خبرگزاري فارس: يوسفعلي ميرشكاك گفت: نادر ابراهيمي سرمشق خوبي براي آنهايي است كه ميخواهند درباره جنگ قلم بزنند.

به گزارش خبرنگار فارس، مراسم بررسي و نقد كتاب "با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ " در انتشارات معارف با حضور جواد يگانه، يوسفعلي ميرشكاك، همسر نادر ابراهيمي و دوستداران كتاب و ادبيات دفاع مقدس برگزار شد.
در اين مراسم اين مسئله مطرح شد كه نادر ابراهيمي در بخشي از كتاب نوشته است كسي كه صحنه جنگ اين مملكت را نديده هر چه كه هست نويسنده نيست و نظر حاضران جلسه در اين باره پرسيده شد.
يوسفعلي ميرشكاك در پاسخ به اين سئوال گفت:اگر اين جمله درست باشد كه هر جنگ نديده، نويسنده نيست، اغلب نويسندههاي جايزه بگير ما اصلا آن طرف كرخه را هم نديدهاند. پس نويسنده نيستند! چون جنگ ما خيلي وحشتناك بود. هنرمندان و نويسنده ها ميرفتند و 4تا عكس ميانداختند و شعري ميخواندند و برميگشتند. جنگ جاي هنرمندان نبود!
من وقتي از پشت خط به خط مقدم رفتم، شعر و نوشتههايم رفت! به گفت نميآمد. خيليها هم در جبههها حضور نداشتند اما موقعيت را خوب ترسيم ميكردند چون سواد داشتند و با ادبيات جنگ آشنا بودند و توانستند موقعيت آدم رئال در جنگ را خوب توصيف كنند. اگر اين گفته صحيح باشد بايد خيلي از نفر اولي ها را خط زد.
مير شكاك افزود: 18 سال پيش پيشنهاد داديم دانشكدهاي براي ادبيات دفاع مقدس تاسيس شود و كار ما اين باشد كه به بچههاي سپاه و بسيج كه درگير جنگ بودند فنون و شعر گفتن و نويسندگي را ياد بدهيم و اينجور نباشد كه نويسنده و صاحب تجربه جدا باشند.
وي همچنين درباره كتاب "با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ " گفت:در اين كتاب نويسنده جانب مردم سرزمينش را ميگيرد و از زبان مردمش حداقل گزارش ميدهد. ابراهيمي كه رزمنده نبود، اما مدتي با رزمندهها بود و احساس كرد كه بايد از شبه روشنفكري فاصله بگيرد و از موضع آدم رزم آور، شبه روشنفكر را محاكمه ميكند. معلوم است كه كسي در جبهه دغدغه روشنفكري نداشته كه جواب اين محاكمه روشنفكران را بدهد و اين قطعه را خودش ساخته و از زبان يك بسيجي گفته است.
ميرشكاك افزود: نادر ابراهيمي قبل و بعد از انقلاب يك جور زندگي ميكرد. بعد از انقلاب هم به حكومت زياد نزديك نشد. همراه جنگ بود و كارنامهاش را ادامه داد و پرواي اين را نداشت كه پشت سرش بگويند خودش را به جمهوري اسلامي فروخته است.
وي همچنين با انتقاد از اتفاقهاي بعد از انتخابات گفت: خوب يا بد اين نظام برآيند وجود ماست. از ما راضي نميشوند مگر اينكه برويم(آن طرف) كشورهاي خارجي و حرفهايي كه آنها دلشان ميخواهد را بزنيم. نادر ابراهيمي ميگفت تا ذهن ما را اشغال نكنند كشور ما را اشغال نميكنند براي همين اينقدر روي هويت مردم مانور ميداد. حاضر نبود مردمش را بفروشد. با اينكه كتاب "با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ " كتاب مختصري است اما مدام سعي ميكند به آمريكا نيش بزند. اينكه آمريكا و شبه روشنفكر را در كتاب كنار هم قرار داده تيزبيني اوست.
* ادبيات و سينما، خشك و خالي نميشود!
ميرشكاك در ادامه جلسه با انتقاد از روند سفارشي نويسي در رماننويسي دفاع مقدس گفت: سيد محمد بهشتي سال 1365 مدير وقت بنياد فارابي بود و به جماعت هنرمندان حاضر در جنگ گفت خاطراتشان را بنويسند. نيمه مرحوم عزيزي هم خاطراتش را نوشت. شعر و شطح بود فقط. وقتي جماعت سر پل ذهاب رسيدند، تهران بود و نوشتههايش واقعيت نداشت! سيستم سفارش رمان نوشتن اين بود كه رمان ميخواهيم اما خانمها تويش نباشند، احساسات نباشد، دروغ و بدي نباشد و فرماندهها و رزمنده ها كار بدي نكنند. اين كه نميشود. رمان يعني حديث نفساني. تو سينما هم مشكل داريم. آخر چه طور ميشود مادر و فرزندي هم را پس از سالها ببينيد و يكديگر را بغل نكنند! خشك و خالي كه نميشود!
وي افزود: من وقتي از ده به شهر آمدم. خيلي كتاب ميخواندم. اولين كتابي كه از ابراهيمي به دستم رسيد، مكانهاي عمومي بود. ديدم نسبت به نويسندههاي درجه اولي مثل هدايت و آل احمد و چوبك، نويسنده صاحب قدرت و قلمي است. در كتاب "با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ " خودش را كامل كنار گذاشته است. او ميخواهد با جبهه مواجه شود. رزمنده نيست. دلش براي رزمندهها نميسوزد. با آنها فاصله دارد اما فاصله يك هم وطن. به عنوان يك متهم آنجا رفته و غالب سنگهايش به خودش ميخورد. نادر ابراهيمي مثل دوربين عمل ميكند و چون با سينماي مستند آشنا بود، هر يك از قسمتهاي اين كتاب را ميتوان به صورت مستند ساخت و با تيتراژ پاياني نوحههاي آهنگران پخش كرد.
ميرشكاك گفت: ابراهيمي پيرمرد ادبيات قبل از انقلاب بود كه لطف كرد و ماها را تحويل گرفت. توي اين كار و بقيه نوشتههايش تقليد نميبينيم. اين مرد ميتوانست به هدايت و آل احمد نزديك شود اما نخواست. نادر ابراهيمي سرمشق خوبي براي آنهايي است كه ميخواهند درباره جنگ قلم بزنند. اما بايد ياد بگيرند فاصله را رعايت كنند. عيب اصلي ادبيات جنگ ما اين است كه نويسنده تا به پانزدهمين صفحه كتاب ميرسد در شخصيتها حل شده است.
وي افزود: باعث تاسف است اما ادبيات جنگ ما را كساني خواهند نوشت كه هيچ نسبت و خاطرهاي با جنگ ندارند. مگر فردوسي با رستم به مازندران رفته بود كه شاهنامه را نوشت؟
انتهاي پيام/م
