FarsNewsAgency Menu
 
 
88/05/23 - 10:31
شماره:8805230111
گزارش فارس از نقد كتاب «خط ترمز روي گيج‌گاه زن»؛
گودرزي: تقابل مرگ و زندگي نقطه قوت «خط ترمز...» است

خبرگزاري فارس: «محمدرضا گودرزي» تقابل مرگ و زندگي را يكي از نقاط قوت داستان «خط ترمز روي گيج‌گاه زن»دانست و گفت: ما در اين داستان نمي‌فهميم كه مرگ از كي آغاز شده و زندگي چه زماني به پايان رسيده است.


به گزارش خبرنگار ادبي فارس، در ادامه برنامه‌هاي كارگاه هفتگي داستان كانون ادبيات ايران، جلسه نقد و بررسي مجموعه داستان «خط ترمز روي گيج‌گاه زن» باحضور بهاره اله‌بخش نويسنده و محمدرضا گودرزي منتقد در محل كانون ادبيات ايران برگزار شد.
بنا بر اين گزارش، در اين نشست محمدرضا گودرزي، منتقد در خصوص اين اثر گفت: در «خط ترمز روي گيج‌گاه زن»، راوي داستان داناي كل است كه اين داناي كل جهت دهنده و القا كننده است و پيش از وقوع حادثه به ما نگراني و اضطراب را القا مي كند و مي‌گويد قرار است يك اتفاق رخ دهد.
وي ادامه داد: از يك جهت اينگونه روايت كردن جالب توجه است اما اگر راوي هويت بيشتري داشت و يك عنصر متافيزيكي با حال و هواي داستان بود كمك بيشتري به انسجام قصه مي‌كرد.
گودرزي يكي از مشكلات اين داستان را صحبت درباره وقايعي كه رخ نمي‌دهد دانست و گفت: اگر قرار باشد اين گونه داستان بگوييم مي‌شد داستاني طولاني‌تر از اين نوشت چون قرار است حدس‌ها و گمان‌ها را توصيف و هر كدام را بررسي كنيم.
وي افزود: ما در اين داستان با اطلاعات اضافه‌اي روبرو هستيم كه داناي كل مي‌خواهد به مخاطب بدهد و مانده اين اطلاعات را چگونه منتقل كند. بعد يك شخصيت خلق مي‌شود و تمام اين اطلاعات در دل اين شخصيت به خواننده داده مي‌شود.
اين منتقد ادامه داد: بخش‌هايي از داستان به صورتي است كه حس مي‌كنيم انگار داستان سانسور شده است، انگار تكه‌هايي از اين پازل ناپديد شده است.
وي افزود: در اين داستان دو روايت كلان داريم با دو نماينده. نماينده يكي از روايت‌ها «منده» و ديگري «خدا منده» است و ديگري روايت شيرين و دايي.
گودرزي با بيان اين كه داستان را مي‌توان هم واقع‌گرا خواند و هم به شيوه شگفت، گفت: اگر اين قصه واقع‌گرا خوانده شود ميانه روايت براي مخاطب پرسش‌هاي بسياري ايجاد مي‌كند.
وي ادامه داد: تكليف خواننده در اين خوانش با عناصر غيرواقعي داستان روشن نيست و اگر داستان را به صورت شگفت خوانده شود، ابتدا و انتهاي داستان كه بخش‌هاي منطقي روايت هستند، به داستان نمي‌آيد. مشكل اساسي بلاتكليفي بين اين دو ژانر است.
وي تقابل مرگ و زندگي را يكي از نقاط قوت داستان دانست و گفت: ما در اين داستان نمي‌فهميم كه چه زماني مرگ است و چه زماني زندگي. مرگ از كي آغاز شده و زندگي چه زماني به پايان رسيده است. اين دو، آنقدر در هم فرو رفته‌اند كه تشخيص زماني براي مخاطب سخت است و عنصر اصلي داستان نيز مرگ و زندگي است.
گودرزي در اين نشست گفت: يكي ديگر از عناصري كه در اين داستان وجود دارد تقابل بين جهان مدرن و ماقبل مدرن است كه نويسنده آن را به خوبي نمايش داده است. استفاده از تكنولوژي روز مانند لپ تاپ، تلفن همراه در محيطي كاملا روستايي و بيان دو گرايش و باور متفاوت از نشانه‌هاي اين تقابل است‌.
اين كتاب اولين مجموعه داستان «بهاره اله‌بخش» است كه داستان‌هاي آن هر يك در فضايي متفاوت خلق شده‌اند.
انتهاي پيام/ا