خبرگزاري فارس: جواد يگانه گفت: معتقدم كتاب «با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ» يك نمونه خوب ادبيات جنگ است. بايد قدرش را بشناسيم كه نشناختهايم.

به گزارش خبرنگار فارس، مراسم بررسي و نقد كتاب «با سرودخوان جنگ در خطه نام و نگ» عصر ديروز در انتشارات معارف با حضور جواد يگانه، يوسفعلي ميرشكاك، همسر نادر ابراهيمي و دوستداران كتاب و ادبيات دفاع مقدس برگزار شد.
جواد يگانه در اين مراسم گفت: من يك مقداري تعلق خاطر به اين كتاب دارم. معلم كه بودم در مدرسه به دانشآموزان اين كتاب را معرفي ميكردم تا بخوانند. معتقدم اين كتاب يك نمونه خوب ادبيات جنگ است. بايد قدرش را بشناسيم كه نشناختهايم. بايد روي اين ايده فكر كنيم كه اين كتاب روي زندگي ساخته شده است. تصنعي و سفارشي نيست. اين خود ابراهيمي است. او يك ايده دارد و آن ادبيات بومي است. نميبينيم كه نويسندههاي حرفهاي به خود جنگ مثل ابراهيمي پرداخته باشند، غالباً به تبعات جنگ پرداختهاند.
وي افزود: فرض اصلي ما اين است كه در ادبيات جنگ موفق نبودهايم. رمانهاي پرفروش خيلي زود فراموش ميشوند. ما دنبال چيز غلطي در اين حوزه ميگرديم. نگاه غلطي داريم. جنگ ما جنگي مثل جنگهاي ديگر نبوده است. مگر چند نفر از ما در جنگ كشته شدند، چند بمب روي شهرهاي تهران فروريخت و اگر اين را با كشتههاي جنگ جهاني در لندن مقايسه كنيم كه در يك شب هزاران نفر در بمباران كشته شدند قابل مقايسه نيست.
يگانه گفت: ما چه قدر در جنگ رزمنده داشتيم كه بخواهند خاطراتش را بگويد؟ فرماندهان ما هم 6 ماه حضور مداوم در جبههها نداشتند. ما خودمان و ادبياتمان را با ديگران مقايسه ميكنيم و نميشود. ما بضاعت خودمان را نميبينيم و دنبال چيزي هستيم كه مال ما نيست و هميشه در غبطه آن ميمانيم.
جواد يگانه درباره كتاب «با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ» اظهار داشت: اين كتاب فهم شخصي ابراهيمي است و نه جنگ. كتاب ابراهيمي خيلي خودي است. اگر نگاه كنيم ميبينيم او در ميانه ايستاده است. گزارش شهادت و عمليات نيست، چون نديده است.
جواد يگانه در صحبتهايش در جلسه نقد و بررس كتاب «با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ» به دربرگيري تعداد كمي از مردم در جنگ 8 ساله اشاره كرد و به اتفاقات پس از انتخابات اشاره كرد كه كارهاي هنري بسيار خوب و قابل توجهي در همين مدت محدود براي اين اتفاقها ساخته شده است كه اين نظرات با واكنش حاضران مواجه شد.
يگانه گفت: مگر دزفول چه قدر تهران بود؟ شما بياييد و استالين گراد را ببينيد. مگر در جنگ ما چند نفر به جنگ رفتند؟ كه حالا تعداد قابل توجهي رمان داشته باشيم؟
يكي از حاضران جلسه گفت: جنگ ما با همه جنگها فرق ميكرد. فرق ما اين بود كه با تمام جهان ميجنگيديم و تنها بوديم و فقط خدا با ما بود. اين مشكل نويسندههاي ماست كه كار نميكنند. چه طور ميشود در كشوري زندگي كرد و 8 سال جنگ را نديد؟
يگانه پاسخ داد: چهار نفر درباره جنگ ننويسند خب ننويسند. اين آدمها تعهد اجتماعي به چيزهايي دارند كه خودشان دوست دارند. روشنفكرها درباره جنگ نمينويسند كه ننويسند. اصلا جنگ از افق فرد و نفسانيات فراتر است. مفاهيمي در جنگ ما بود كه در قالب سخن نميآيند. اينها را نميشود رمان كرد. چون احساسات و نفسانيات بايد در رمانها دخيل شود. رمان ناتوان است از به لفظ در آمدن جنگ ما!
انتهاي پيام/م
