خط خود را از اين منافقين ديروز و امروز جدا ساخته و با توجه به رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي، اين فتنه ايجاد شده توسط جريان تفرقه افكن را بطور كامل ناكام بگذارند.
گفتني است كاربران سرويس "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس ميتوانند مكاتبات خود را از طريق پست الكترونيكي cyber@farsnews.ir انجام دهند.
انتهاي پيام/
