خبرگزاري فارس: نشريه دانشجويي سپيدار با اشاره به تلاش برخي از افراد معلومالحال براي به هم زدن برنامههاي دانشجويي در چند سال اخير نوشت: براي آنها حضور در برنامهها و به هم زدن آنها، نوعي سرگرمي و مشغوليت اوقات فراغت است؛ ضمنا آنها همواره لباس شخصي به تن دارند.

به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، نشريه "سپيدار " ارگان بسيج دانشجويي دانشگاه تهران در مطلبي با عنوان "پنج ديدار با لباس شخصيها " نوشت؛
* 3 خرداد 1385؛ جمعي 200 نفره در صحن دانشگاه تهران به راه افتاده و سرودهايي درباره دوره تحصيل و دبستان و ...(!) ميخوانند. به دانشكده حقوق كه ميرسند، سر وقت نمايشگاه شهدا ميروند و آن را با خاك يكسان ميكنند. بعد هم سر كاروان را به سمت دانشكده ادبيات و تالار فردوسي كج ميكنند، جايي كه حسن عباسي مشغول «مهندسي سياسي جمهوري اسلامي» است. تلاش آنان براي به همزدن سخنراني، با مقاومت حاضران و هوشياري عباسي ناكام ميماند؛ مهاجمان همگي لباس شخصي به تن دارند.
* 20 آذر 1385؛ جلسه سخنراني دكتر محمود احمدينژاد در دانشگاه اميركبير، نمايندگان تشكلهاي مختلف دانشجويي در زمان مشخص حرف ميزنند. بعضي از آنان در حضور رئيسجمهور او را حسابي با تازيانه كلام نوازش ميكنند. با اين همه جمعي 200 نفر در طول سخنراني احمدينژاد ياد خاطرات كودكي و نوجوانيشان افتاده و سرود ميخوانند! قصد دارند جلسه به هم بخورد و سخنران از رو برود. البته احمدينژاد را كه ميشناسيد؟!؛ هوچيگران همگي لباس شخصي به تن دارند.
* 18 مهر 1386؛ باز هم جمعيتي 200 نفره كه به نظر ميرسد بعضي نشان از موفقيت رئيس جمهور در سفر به نيويورك و سخنراني در دانشگاه كلمبيا ناراحتند، قصد ورود به جلسه افتتاحيه دانشگاهها در تالار علامه اميني و ايجاد اختلال در آن را دارند كه با مقاومت جمعي ديگر از دانشجويان ناكام ميشود؛ حملهكنندگان همگي لباس شخصي به تن دارند.
* مرداد 1387؛ كنگره سالانه اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل در تالار فردوسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، اين بار جماعت 20 نفره به رغم قلت عددي، از لحاظ هوچيگري و گردن كلفتي(!) تواني به استعداد 200 نفر از خود ظاهر ميسازند، قصد بر هم زدن جلسه را دارند. جماعت 20 نفره كه ظاهراً اعضاي يكي از تشكلهاي قديمي دانشگاه تهران هستند؛ همگي لباس شخصي به تن دارند.
* 27 مهر 1388؛ سخنراني محمدحسين صفارهرندي در تالار چمران دانشكده فني دانشگاه تهران، قبل از سخنراني تريبون آزاد برقرار است و در تقسيم وقت، كفه مخالفان سخنران و برگزاركننده جلسه (بسيج دانشجويي) سنگينتر است. اما مخالفان كه باز هم همان 200 نفر آشناي خودمان باشد، علاقهاي به سخنراني گوش كردن ندارند و در هنگام سخنراني صفارهرندي، شعارهايي كه در ايام دههفجر از فيلمهاي صدا و سيما شنيدهاند را مرور ميكنند! درست است كه بعضيهايشان پارچهاي سبز با خود حمل ميكنند؛ ولي همگي لباس شخصي به تن دارند.
* جمعبندي ؛ براساس ديدارهاي شخصي نگارنده در اين موارد و پارهاي موارد ديگر با دوستان لباس شخصي، اصليترين ويژگيهاي آنان را چنين يافتهام: لباس شخصيها غالباً علاقهاي به گوش كردن ندارند، عجيبتر اين است كه حتي علاقه چنداني به حرف زدن هم ندارند، علاقه اصلي آنها فرياد زدن است! حتي اگر تريبون هم داشته باشند باز برايشان جاي عربده و به خصوص شعارهاي ريتميك را نميگيرد، لباس شخصيها مخالف گفتگو هستند و البته مخالف برقراري هرگونه تمايز جعلي و بيمبنايي ميان دانشگاه با استاديوم!، براي آنها حضور در برنامهها و به هم زدن آنها، نوعي سرگرمي و مشغوليت اوقات فراغت است؛ ضمنا آنها همواره لباس شخصي به تن دارند.
انتهاي پيام/
