FarsNewsAgency Menu
 
 
88/06/20 - 14:54
شماره:8806200299
به دنبال خشك شدن 20 درصد درياچه اروميه
طوفان نمك در راه آذربايجان

خبرگزاري فارس: عدم سرمايه‌گذاري مناسب در بخش كشاورزي و محيط زيست درياچه اروميه، ضمن تقويت احتمال خشك شدن آن مي‌تواند توده‌اي 8 ميليارد تني نمك و خروارها مواد سمي و فلزات سنگين در زمين به جا گذارد كه تبعات منفي آن تا شعاع 100 كيلومتري درياچه اروميه غيرقابل كنترل است.


به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، درياچه اروميه كه در گذشته «چيچست» ناميده مي‌شد، به دليل داشتن ارزش‌هاي اكولوژيك و منحصر به فرد، در سال 1346 بر اساس مصوبه شماره يك شوراي عالي حفاظت محيط زيست كشور، به عنوان منطقه حفاظت شده و طبق مصوبه شماره 63 شوراي عالي در سال 1354 به عنوان پارك ملي ارتقا يافت.
همچنين در سال 1356 بر اساس مصوبات «MAB» (انسان و كره مسكون) به عنوان يكي از مناطق بين‌المللي ذخيره‌گاه‌هاي زيست كره در سطح جهان به ثبت رسيده است.
اين درياچه با تمام جزاير آن در سال 1354 به عنوان يكي از تالاب‌هاي بين‌المللي در كنوانسيون رامسر ثبت و از سوي مؤسسه بين‌المللي تالاب‌ها به عنوان يكي از مهم‌ترين مناطق مهم پرندگان انتخاب شد.
در حال حاضر در اين درياچه 27 گونه پستاندار، 212 گونه پرنده، 41 گونه خزنده، 7 گونه دوزيست و 26 گونه ماهي زيست مي‌كند.
درياچه اروميه داراي 102 جزيره است كه همه آنها از سوي سازمان يونسكو به عنوان ذخيره‌گاه طبيعي جهان به ثبت رسيده است.
اما اين زيست بوم با تمام دار و ندارش رو به نابودي است، زيرا به گفته مسئولان سازمان محيط زيست، كاهش ميزان نزولات جوي، پايين بودن بازده آبياري كشاورزي در حوضه آبريز درياچه اروميه و عدم اختصاص آب كافي براي تأمين نياز بيولوژيكي رودخانه‌هاي منتهي به درياچه از عوامل تشديدكننده بحران و كويري شدن منطقه به شمار مي‌رود.

*طوفان نمك در راه آذربايجان
چند سالي است كه عوامل مختلف دست به دست هم داده‌اند تا منحصر به فردترين تالاب جهان به دليل ميزان پسرفت آب، به تهديدي جدي براي ساكنان منطقه تبديل شود.
در نتيجه پس‌روي آب درياچه وسعت آن به ميزان قابل توجهي كاهش يافته و برخي قسمت‌هاي جنوبي درياچه غيرقابل دسترسي و تبديل به نمك‌زار شده است كه اين پديده مي‌تواند فجايع زيست محيطي بسيار زيادي را همراه داشته باشد كه يكي از آنها، به جاي ماندن روستاهاي خالي از سكنه در شرق اين درياچه است و هم اكنون پنج روستاي حاشيه اين درياچه، خالي از سكنه شده‌اند.
شوره‌زارهاي حاشيه دريا روز به روز وسيع‌تر و آب‌هاي زيرسطحي نيز شورتر مي‌شوند.
بادهاي نمكي در آينده به يكي از تهديدهاي جدي منطقه تبديل مي‌شود و به گفته مسئولان امر، مزارع درجه يك حاشيه درياچه اروميه با تهديد نابودي مواجهند.
بر اساس برآورد كارشناسان 70 درصد علت كاهش آب درياچه اروميه، شرايط طبيعي و اقليمي از قبيل تبخير است و تنها 30 درصد توسط عوامل انساني صورت مي‌گيرد.
معاون برنامه عمران سازمان ملل متحد با ابراز نگراني از وضعيت كنوني درياچه اروميه مي‌گويد: حفاظت اين زيست بوم بين‌المللي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.
«اليزا ساگين» مي‌گويد: در اين راستا، سازمان ملل متحد در قالب حفاظت از عرصه‌هاي محيط زيست در جهان برنامه‌هاي زيادي را در دست اجرا دارد.
از 13 سال گذشته عمق درياچه اروميه شش متر كاهش يافته و با ادامه اين روند تا 10 سال آينده كل درياچه اروميه از بين مي‌رود، برخي از كارشناسان نيز مرگ درياچه اروميه را هفت سال ديگر پيش‌بيني كرده‌اند.
درياچه اروميه بزرگ‌ترين درياچه داخلي ايران در شمال ‌غرب كشور بين دو استان آذربايجان شرقي و غربي قرار گرفته است و قدمت آن را 400 هزار سال تخمين مي‌زنند.
سازمان ملل متحد در سال 1355 اين درياچه را به عنوان يكي از 59 ذخيره‌گاه كره زمين به ثبت رسانده است.
درياچه اروميه با وسعتي معادل 570 هزار هكتار يكي از 20 درياچه بزرگ جهان، بزرگ‌ترين آبگير دائمي آسياي غربي و يكي از 9 آبريز بزرگ كشور محسوب شده و بعد از بحرالميت در كشور اردن، شورترين درياچه جهان است.
اين كاسه فيروزه‌اي با 8 ميليارد مترمكعب نمك تا آن حد شور است كه هيچ‌گاه يخ نمي‌بندد و به شكل گودالي مستطيل شكل از شمال به جنوب كشيده شده است كه طول آن 140 كيلومتر و عرض آن به 60 كيلومتر مي‌رسد.
در كتب پهلوي از اين درياچه با نام چيچست، در نزهت القلوب، درياي شور و در آثار برجاي مانده از مادها و آشوري‌ها ريما نام برده شده است.
اين درياچه داراي 102 جزيره با صخره‌هاي سنگي كه به جز جزيره اسلامي بقيه بدون سكنه و به طور عمده محل تخم‌گذاري انواع پرندگان و آبزيان هستند.
پوشش گياهي برخي از جزاير منطقه، بيشه زار و نيمه جنگلي است كه وسعت اين مناطق نيمه جنگلي را 4810 هكتار برآورد كرده‌اند.
به طور كلي در پارك ملي درياچه اروميه 27 گونه پستاندار، 212 گونه پرنده، 41 گونه خزنده و 7 گونه دوزيست و 26 گونه ماهي وجود دارد، به عنوان نمونه 80 درصد (320 راس) گوزن زرد ايراني در جزيره اشك و 800 رأس قوچ و ميش ارمني در كبودان و از ديگر حيوانات مي‌توان از پلنگ، فلامينگو، قو و پليكان نام برد.
اين حيات وحش بي‌نظير، درياچه اروميه را در طبقه بندي VCW به عنوان يكي از 24 پارك ملي ايران و تالاب بين المللي تعريف كرده، يعني داراي بالاترين درجه حفاظتي است.
درياچه اروميه جداي از زيبايي‌هايش منظري از شگفتي‌هاي خداوند در كره زمين است، چرا كه يكي از دو زيستگاه منحصر به فرد الهه آب‌ها (آرتميا) است كه محصولي با ارزش در صنعت آبزي پروري است.
همچنين اين موضوع كه در فاصله كم‌تر از يك صد متري اين آب به غايت شور، منابع آب شيرين قرار دارد ما را به ياد آيه‌اي از قرآن كريم مي‌اندازد كه خداوند مي فرمايد: عرضه قدرت الهي خويش در كنار آب شور، آب شيرين را خلق كرده است.

*تعجب نكنيد، واقعيت دارد
آرتيميا نام موجودي است با ارزش كه طول آن كمي بيشتر از يك سانتي‌متر است و به غير از درياچه اروميه و منطقه‌اي در آمريكا در هيچ جاي ديگر دنيا به صورت طبيعي زندگي نمي‌كند.
از آرتيميا در صنايع داروسازي، آرايشي، غذايي، نساجي، پرتوزدايي هسته‌اي استفاده مي‌شود، به خصوص توسعه صنايع آبزي‌پروري مانند ميگو و ماهيان خاوياري وابستگي مستقيمي به اين محصول دارند.
كاربردهاي فراوان آرتيميا سبب شده است، تعدادي از كشورها از جمله چين و ويتنام اقدام به تكثير و توليد اين محصول كنند، هر چند ميزان تحمل آرتيميا به شوري آب تا 200 گرم در ليتر است ولي اكنون شوري آب درياچه از 300 گرم در ليتر گذشته است و اين جانور در حالت خطر نابودي قرار دارد، اين امر سبب شد برداشت آرتيميا كه از سال 87 آغاز شده بود، در سال 79 از سوي سازمان حفاظت از محيط زيست متوقف شود.
كارشناسان اعتقاد دارند، اگر درياچه در وضعيت طبيعي خود باشد، تنها از طريق برداشت آرتيميا سالانه چيزي در حدود 2 تريليون تومان درآمد نصيب كشور مي‌شود، در حالي كه مي‌توانيم تمام درآمد بخش كشاورزي استان حاصل‌خيز آذربايجان غربي در بهترين شرايط 700 تا 800 ميليارد تومان برآورد مي‌شود.
بسيار تاسف برانگيز است زماني كه بدانيم هر كيلو از آرتيمياي توليد شده در كشور چين به قيمت 200 تا 300 دلار براي مصرف در صنعت پرورش آبزيان وارد بازار اروميه مي‌شود.

*بهشت فراموش شده گردشگران
درياچه اروميه با برخورداري از پارك ملي طبيعي، حيات وحش بي‌نظير و همچنين جزاير متعددي كه در خود جاي داده از ديرباز مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي بوده است.
سواحل و جزاير درياچه اروميه به عنوان مناطق نمونه و قطب‌هاي گردشگري به تصويب رسيده است، در همين راستا سايت‌هاي گردشگري از جمله باري با سرمايه بخش خصوصي و مساعدت بانكي توانسته است گام‌هاي موثري در جذب گردشگر و اشتغال‌زايي داشته باشد، هر چند بخش ورزشي آن به دليل شوري زياد آن ديگر نمي‌تواند مسابقات بين‌المللي شنا و قايقراني را برگزار كند.
اگر بدانيم كه توريسم دومين صنعت درآمدزايي دنيا و نخستين صنعت اشتغال‌زا در تمام جهان است آنگاه خواهيم دانست كه ما در كجاي راهيم!

*پلي كه افتخار كشور است
از روزي كه شهيد موسي كلانتري پروژه بزرگ جاده ميان گذر درياچه اروميه را آغاز كرد نزديك به 30 سال مي‌گذرد، شايد نسلي كه روزهاي آغازين اين پروژه با عشق و همت، خاك و سنگ را از كوه‌ها تا درياچه حمل مي‌كردند اكنون نتوانند حتي قطعه‌اي از آن سنگ‌ها را نيز جابه‌جا كنند.
عمليات خاكريزي از سواحل شرقي و غربي از سال 1358 بنا به ضرورت جنگي و فضاي انقلابي كشور آغاز و تا سال 64 ادامه يافت.
در طي اين سال‌ها 25 ميليون مترمكعب خاك‌برداري صورت گرفت و 5/1 ميليارد تن سنگ و خاك به درياچه ريخته شد ولي با نزديك شدن زمان اتصال دو خاكريز غربي و شرقي به هم بحث‌هايي درخصوص مسائل زيست محيطي و تبديل درياچه به دو قسمت مطرح شد و در نهايت به علت عدم شناخت كافي از بستر درياچه از آن محل، عمليات خاكريزي متوقف شد، اگر درياچه به دو تكه تقسيم مي‌شد، قسمت جنوبي تبديل به تالاب و قسمت شمالي هم حالت درياچه نمك قم را به خود گرفته از بين مي‌رفت.
تا سال 79 كه با دستور رئيس جمهور وقت احداث پل در فاصله باقي مانده 1740 متري به شكل اساسي مطرح شد، دولت‌هاي پيشين همواره در مقابل عمل انجام شده دولت قبلي قرار مي‌گرفتند بنابراين در طول همه اين سال‌ها بودجه‌هايي كه براي اين پروژه اختصاص مي‌يافت فقط در حد نگهداري از چيزي بود كه ساخته شده بود.
مشكلات بزرگي از قبيل جنگ، بازسازي مناطق جنگي و نيز كاهش درآمدهاي نفتي همواره موانع مالي بزرگي بودند، هر چند مهم‌ترين معضل در روند پيشرفت پل در سال‌هاي اخير نيز بحث بودجه و تامين اعتبارات 120 ميلياردي پروژه به حساب مي‌آيد، در حالي كه از سال 1380 بودجه اين پروژه در رديف طرح‌هاي ملي قرار گرفته است.
اين طرح داراي توجيه اقتصادي بسيار بالاست، كاهش 120 كيلومتري فاصله تبريز، اروميه، سالانه 24 ميليارد تومان صرفه‌جويي در مصرف سوخت به دنبال دارد كه تنها از طريق همين صرفه‌جويي هزينه‌هاي پل طي چند سال مستهلك مي‌شود.
با ساخت اين پل كه بخشي از آزاد راه است، فاصله ترانزيتي ايران با اروپا و تركيه به شدت كاهش مي‌يابد و پس از تاثيرات منطقه‌اي و ملي شاهد تاثيرات بين‌المللي آن خواهيم بود.
با علم به اينكه بدانيم آذربايجان غربي از داشتن يك بزرگراه و راه آهن محروم است، ضرورت اين پروژه آشكارتر مي‌شود در حالي كه بخش خصوصي 50 درصد از هزينه‌هاي بزرگراه را برعهده گرفته است، با اتصال بخش كشاورزي اروميه به بخش صنعتي تبريز شاهد تحولي در اقتصاد آذربايجان خواهيم بود.
پل ميان گذر درياچه اروميه يكي از بزرگ‌ترين سازه‌هاي عمراني كشور به حساب آمده و از مشخصات فني قابل ملاحظه‌اي برخوردار است، علي‌الخصوص در نحوه پايداري پي و شمع‌ها كه به طول 90 متر در داخل لجن درياچه فرو رفته است.
در ساخت اين پل شركت‌هايي از نروژ، ايتاليا و دانمارك مشاركت داشته و قسمت عمده‌اي از آن در شركت تراكتورسازي تبريز ساخته شده است، اين پل به عرض 27 متر شامل 4 باند رفت و برگشت خودرو، يك باند راه آهن و 2 مسير پياده رفت و برگشت براي يك صد سال آينده طراحي شده و در مقابل زلزله مقاوم است، اين پل كه به عنوان پلي ويژه در دنيا مطرح است، تجربه‌اي گرانبها براي شركت صدرا به عنوان مجري و در نهايت براي كشورمان ايران به حساب مي‌آيد.

*لجني در حكم دارو، خاكي در حكم غذا
ويژگي ديگر درياچه اروميه نمك مرغوب درياچه است كه از زمان‌هاي دور براي مصارف خوراكي، استحصال مي‌شود همچنين املاح بسيار ارزشمندي از جمله پتاس و فسفر را نيز مي‌توان استحصال كرد كه كارخانه پتاس مراغه در همين راستا ساخته شده ولي مشكلات زيست محيطي را در پي داشته است.
منبع ارزشمند ديگر درياچه گل و لجني است كه در واقع اجساد موجودات ريز داخل دريا هستند و در مداواي بيماري‌ها و امراض پوستي و جلدي موثر واقع مي‌شوند.
اين مواد سياه رنگ سرشار از پروتئين بوده و ارزش صادراتي دارد كه مي‌تواند با فرآوري و بسته‌بندي مناسب صادر شود همچنان كه از گل و لجن درياچه بحرالميت در اردن براي ساخت لوازم آرايشي استفاده مي‌شود.

*كشتيراني در بزرگ‌ترين درياچه ايران
فعاليت كشتيراني در اين درياچه از زمان قاجاريه آغاز شده است، در ايام جنگ جهاني اول و دوم، آلماني‌ها و روس‌ها به كشتيراني در اين درياچه مبادرت ورزيده‌اند تا آنجا كه بقاياي يك تعميرگاه دريايي مربوط به يك صد سال پيش نزديكي بندر شرفخانه وجود دارد.
اهميت بنادر درياچه اروميه در گذشته تا به آن حد بوده كه بندر شرفخانه به راه آهن سراسري كشور متصل شده است اما اينك كشتيراني و بنادر رونق سابق را ندارند، حتي تا آنجا كه جزيره اسلامي تنها جزيره مسكوني درياچه با خشك شدن قسمت‌هايي از درياچه به خشكي متصل شده است.
اداره بنادر و كشتيراني درياچه اروميه اينك تنها به كار نظارت بر چند شناور موجود در درياچه مشغول است.
تبديل گلمانخانه به عنوان مركز آموزشي ايمني و بهداشت و محيط زيست بندري و دريايي كل كشور، تنها رويداد مهم سال‌هاي اخير در اين اداره است.
هر چند دورنماي آينده گردشگران درياچه اروميه بدون توسعه كشتيراني ممكن نيست، در سال‌هاي بعد از انقلاب هيچ كشتي و شناور جديدي توسط سازمان بنادر و كشتيراني به اين دريا افزوده نشده است تا آنجا كه عده‌اي اعتقاد دارند درياچه اروميه در اقليم سازمان بنادر و كشتيراني نيست.
آيا با درياچه‌اي كه وسعت آن به اندازه برخي از كشورهاي جهان است اين چنين بايد برخورد شود؟

*وجدان تاريخ ما را نخواهد بخشيد
خشك شدن و يا كم شدن آب درياچه تعادل اكولوژيك شمال‌ غرب كشور را برهم مي‌زند، آب و هوا را تغيير داده و با تاثيرگذاري مستقيم بر روحيات مردمي كه ساليان سال با درياچه زندگي كرده‌اند، موجب مهاجرت ميليوني آنها مي‌شود.
حضور درياچه تاكنون سبب ايجاد ويژگي ساحلي به اين منطقه كوهستاني و تعديل آب و هوا شده است.
14 سال از زمان آغاز كاهش ارتفاع آب درياچه اروميه مي‌گذرد، اينك دانشمندان معتقدند چنانچه درياچه اروميه خشك شود، منطقه تبديل به بياباني به وسعت 570 هزار هكتار با 8 ميليارد مترمكعب نمك مي‌شود كه با وزش اولين بادها به جاي شن يا رس، اين نمك است كه در هوا منتشر شده و موجب تخريب محيط زيست مي‌شود، تخريبي كه بدون شك از مرزهاي كشور خواهد گذشت و در خوش بينانه‌ترين شرايط كشورهاي همسايه را نيز در شرايط بحران زيست محيطي گرفتار خواهد كرد.
اينك اين ماييم و اين لبخند نمكين درياچه‌اي در حال مرگ، درياچه‌اي كه با همه زيبايي‌اش با همه قدمت‌اش و با همه نعمتهايش در حال نابودي است، اين نابودي يعني نابودي 3 درصد از خاك ايران و ايراني با پيكري زخمي برجاي مي‌ماند.
امروز برگي ديگر از تاريخ در حال نگارش است، اگر خشك شدن درياچه در اين ورق نوشته شود، هيچگاه وجدان تاريخ ما را نخواهد بخشيد، اگر چه درياچه هامون چند سال پيش توسط بيگانگان خشكانده شد ولي اينك درياچه اروميه به دست خودمان در حال خشكيدن است.

*چاره كار
به طور كلي مي‌توان عوامل موثر در نابودي درياچه اروميه را در گروه اصلي به شرح زير بيان كرد:
عوامل طبيعي: خشكسالي‌هاي اخير، افزايش دماي هوا و تبخير زيادتر آب درياچه
عوامل انساني: احداث سد و عدم رعايت حق آبه درياچه، احداث ميان گذر به روش غيرمناسب، ورود انواع فاضلاب‌هاي شهري و مواد شيميايي صنعتي به درياچه، خالي شدن سفره‌هاي آب زيرزميني از راه حفر چاه‌هاي عميق و نيمه عميق در حوزه آبريز، تغيير كاربري اراضي در بخش تالاب‌هاي آب شيرين حاشيه جنوبي، مصرف بي‌رويه آب‌هاي همجوار و افزايش مصرف در بخش كشاورزي و صنعتي و راندمان كم آبياري در بخش كشاورزي.
همچنان كه درياچه‌هاي قم و ساوه قبلاً خشك شده‌اند، اينك نگراني شديدي وجود دارد كه اگر درياچه اروميه به سمت خشك شدن پيش رود چه فاجعه زيست محيطي عظيمي رخ مي‌دهد، مطمئناً در نخستين گام اقليم آذربايجان تغيير خواهد كرد و كشاورزي در استان‌هاي همجوار معناي خود را از دست مي‌دهد.
خشك شدن درياچه يعني پايان كشاورزي، پايان گردشگري، پايان آرتيميا، پايان آب و هواي معتدل، پايان كار اسكله‌ها و شناورها و پايان شرايط زيستي براي جانواران و پرندگان و آغاز يك فاجعه زيست محيطي.
هم اكنون درياچه با شش متر كاهش عمق آب مواجه شده است كه دو متر از حد آستانه پايين‌تر است و تاكنون بيش از 20 درصد كل درياچه خشكيده است، بنابراين براي حفظ حيات منطقه بايد كاري كرد.
رعايت حق آبه درياچه اروميه توسط وزارت نيرو، اصلاح الگوي آبياري كشاورزي منطقه، ايجاد تصفيه‌خانه براي فاضلاب‌هاي شهري و صنعتي، استفاده از حق آبه رودخانه‌هاي مرزي مانند ارس و انتقال آن به درياچه اروميه، مهار يك تا 4 ميليارد مترمكعب آبي كه از شمال‌ غرب كشور خارج شده و به كشورهاي همسايه مانند عراق سرازير مي‌شود و انتقال آن به درياچه اروميه، استفاده از روش ماسك پاشي بر روي درياچه براي جلوگيري از تبخير بيشتر آن و راه كارهاي مشابه ديگر از ضرورياتي است كه بايد هر چه سريع‌تر جامه عمل به خود بپوشند.
هر چند در 27 مهر ماه سال 87 سند ملي درياچه اروميه با كمك مالي و فني برنامه عمران ملل متحد توسط وزراي ذي‌ربط و استانداران استان‌هاي آذربايجان شرقي و غربي و كردستان به امضا رسيد كه نخستين سند فرابخشي كشور در بخش محيط زيست به شمار مي‌رود ولي بايد اعتقادي قوي همراه اين عزم ملي باشد.
بدون شك نمايندگان محترم ملت در مجلس شوراي اسلامي به ويژه نمايندگان محترم آذربايجان حامي و ناظر اجراي مفاد اين سند خواهند بود و پاسداري بي‌چون و چراي عزم ملي كشور براي حفاظت از 3 درصد از خاك ايران هستند.

* 120 هزار هكتار شوره‌زار
مديركل حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقي با اشاره به تنوع زيستي پارك ملي درياچه اروميه و وجود 548 گونه گياهي، 239 گونه پرنده و 27 گونه پستاندار در آن اظهار داشت: 60 درصد از مساحت درياچه، 50 درصد جوامع انساني و 31 درصد حوزه آب ريز درياچه در مديريت استان آذربايجان شرقي قرار دارد كه تبعات ناشي از بحران درياچه تأثيرات بيشتري را به استان وارد مي‌كند.
بيوك رئيسي با اشاره به مصرف بيش از 87 درصدي آب حوزه آب ريز درياچه در مصارف كشاورزي و راندمان پايين آن در اين خصوص افزود: در چند سال اخير بيش از 120 هزار هكتار از اراضي حاشيه درياچه به شوره‌زار تبديل شده كه اين موضوع مي‌تواند زنگ خطري در كويري شدن منطقه، شور شدن خاك‌ها، خشكيدن قنات‌ها و از بين رفتن كشت و زرع در منطقه باشد.
وي لزوم مديريت يكپارچه و فرابخشي، پردازش به حفاظت از خاك و پوشش گياهي، كمك علمي و انتقال دانش‌هاي نوين و تجارب كشورهاي مبتلا را مكمل مطالعه‌هاي پروژه حفاظت از تالاب‌ها و نياز طرح دانست.
مديركل حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقي نيز با اشاره به كاهش 42 درصدي بارندگي نسبت به سال گذشته در استان گفت: اين امر سبب تشديد بحران كم آبي درياچه اروميه و ايجاد بحران در تالاب‌هاي اطراف آن شده است.

* پرونده انتقال آب ارس به اروميه در فراموشخانه
در حالي كه انتقال آب ارس به درياچه اروميه سال گذشته از سوي استاندار وقت، معاون عمراني استاندار آذربايجان شرقي و تعداد ديگري از كارشناسان و مسئولان به شدت پيگيري مي‌شد، اما به نظر مي‌رسد در خوشبينانه‌ترين حالت، ديگر خبري از اين پيگيري‌هاي شديد وجود ندارد.
موافقان انتقال آب رودخانه ارس به درياچه اروميه با تاكيد بر اينكه در حال حاضر مهم‌ترين راهكار پيشنهادي براي جلوگيري از روند خشكيدن اين درياچه انتقال آب از رودخانه‌هاي پر آب منطقه از جمله ارس به آن است، پيگيري جدي اين طرح را خواستارند.
آنان معتقدند بي‌توجهي مسئولان به اتخاذ تصميم مناسب و عدم اجراي طرح‌هايي از اين دست موجب وارد آمدن خسارات جبران‌ناپذيري بر محيط زيست منطقه مي‌شود.
البته برخي از كارشناسان با ارائه طرح‌هايي خواستار انتقال آب درياي خزر و حتي آزاد كردن آب ذخيره شده در پشت حدود 40 سد و بند موجود در رودخانه‌هاي حوزه آبريز درياچه اروميه در استان‌هاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي و كردستان هستند، اما طبيعي است انتقال آب رودخانه ارس با توجه به نزديكي جغرافيايي و محقق بودن ايران در برداشت سهم حق‌آبه خود از اين رودخانه طرحي عملياتي و اجرايي تلقي شده و موافقان بيشتري داشته باشد.
محمد اشرف‌نيا، معاون عمراني استاندار آذربايجان شرقي در اين زمينه مي‌گويد: آب رودخانه پر آب ارس از طريق خط لوله‌اي به اراضي اطراف و حتي دشت تبريز منتقل مي‌شود، بنابراين ادامه اين خط لوله مي‌تواند تا درياچه اروميه امتداد يابد.
وي تأكيد مي‌كند: مسئولان ارشد آذربايجان شرقي براي نجات درياچه اروميه و جلوگيري از عواقب جبران ناپذير ناشي از خشك شدن آن بر تصويب اين طرح اصرار دارند.
محمدرضا ميرتاج‌الديني، نماينده تبريز و عضو هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي نيز انتقال آب ارس به درياچه اروميه را يكي از راهكارهاي موثر و مفيد براي برون رفت، دومين درياچه شور جهان از اين وضعيت بحراني مي‌داند.
وي در عين حال معتقد است اين طرح نمي‌تواند در آينده نزديك عملياتي شود.
اين نماينده مجلس با بيان اينكه حداقل زمان ممكن براي اجراي چنين طرحي پنج سال است، مي‌گويد: اخيراً گروهي كار مطالعه اين طرح را آغاز كرده‌اند و قرار است پس از تقديم نتيجه مطالعات به نمايندگان مجلس، تصميم مقتضي در اين زمينه اتخاذ شود.
دكتر ناصر آق، عضو هيئت علمي دانشگاه اروميه و پژوهشگر مسايل زيست محيطي همچنين با تاكيد بر ضرورت آبرساني به درياچه اروميه تصريح مي‌كند: براي خروج درياچه اروميه از وضعيت بحراني، آبرساني به اين درياچه به همراه ممانعت از بهره‌برداري از چاه‌هاي غيرمجاز و مكانيزه كردن كشاورزي منطقه موثر است.
وي هشدار مي‌دهد؛ در صورت تداوم اين وضعيت با شدت فعلي، درياچه اروميه در كمتر از 10 سال آينده به طور كامل خشك مي‌شود.

*ديدگاه‌هاي مخالف انتقال آب ارس
با اين حال طرح مزبور داراي مخالفاني است كه ديدگاه‌هايي قابل تأمل دارند.
رحيم ميداني، مديرعامل سابق آب منطقه‌اي آذربايجان شرقي و كارشناس حوزه آب معتقد است؛ انتقال آب رودخانه‌هايي چون ارس به دليل محدود بودن ميزان حقابه جمهوري اسلامي ايران از اين رودخانه مرزي نمي‌تواند كاهش تصاعدي آب درياچه اروميه را جبران كند.
وي همچنين اجراي اين طرح را مقرون به صرفه ندانسته و مي‌گويد: هر طرح براي اجرا بايد از لحاظ اقتصادي توجيه داشته باشد كه به نظر مي‌رسد طرح مزبور فاقد توجيه اقتصادي است.
ميداني به تعهد شركت آب منطقه‌اي آذربايجان شرقي در انتقال آب رودخانه ارس به اراضي شرق و شمال شرق درياچه اروميه اشاره و خاطرنشان مي‌كند: پس از اجراي كامل پروژه ياد شده، بخشي از آب انتقال يافته به اين اراضي از طريق تبخير و نيز نفوذ به لايه‌هاي زيرزميني در حقيقت به درياچه اروميه منتقل مي‌شود كه مي‌تواند در حل و فصل قسمتي از بحران اين درياچه موثر باشد.
اين كارشناس حوزه آب، با اشاره به اين كه جريان طبيعي آب درياچه اروميه 5/6 ميليارد مترمكعب در سال است، ادامه مي‌دهد: ميزان آب مورد نياز براي رفع بحران درياچه اروميه در سال 2 ميليارد مترمكعب است بنابراين اين روش كارساز نيست.
به گفته مديرعامل سابق آب منطقه‌اي آذربايجان شرقي، ميزان آب مورد نياز سالانه براي برگرداندن درياچه اروميه به وضع يك دهه قبل حدود 4 ميليارد مترمكعب در سال است.
اين عضو سازمان نظام مهندسي، خشكي درياچه اروميه را از نوع چرخشي اعلام و اظهار مي‌كند: پس از سال‌ها وضعيت درياچه اروميه به حالت عادي باز خواهد گشت و خشكي موجود به خاطر نوعي سيكل هيدرولوژيكي است.
ميداني به سند راهبردي حفاظت پايدار از درياچه اروميه اشاره و خاطرنشان مي‌كند: در اين سند ذكر شده كه 65 درصد از كاهش آب ورودي به درياچه اروميه نه به خاطر سدسازي‌ها، بلكه به دليل تغييرات اقليمي است.
غلام‌رضا هاشمي، سرپرست آب منطقه‌اي آذربايجان شرقي نيز با اشاره به غيراقتصادي بودن پروژه انتقال آب ارس به درياچه اروميه معتقد است: در صورت اجراي فرضي اين پروژه و پس از كسر نيازمندي‌هاي آب شرب، صنعت و كشاورزي استان از محل اين منبع، تنها يك پانزدهم كمبود 4 ميليارد مترمكعبي سالانه آب درياچه اروميه جبران مي‌شود.
هاشمي اضافه مي‌كند: جبران اين ميزان كسري نه تنها تأثير قابل لمسي بر توقف روند بحراني درياچه اروميه نخواهد داشت بلكه تنها در شرايطي ممكن است كه جمهوري اسلامي ايران بر مبناي پروتكل‌هاي همكاري حداكثر حق‌آبه خود از ارس را برداشت كند.

گزارش: غلامرضا بقايي
انتهاي پيام/ج10