FarsNewsAgency Menu
 
 
88/07/26 - 14:31
شماره:8807261203
چرا گزارش گلدستون با اهميت است؟

خبرگزاري فارس: استاد حقوق بين‌الملل دانشگاه‌هاي آمريكا و نويسنده بيش از 20 كتاب مختلف در موضوعات بين‌المللي، طي مقاله‌اي با بررسي گزارش گلدستون در رابطه با جنايات جنگي رژيم صهيونيستي، دلايل اهميت اين گزارش را برشمرد.


به گزارش فارس، پرفسور "ريچارد فالك "، استاد بازنشسته حقوق بين‌الملل دانشگاه "پرينستون " آمريكا و نويسنده بيش از 20 كتاب مختلف در موضوعات جهاني، اخيرا مقاله‌اي را در رابطه با گزارش "گلدستون " براي پايگاه اينترنتي "انتفاضه فلسطين "، نوشته است.

اين فعال امور بين‌الملل كه پيش از اين از سوي سازمان ملل براي تصدي دو منصب مرتبط با مسئله فلسطين انتخاب شده است، در مقاله خود نوشت: "ريچارد گلدستون "، قاضي سابق دادگاه قانون اساسي آفريقاي جنوبي، اولين تعقيب كننده قانوني دادگاه لاهه در رابطه با دادگاه جنايات يوگسلاوي سابق و فعال ضد رژيم سابق آپارتايد آفريقاي جنوبي، از سوي سازمان ملل براي به عهده گرفتن ماموريت تحقيق در رابطه با جنايات جنگي رژيم صهيونيستي در طي جنگ سه هفته‌اي غزه در زمستان سال گذشته، انتخاب شد.

اين در حالي بود كه گلدستون ميل چنداني به قبول اين ماموريت نداشت؛ زيرا او معتقد بود كه مسئله جنايات جنگي رژيم صهيونيستي در جريان يورش به غزه، "عميقا داراي بار سياسي " است. گلدستون مي‌گويد: با اين وجود من اين ماموريت را قبول كردم زيرا عميقا به حكمراني قانون و قوانين جنگ اعتقاد داشته و به حفاظت از غيرنظاميان در ميدان‌هاي نبرد اهميت مي‌دادم.

فالك در ادامه گزارش خود يادآور مي‌شود: گروه چهار نفره ماموريت حقيقت‌يابي جنايات اتفاق افتاده در جريان جنگ غزه داراي شخصيت‌هاي مهم و با كفايتي بود كه از جمله آنها مي‌توان به "كريستينا چينكين "، محقق برجسته حقوق بين‌الملل و استاد دانشكده اقتصاد لندن اشاره كرد. كه البته با توجه به اين انتخاب، بدون شك به پيچيدگي تصميم‌گيري‌هاي گلدستون نيز پي خواهيد برد زيرا اين عضو گروه حقيقت‌يابي گلدستون يك يهودي است كه روابط عاطفي و خانوادگي عميقي با اسرائيل و صهيونيسم داشته و از ديرباز با چندين جامعه و سازمان فعال در اسرائيل همكاري مي‌كرده است.

استاد بازنشسته دانشگاه پرينستون در ادامه مي‌نويسد: باوجود اعتبار بي‌‌عيب و نقص اعضاي كميته و شهرت و خوشنامي جهاني گلدستون به عنوان شخصيتي كه امانتداري و سياستمداري را در حد تعادل نگه داشته بود، رژيم صهيونيستي از همان ابتدا، از همكاري با وي خودداري كرد و حتي به مسئولين سازمان ملل اجازه نداد تا وارد سرزمين‌هاي اشغالي شوند. بطوري كه اين مسئولين مجبور شدند تا با تكيه به دولت مصر، ‌از طريق گذرگاه رفح وارد غزه شوند.

اين گزارش تاكيد مي‌كند كه اگرچه اسرائيل بارها با حمله به گزارش كميته حقيقت‌ياب سازمان ملل، آن را يكجانبه و غيرعادلانه مي‌خواند اما بايد توجه داشت كه تنها توضيح قابل قبول در رابطه با خودداري رژيم صهيونيستي از همكاري با كميته حقيقت‌ياب و استفاده نكردن اين رژيم از فرصتي كه براي دفاع از خود داشت، اين است كه رژيم صهيونيستي در واقع چيزي براي گفتن ندارد و نمي‌تواند شواهد بدست آمده از جنايات جنگي مرتكب شده در جريان جنگ غزه را تكذيب كند.

در واقع جنايات رژيم صهيونيستي به حدي آشكار است كه هيچ كميته معتبر بين‌المللي ديگري نيز قادر نبود تا نتايجي به غير از نتايج بدست آمده در گزارش گلدستون، كسب كند.

فالك مي‌نويسد: در حقيقت گزارش گلدستون هيچ چيز جديدي را در بر نداشت و تنها گزارش‌ها و تحليل‌هاي بسيار زيادي را كه در مورد رفتار نظاميان صهيونيست در جريان جنگ غزه، وجود داشت، تاييد مي‌كرد.

بر اين اساس، گزارش‌هاي قابل اعتمادي وجود دارد كه روش‌هاي جنگي رژيم صهيونيستي را محكوم كرده و آنها را تخطي از قوانين جنگ و قوانين بشردوستانه بين‌المللي مي‌داند؛ از جمله اين گزارش‌ها مي‌توان به گزارش سازمان "عفو بين‌الملل "، "ديده‌بان حقوق بشر " و تعدادي از گروه‌هاي حقوق بشري حاضر در سرزمين‌هاي اشغالي اشاره كرد. همچنين بسياري از خبرنگاران و كاركنان ارشد سازمان ملل نيز به نتايج مشابهي با گزارش گلدستون، دست يافته‌اند.

اين گزارش مي‌افزايد: شايد يكي از مهمترين گزارشاتي كه تا قبل از گزارش گلدستون وجود داشت، انتشار سندي با نام " شكستن سكوت " بود كه شامل اظهارات 30 نفر از نيروهاي ارتش رژيم صهيونيستي مي‌شد كه در يورش اين رژيم به غزه نيز مشاركت داشتند؛ اين سربازان با اشاره به اينكه فرماندهانشان از قوانين درگيري جنگي تخطي كرده‌اند به تشريح اين مطلب پرداختند كه چرا تدابير اندكي براي جلوگيري از بوجود آمدن تلفات غيرنظامي، اتخاذ شده بود.

فالك مي‌افزايد: نظاميان اسرائيلي در اظهارات خود تشريح كردند كه سياست اسرائيل اين بود تا مردم غزه را به خاطر حمايتشان از حماس، تنبيه كرده و همزمان نيز به گونه‌اي عمل كند كه تلفات ارتش اين رژيم تا حد ممكن پايين بوده و به صفر نزديك شود، حتي اگر رسيدن به اين هدف نيازمند كشتار فلسطينيان بي‌گناه بود.
دلايل واكنش شديد رژيم صهيونيستي به گزارش گلدستون چيست؟

در ادامه مقاله فالك مي‌خوانيم: با توجه به اين حقيقت كه جامعه بين‌الملل پيش از اين نيز دريافته بود كه رژيم صهيونيستي در جريان حمله به نوار غزه از قوانين بين‌المللي سرپيچي كرده است،‌ در ابتدا بايد به اين مسئله بپردازيم كه چرا گزارش 575 صفحه‌اي گلدستون در حالي كه تنها اندكي به دانسته‌هاي قبلي جامعه جهاني افزود، اين چنين موجب واكنش رژيم صهيونيستي شده و توجهات زياد رسانه‌هاي جهاني را به خود جلب كرد. در واقع گزارش گلدستون بيش از گزارش‌هاي پيشين نسبت به داستان فريبنده رژيم صهيونيستي كه حماس را به دليل شليك موشك‌هايش مقصر معرفي مي‌كرد، حساس بود و بر استفاده افراطي و بدون توقف رژيم صهيونيستي از زور متمركز شده بود و به بررسي شواهد موجود در خصوص يكسري از وقايع رخ داده در جريان جنگ غزه، از جمله حمله به شهروندان و اهداف غيرنظامي مي‌پرداخت.

فالك تصريح مي‌كند: گزارش گلدستون به محاصره غيرقانوني نوار غزه كه ورود مواد غذايي، سوخت و احتياجات پزشكي را نيز محدود مي‌كرد پرداخته و تاكيد مي‌كرد كه چنين محاصره‌اي نمونه‌ زشتي از مجازات جمعي است كه به صراحت توسط بند 33 كنوانسيون چهارم ژنو ممنوع شده است.

بنابراين گزارش، رژيم صهيونيستي همواره انتقادات بين‌المللي نسبت به عمليات نظامي خود در جنگ غزه را رد كرده و ادعا مي‌كند كه ارتش اسرائيل، اخلاقي‌ترين نيروي جنگي در كره زمين است! در همين رابطه نيز ارتش رژيم صهيونيستي اقدام به اجراي يكسري تحقيقات صوري نيز نموده است.

فالك مي‌نويسد: اما با توجه به اينكه از مدتها پيش ادعاهاي مبني بر ارتكاب اسرائيل به جنايات جنگي وجود داشته و اين رژيم نيز آنها را تكذيب مي‌كرده است، چرا گزارش گلدستون در تل‌آويو به منزله بمبي تلقي شد كه موقعيت اسرائيل را به شدت تهديد مي‌كند؟ در همين رابطه "شيمون پرز "، رئيس‌ رژيم صهيونيستي، گزارش گلدستون را " استهزاء تاريخ " خواند كه "قادر به تشخيص متجاوز و حق دفاع از خود نبوده " و " فعاليت‌هاي تروريستي را مشروع مي‌نماياند ".

پرز همچنين گزارش گلدستون را جانبدارانه توصيف كرده و آنرا نتيجه وجود گرايشات ضد اسرائيلي در شوراي حقوق بشر سازمان ملل دانسته است.

فالك در اين‌باره توضيح‌ مي‌دهد: اين خط پاسخگويي به انتقادات بين‌المللي از رفتار اسرائيل در فلسطين اشغالي، امري است كه هميشه و به خصوص زماني كه انتقادات از سوي سازمان ملل و يا گروه‌هاي حامي حقوق بشر مطرح مي‌شود، اتفاق مي‌افتد و مانع از بوجود آمدن يك ديد واقعي نسبت به اتهامات وارد شده به رژيم صهيونيستي مي‌شود.

فالك مي‌افزايد: اين نمونه‌اي از چيزي است كه من آنرا " سياست پيچش " مي‌نامم؛ سياستي كه بر اساس آن تلاش مي‌شود تا توجه مردم را از پيام و مقصود اصلي يك نفر دور كند. بطوري كه هرچه انتقادات شديدتر باشد، پاسخ به آن نيز خشن‌تر و شديدتر خواهد بود.

اين نويسنده صاحب‌نام آمريكايي مي‌نويسد: با نگاه دقيق‌تر، دلايل خوبي براي واكنش مضطربانه اسرائيل به گزارش گلدستون، آشكار مي‌شود. اولين دليل اين است كه گزارش گلدستون با حمايت شخصيت‌هاي برجسته بين‌المللي تهيه شده است كه با توجه به اعتبار آنها،‌ نمي‌توان اتهامات ضد اسرائيل بودن را به آنها وارد كرد. به همين خاطر نيز كار رژيم صهيونيستي براي دور كردن توجهات از يافته‌هاي كميته حقيقت‌ياب سازمان ملل دشوارتر شده است. بطوري كه هر كس با خواندن گزارش مذبور به اين نتيجه مي‌رسد كه گزارش گلدستون كاملا متعادل و بي‌طرف است.
دليل دوم واكنش مضطربانه رژيم صهيونيستي به گزارش گلدستون اين است كه يافته‌هاي نه چندان تعجب‌برانگيز كميته حقيقت‌ياب سازمان ملل با پيشنهادات و توصيه‌هاي مهمي همراه شده است كه همين امر سطح گزارش گلدستون را از نمونه‌هاي مشابه پيشين، فراتر مي‌برد.

فالك در تشريح توصيه‌هاي مطرح شده در گزارش گلدستون مي‌نويسد: دو پيشنهاد در اين گزارش موجب شده تا رهبري رژيم صهيونيستي دچار نگراني شديدي شود؛ اين گزارش قويا توصيه مي‌كند كه اگر رژيم صهيونيستي و حماس ظرف شش ماه با تحقيقات همكاري نكرده و اقداماتشان را بر اساس استانداردهاي بين‌المللي در مورد نقض قوانين جنگي، پيگيري نكنند، شوراي امنيت سازمان ملل مي‌بايست وارد عمل شده و مسئله مسئوليت‌پذيري رژيم صهيونيستي و حماس را به تعقيب كننده قانوني دادگاه جنايات بين‌المللي لاهه ارجاع دهد.

استاد بازنشسته حقوق بين‌الملل تاكيد مي‌كند: حتي اگر اسرائيل بتواند با كمك‌هاي ديپلماتيك ايالات متحده و احتمالا برخي دولت‌هاي اروپايي اين بي‌آبرويي خود را بپوشاند و از بار مسئوليت آن شانه خالي كند، ترميم افكار عمومي متاثر از گزارش گلدستون، كاري دشوار خواهد بود.

گزارش فالك حاكيست،‌ سومين دليل براي برآشفتگي اسرائيل اين است كه هر اتفاقي كه در سيستم سازمان ملل و شوراي حقوق بشر ژنو بيافتد، وزن گزارش گلدستون توسط افكار عمومي درك خواهد شد. بطوري كه از زمان جنگ غزه، استحكام و پايداري حمايت يهوديان از رژيم صهيونيستي كاهش يافته است. همچنين با نگاهي جهاني‌تر در خواهيم يافت كه پس از يورش رژيم صهيونيستي به غزه، يك جنبش تحريم عليه اسرائيل شكل گرفته و گزارش گلدستون تنها به حمايت‌ها از اين جنبش افزوده است.

فالك در ادامه با اشاره به اينكه هم‌اكنون حس همدردي با فلسطينيان در جهان رو به افزايش است، مي‌نويسد: فلسطينيان در دومين جنگ خود با رژيم صهيونيستي، كه يك جنگ غيرنظامي بود، پيروز شدند. در واقع اين نبرد غيرنظامي، همان جنگ سياسي است كه موجب شد رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي محكوم شود.
اما چهارمين دليل براي نگراني بيش از اندازه رژيم صهيونيستي از گزارش گلدستون، چراغ سبزي است كه اين گزارش به دادگاه‌هاي بين‌المللي در سراسر جهان به منظور اعمال قوانين مرتبط با جنايات جنگي عليه صهيونيست‌ها داده است. بطوري كه اگر مسئولين رژيم صهيونيستي به خارج از سرزمين‌هاي اشغالي سفر كنند، يا بازداشت مي‌شوند و يا اينكه به يك كشور ثالث استرداد داده مي‌شوند.

نويسنده آمريكايي مقاله منتشر شده در پايگاه "انتفاضه فلسطين " مي‌افزايد: واكنش رسانه‌هاي اسرائيلي به پيشنهادات مطرح شده در گزارش گلدستون نشان مي‌دهد كه ساكنان سرزمين‌هاي اشغالي هم‌اكنون نيز حين سفرهاي خارجي خود از بازداشت شدن و تحت پيگرد قرار گرفتن بيم دارند. بطوري كه يكي از مفسران نشريات رژيم صهيونيستي در اين باره گفته است: از حالا، نه تنها سربازان بايد حين سفرهاي خارجي مراقب باشند، بلكه وزرا و مشاوران قانوني نيز مي‌بايست در سفرهاي خارجي خود دقت كنند. "
فالك توضيح مي‌دهد: در حقيقت بند اول كنوانسيون ژنو به كشورهاي جهان مي‌گويد كه در هر رويدادي به قوانين بشردوستانه بين‌المللي احترام بگذارند و همين امر يادآور تلاش‌هاي برخي دادگاه‌هاي 1998، براي تحت تعقيب قرار دادن پينوشه به دليل جرايم ارتكاب شده در زمان رهبريش در شيلي، است كه نشان داد دادگاه‌هاي ملي نيز مي‌توانند براي تحت پيگرد قرار دادن سران سياسي و نظامي به دليل ارتكاب جنايات جنگي، مورد استفاده قرار گيرند.

اين گزارش مي‌افزايد: البته اسرائيل نيز با عواقب گزارش گلدستون مبارزه خواهد كرد. بطوريكه هم‌اكنون نيز حمله ديپلماتيك و رسانه‌اي شديدي را طراحي كرده تا گزارش گلدستون را يكجانبه توصيف كند و اين تصور را بوجود آورد كه گزارش گلدستون شايسته توجهات جدي جهانيان نيست. همچنين دولت ايالات متحده نيز بطور نااميد كننده‌اي بر ديدگاه رژيم صهيونيستي صحه گذاشته و پيشنهادات اصلي گزارش گلدستون براي ارجاع پيگيري يافته‌هاي كميته حقيقت‌ياب به شوراي امنيت را رد كرده است. بطوري كه "سوزان رايس "، نماينده آمريكا در سازمان ملل، 16 سپتامبر، يعني يك روز پس از انتشار گزارش گلدستون، در شوراي امنيت سازمان ملل گفت: ما نگراني‌هاي جدي از پيشنهادات مطرح شده در گزارش گلدستون داريم. رايس همچنين با اشاره به شوراي حقوق بشر سازمان ملل، اين سازمان را كه فاقد اختيارات اجرايي است، به عنوان "تنها محل مناسب " براي اتخاذ هرگونه تصميمي بر اساس گزارش گلدستون، معرفي كرد.

استاد بازنشسته حقوق بين‌الملل مي‌افزايد: اين واكنش آمريكا در حقيقت نشان‌دهنده اين مطلب است كه در صورت پيگيري پيشنهادات گلدستون براي ارجاع موضوع جنايات جنگي رژيم صهيونيستي به شوراي امنيت، اين امكان وجود دارد كه گزارش گلدستون توسط آمريكا و يا ديگر اعضاي ثابت شوراي امنيت، وتو شود.

*گزارش گلدستون برخي اقدامات صلح‌جويانه حماس را ناديده گرفته است

مقاله فالك در ادامه با اشاره به ادعاهاي رژيم صهيونيستي مبني بر يكجانبه بودن گزارش گلدستون تاكيد مي‌كند كه اين گزارش حتي در برخي از موارد به نفع رژيم صهيونيستي بوده و از برخي اقدامات صلح‌جويانه حماس در جريان جنگ غزه چشم‌پوشي كرده است.

بر اين اساس، گزارش گلدستون هيچ اشاره‌اي به آتش‌بس موقتي كه در آغاز يورش رژيم صهيونيستي موجب متوقف شدن شليك موشك‌هاي حماس به سرزمين‌هاي اشغالي شد، نكرده و يا حتي از تلاش‌هاي مكرر حماس براي تمديد آتش‌بس نيز حرفي نزده است.
همچنين بايد توجه داشت كه اين رژيم صهيونيستي بود كه با حمله شديد به نظاميان حماس در تاريخ چهارم نوامبر 2008، موجب شكسته شدن آتش‌بس شد.

فالك تاكيد مي‌كند: با اين حال، گزارش گلدستون با رد اين حقيقت كه جنگ غزه از سوي رژيم صهيونيستي و بطور يكجانبه صورت گرفته است، در واقع از شناسايي متجاوز، خودداري كرده است.
فالك مي‌افزايد: مسئله نااميد كننده ديگر اين است كه گزارش گلدستون در رابطه با جلوگيري رژيم صهيونيستي از مهاجرت غيرنظاميان زنداني شده در نوار غزه،‌ هيچ اظهارنظري نكرده است. اين در حالي است كه رژيم صهيونيستي حين جنگ غزه، تمامي مرزها را بسته بود و تنها به شهرونداني كه داراي گذرنامه خارجي بودند، اجازه خروج از نوار غزه را مي‌داد.

فالك با اشاره به اينكه اقدام رژيم صهيونيستي در جلوگيري از خروج غيرنظاميان، يك اقدام نادر در جنگ‌هاي مدرن است، مي‌افزايد: اگرچه قانون مشخصي وجود ندارد كه كشورهاي درگير جنگ را ملزم كند تا به غيرنظاميان اجازه دهند از محدوده‌هاي درگيري خارج شوند اما به نظر مي‌رسد اين امر يكي از ابتدايي‌ترين ملزومات انسانيت باشد و جاي خالي اين موضوع در قوانين بين‌المللي نيز احساس مي‌شود؛ اهميت اين مسئله نيز وقتي به چشم مي‌آيد كه به برخي از جنايات صورت گرفته عليه غيرنظاميان در غزه اشاره كنيم، بويژه آنكه بدانيم 53 درصد از جمعيت اين شهر را كودكان تشكيل مي‌دهند.
كارشناس حقوق بين‌الملل در ادامه اشاره به كاستي‌هاي گزارش گلدستون مي‌نويسد: درحالي كه كميته حقيقت‌ياب سازمان ملل به مسئله زنداني بودن "گلعاد شاليت "،نظامي اسير اسرائيلي اشاره كرده و توصيه مي‌كند كه آزادي وي مي‌بايست بر اساس زمينه‌هاي انسان‌دوستانه صورت گيرد، گزارش گلدستون هيچ‌گونه تاكيد مشابهي نسبت به رژيم صهيونيستي براي آزادسازي هزاران فلسطيني اسير شده كه در شرايط ناگواري به سر مي‌برند، نداشته است.

در ادامه اين مقاله آمده است: در انتها بايد گفت كه بعيد است گزارش گلدستون موجب شكسته شدن خودداري دولت‌ها از به چالش كشيدن محاصره غزه توسط رژيم صهيونيستي و يا راضي كردن كردن سازمان ملل براي جلوگيري از فرار رژيم صهيونيستي از مجازات شود. همچنين با توجه به سياست‌هاي پشت‌پرده، معلوم نيست كه ايالات متحده قادر باشد تا از رژيم صهيونيستي در برابر مسئوليت‌پذيري اين رژيم به خاطر رفتارش در جنگ غزه و خودداري ممتد اين رژيم در تن دادن به قوانين بين‌المللي محافظت كند.

فالك مي‌افزايد: باوجود چنين محدوديت‌هايي در گزارش گلدستون، اين گزارش يك همكاري تاريخي با تلاش فلسطينيان براي كسب عدالت بوده و سند قاطعي مبني بر قرباني شدن آنها در جريان اشغالگري رژيم صهيونيستي خواهد بود. در حقيقت تاثير اين گزارش وقتي بيشتر درك مي‌شود كه جنبش‌هاي اجتماعي در سراسر جهان رشد كرده و تحريم‌هاي فرهنگي، ورزشي و دانشگاهي را عليه رژيم صهيونيستي اعمال كرده و موجب شوند تا سرمايه‌گذاري، تجارت و توريسم اين رژيم دچار افت شود.

انتهاي پيام/