FarsNewsAgency Menu
 
 
88/07/20 - 11:53
شماره:8807200463
/گزارش فارس از همايش گفت‌وگو با حافظ/
آغداشلو: از بي‌ادبي تصويرگران به حافظ عذرخواهي مي‌كنم

خبرگزاري فارس: آيدين آغداشلو با اشاره به تصويرگري اندك از شعر حافظ در مقايسه با ديگر شاعران گفت: من هر ديوان حافظي كه تصويرگري داشت به دستم مي‌رسيد آنها را مي‌كندم و از اين بي‌حرمتي و بي‌ادبي در حق اين انسان بزرگ، به خود مي‌پيچيدم. من از اين كم‌توجهي تصويرگران به اشعار حافظ عذرخواهي مي‌كنم.


به گزارش خبرنگار فارس، آيدين آغداشلو، نقاش و گرافيست، ديروز در دومين روز از همايش گفت‌و گو با حافظ كه در محل شهر كتاب مركزي برگزار شد، عنوان كرد: نقاشي ايراني سابقه بسيار طولاني دارد اما تصويرگري براي ديوان‌هاي شاعران بزرگ سابقه چنداني ندارد و قديمي‌ترين تصويرگري براي "ورقه و گلشاه " صورت گرفته كه آن هم از دوره سلجوقيان فراتر نمي‌رود.
وي افزود: دومين تصويرگري از ديوان اشعار براي شاهنامه انجام شده كه آن هم مربوط به قرن هفتم هجري است.
آغداشلو با طرح اين پرسش كه چرا تصويرگران ايران كمتر از روي ديوان حافظ تصويرگري كرده‌اند؟ تصريح كرد: نقاشان ما نسبت به حافظ جفا كرده اند، چراكه هيچ نمونه‌اي ازتصويرگري پديد نيامده است كه درخور جهان والاي حافظ باشد.
اين نقاش در ادامه گفت: ميان هنرهاي مختلف ايران يعني شعر و آواز، شعر و موسيقي، موسيقي و آواز، ادبيات و نقاشي و ... ارتباط وجود داشته است و به همين دليل نقاشان ايراني خود اديب بودند و علاقه‌مند بودند كه آثار ادبي را تصويرگري كنند.
وي با بيان اينكه نگارگري براي قصه و شعر براي روشن‌تر، ساده‌تر كردن و واضح نشان دادن پيچيدگي‌هاي ادبي است، يادآور شد: ديوان شاعران به صورت يكسان تصويرگري نشده است، مثلا من در جايي درباره "مثنوي " صحبت مي‌كردم، در ضمن صحبت متوجه شدم كه چقدر مثنوي كمتر مصور شده است، شايد يك علت آن اين باشد كه مثنوي بعد از قرآن تقدس زيادي داشته است و كمتركسي جرات مي كرد از آن تصويرگري كند اما با اينحال حكايت‌هاي مثنوي گنجي براي تصويرگران بوده است.
آغداشلو سفارشي بودن تصويرگري ديوان را يكي ديگر از دلايل يكسان نپرداختن به شاعران خواند و يادآور شد: از گذشته سفارش انگيزه اصلي تصويرگران ايران بود، هنرمندان ما به خود اجازه نمي‌دادند به تصويرگري بپردازند و بايد اميري، وزيري و يا اديبي به آنها سفارش مي‌دادند چرا كه هم نسخه هاي ارزشمند گرانقيمت بودند و هم مزد نقاشي بالا بود.
اين تصويرگر اضافه كرد: هنوز هم يك هنرمند به صورت منفرد و از روي عشق و علاقه نمي‌تواند يك اثر را با تصاوير متعدد مصور كند اما آيا سفارش‌دهندگان براي تصويرگري ديوان حافظ منعي يا محدوديتي داشتند؟ يا آنكه جايگاه حافظ را نمي‌شناختند، گمان نمي‌كنم اينطور باشد.
وي عنوان كرد: شاهنامه، خمسه نظامي و حتي آثار سعدي بسيار بيشتر از اشعار حافظ و خواجوي كرماني تصويرگري شده‌ و اين مجموعه تصويرگري ما متناقض است.
آغداشلو در ادامه متذكر شد: اگرچه از اين كم‌توجهي تصويرگران به اشعار حافظ عذرخواهي مي‌كنم، اما بجاست بررسي كنيم و ببينيم كه چه چيزي از غزل‌هاي حافظ را مي توان تصويرگري كرد، مجموعه گلستان سعدي پر از حكايت‌هايي است كه تصويرگري شد. نه اينكه ديوان حافظ فاقد قصه است اما اگر اين حق را براي نقاشان قايل باشيم بايد بپرسيم كه نحوه مراجعه آنها با غزل حافظ چگونه بوده است؟
اين نقاش تصريح كرد: سابقه و زمينه تصويرگري از غزل‌هاي حافظ وجود داشته است ولي تصويرگران به ساده‌ترين وجه و به صورت عادي اين غزل‌ها را تصويرگري كردند مثلا بيشترين تصويرگري‌ها كه از غزل حافظ شده با اين مضمون بوده كه بر لب جوي نشين و گذر عمر ببين.
وي با بيان اينكه نقاشي ديوان در دوره حافظ مرسوم بوده است، گفت: در جايي كه تصويرگران به غزل حافظ كم توجه بودند مي‌بينيم هنرمند با استعداد ديگري تصويرگري‌هاي بسيار خوبي از ديوان شاعر نزديك به دوره حافظ انجام داده است، مثلا بهترين تصويرگري كه در دوره حافظ بوده، تصويرگري ديوان سلطان احمد جلاير است كه به احتمال زياد كار جنيد نقاش است.
آغداشلو در ادامه يادآور شد: بعد از اين تصويرگري در دوره حافظ نسخه مصور قابل توجهي نمي‌بينيم و بعد از آن مي‌رسيم به دوره تيمور كه اين دوره آغاز شكوفايي نگارگري ايراني است اما به قرن دهم كه مي‌رسيم تصويرگري‌ها، نمونه‌هاي مصور و تصويرگران زيادتر مي‌شوند. شايد در اين دوره بهترين نقاشي مربوط به نقاشي سلطان محمد نقاش است كه در ديوان حافظ تصويري از او آمده كه خود اين تصوير قصه‌اي ديگر است.
اين نقاش با بيان اينكه هر تصويرگري جهان آفاق حافظ را باجهان آفاق خودش سنجيده است، خاطرنشان كرد: اصل اين است كه هر تصويرگري روايت خودش را از اشعار مصور كند. در بسياري از اين مصور‌ها مي‌بينيم كه اصل قصه كنار مي‌ماند مثلا همين نقاشي سلطان محمد آشكار مي‌كند كه نحوه برداشت هنرمند از صحنه چقدر مي‌تواند، شخصي باشد و چقدر از روي رفع تكليف، متأسفانه اين رفع تكليف را مكرر در آثار تصويرگران از شعر حافظ بسيار ديدم.
وي ادامه داد: شايد اين نگارگران نيز مانند من تصور نمي‌كردند كه بتوانند با نقاشي جهان آفاق حافظ را در تصوير بريزد، براي همين تصوير را با شلختگي پر مي‌كند.
آغداشلو سپس با بيان اينكه جهان حافظ قابل تأويل و تفسير است، متذكر شد: اگر كسي جرأت پيدا كند كه جهان حافظ را به تصوير بكشد، ناگزير نقاشي او انتزاعي مي‌شود چرا كه مجموعه‌اي از نور، رنگ و عناصر متافيزيكي مي‌شود، به همين دليل بود كه تصويرگري شعر حافظ به قهقرايي رفت و ساده‌تر شد و بيشتر حالت يك شوخي گرفت.
اين تصويرگر در ادامه توضيح داد: ما از قرن 13 نمونه‌اي قابل ذكر از تصويرگري شعر حافظ سراغ نداريم، شايد در عصر ما با كشف مجدد حافظ توسط عموم و اهل معنا و تحقق تصوير قابل تأملي به وجود آيد.
وي اضافه كرد: گله‌اي كه دارم اين است كه چرا هيچ مفسري به من نمي‌گويد شعر حافظ خوب است، اما من با انضباط هولناكي براي رسيدن به اين توضيح كتاب‌هاي مايل هروي را خواندم و به چيزي جز معني لغوي نرسيدم.
آغداشلو در ادامه با بيان اينكه تا معني دقيق اشعار حافظ آشكار نشود هر تصويرگري از ديوان حافظ دون شان اين شاعر است، گفت: كار تصويرگري ديوان نابغه عظيمي چون حافظ عموما منجر شد به تصويرگري زني كه گريه مي‌كند و پاي كسي را مي‌بوسد، بنابراين معناي شعر حافظ با اين گونه تصويرگري‌ها تقليل يافت.
اين تصويرگر افزود: من هر حافظي كه تصويرگري داشت به دستم مي‌رسيد آنها را مي‌كندم و از اين بي‌حرمتي و بي‌ادبي در حق اين انسان بزرگ، به خود مي‌پيچيدم، البته امروز خوشبختانه با ظهور استاداني مثل استاد فرشچيان كه كار نگارگري را جدي گرفتند و حافظ را مي‌شناسند، شايد روند تصويرگري از ديوان حافظ بهبود يابد.
وي در پايان تأكيد كرد: اين نسل جديد اگرچه مسايل پيش پا افتاده از شعر و جهان‌بيني حافظ را به تصوير كشيدند و حتي به ذره‌اي از جهان پهناور او دست نيافتند اما حداقل به حافظ بي ادبي نشد.
انتهاي پيام/م

اخبارمرتبط :