خبرگزاري فارس: حجتالاسلام محمدباقر پوراميني گفت: آنچه كه در حال حاضر آتيه تمدن اسلامي را اميد بخش ميكند، درنگ در اين نكته است كه ملل اسلامي در حال بيدار شدن و بپاخاستن هستند.

حجتالاسلام محمدباقر پوراميني در گفتوگو با خبرنگار آئين و انديشه فارس، آتيه تمدن اسلامي را اميدبخش خواند و به بررسي آن بر اساس ديدگاه شهيد مطهري پرداخت. وي با بياثر دانستن تشويق اسلام به علم و شكوفايي علمي مسلمانان، گفت: امروزه هر اندازه درباره تشويق اسلام به علم بحث كنيم، در مقابل وضع حاضر ملل اسلامي اثري ندارد. حداكثر اين است كه براي مخاطب سؤال ايجاد شود كه اگر اين حرفها راست است پس چرا مسلمانان به اين روز گرفتار شدهاند؟
پوراميني ادامه داد: معتقدم به جاي اينگونه تبليغات بياثر كه موقتاً دل ما را خوش ميكند، متوجه عيبهاي جامعه اسلامي شويم و در علل و موجبات تأخير علمي اين جامعه فكر كنيم و راه چاره را به دست آوريم.
پوراميني با تأكيد بر اينكه در محوريت علم، در معتقدات و دستورات اسلامي بايد به چند اصل توجه داشته باشيم، گفت: اصل اول، توجه به استقلال و عزت جامعة اسلامي است. بايد ديد اسلام چگونه جامعهاي ميخواهد؟ البته واضح است كه اسلام جامعهاي ميخواهد عزيز و مستقل و متكي به خود. اسلام نميپسندد كه ملت مسلمان، زيردست يك ملت غير مسلمان باشد. خداوند در آيه 141 سوره نساء ميفرمايد: «لنْ يَجْعل اللَّهُ لِلكافِرينَ عَلي المُؤمِنينَ سَبيلاً».
نويسنده كتاب "ارباب معرفت " در ادامه گفت: اسلام نميپسندد يك ملت مسلمان، هميشه دست به سوي ملت ديگري به عنوان قرض يا كمك بلاعوض دراز كند. اسلام نميپسندد جامعه اسلامي استقلال اقتصادي يا اجتماعي نداشته باشد. اسلام نميپسندد كه مسلمانان همينكه بيماري سختي پيدا كردند خودشان طبيب و وسايل كافي نداشته باشند و بيماران را به دوش بكشند و به سوي ملتهاي غيرمسلمان بروند.
پوراميني، علم را پايه عزت و استقلال ملتها دانست و گفت: در دنياي امروز همه امور زندگي بر محور علم قرار گرفته است. همه شئون حيات بشر با علم وابستگي پيدا كرده است؛ به طوري كه هيچكاري را جز با كليد علم نميتوان انجام داد. انجام ساير فرايض و تكاليف فردي و اجتماعي اسلام، به فريضه علم بستگي دارد. فريضه علم به عنوان يك كليد براي انجام ساير فرايض اسلامي شناخته شده، و به اصطلاح فقيهان، "واجب تهيوئي " است.
نويسنده كتاب "عالم وارسته " با بيان اينكه فقها، وجوب علم را وجوب نفسي و تهيوئي ميدانند، گفت: اگر شئون حياتي مسلمين شكلي به خود بگيرد كه وابستگي بيشتري به علم پيدا كند، فريضه علم هم اهميت و عموميت بيشتري پيدا ميكند. وجوب علم در عين وجوب استقلالي، از آن جهت كه به انسان آمادگي ميدهد نيز واجب است. فقها اين وجوب تهيوئي را به ياد گرفتن احكام اختصاص ميدهند.
پوراميني ادامه داد: بسياري از اموري كه به حكم دين فرض و واجب است، اموري است كه به علم و مهارت احتياج دارد. مثلاً طبابت واجب كفايي است، اما انجام اين فريضه بدون تحصيل علم پزشكي ميسر نيست، پس تحصيل اين علم فريضه است. فريضه علم از هر جهت تابع ميزان نياز جامعه است. از مجموع اين اصلها و كتاب "ده گفتار " شهيد مطهري، نتيجه ميگيريم كه وظيفة شرعي و عمومي همة مسلمين اين است كه به سوي علم رو بياورند و تعليمات عمومي را بر فرد فرد جامعه خود واجب بشمارند.
نويسنده كتاب "جوان در چشم و دل پيامبر " با بيان اينكه برخي علوم را علوم ديني و بعرخي ديگر آنرا علوم غيرديني ميخوانند، گفت: علوم ديني يعني علومي كه مستقيماً مربوط به مسائل اعتقادي، اخلاقي و عملي دين است و يا علومي كه مقدمه ياد گرفتن معارف و دستورها و احكام دين است، از قبيل ادبيات عرب يا منطق.
پوراميني ادامه داد : ممكن است بعضي تصور كنند ساير علوم بهكلي از دين بيگانهاند و هر چه در اسلام درباره فضيلت علم و ثواب تحصيل علم گفته شده منحصر است به آنچه كه اصطلاحاً علوم ديني گفته ميشود، يا اگر پيامبر اكرم(ص) علم را فريضه خوانده، منحصراً مقصود همين علومي است كه اصطلاحاً علوم ديني خوانده ميشود. حقيقت اين است كه اين، اصطلاحي بيش نيست.
پوراميني با بيان عقيدهاي كه علوم ديني را به همان متون اوليه ديني، يعني قرآن كريم و متن سنت پيامبر و اوصياي آن حضرت، منحصرميداند، گفت: در صدر اسلام كه هنوز مردم با اسلام آشنا نبودند، واجب و لازم بود كه قبل از هر چيز مردم متون اوليه را بياموزند. در آن وقت هيچ علمي نه كلام، نه فقه، نه اصول، نه منطق و نه تاريخ وجود نداشت. در حديثي از پيامبر اكرم(ص) در "كافي " آمده است: "انما العلم ثلاثة: آيه محكمه، و فريضه عادله، و سنه قائمه ".
سردبير سابق ماهنامه پرسمان ادامه داد: علم، منحصر است به ياد گرفتن آيات قرآن و فراگرفتن حديث پيامبر، ناظر به تكليف و وضع آن روز مسلمين است، ولي بعدها كه مسلمين با آن متون اوليه، به منزله قانون اساسي اسلام آشنا شدند، به حكم قرآن و حديث پيامبر، علم را مطلقاً به عنوان يك فريضة عمومي شناختند.
پوراميني هر علمي را كه به حال اسلام و مسلمين نافع باشد را از علوم ديني برشمرد و گفت: اگر كسي با خلوص نيت و براي خدمت به اسلام و مسلمين آن علم را تحصيل كند، مشمول اجر و ثوابهايي است كه در تحصيل علم در "بحارالانوار " گفته شده است؛ «وانالملائكه لتضع اجنحتها لطالب العلم»؛ فرشتگان، زير پاي طالبان علم پر مينهند. اما اگر خلوص نيت در كار نباشد، تحصيل هيچ علمي، هرچند ياد گرفتن آيات قرآن باشد، اجر و ثوابي ندارد.
وي ادامه داد: اساساً اين تقسيم درستي نيست كه ما علوم را به دو رشته تقسيم كنيم: علوم ديني و علوم غيرديني، تا اين توهّم براي عدهاي پيش بيايد كه قسمي از علوم، از اسلام بيگانهاند. چنانچه در "ده گفتار " شهيد مطهري نيز اشاره شده است، جامعيت و خاتميت اسلام اقتضا ميكند هر علمي را كه براي جامعة اسلامي لازم و ضروري است علم ديني بخوانيم.
حجتالاسلام پوراميني با بيان اين نكته كه بشر امروز پس از همة موفقيتهاي علمي، همچنان دردمندانه مينالد، گفت: خلاف گذشته، تمام جنايتها را در زير پردهاي از تظاهر به انسانيت و اخلاق، نوعپرستي، آزاديخواهي و صلحدوستي انجام ميدهد. صراحت و يكرويي جاي خود را به دورويي و فاصله ميان ظاهر و باطن داده است. در هيچ دورهاي مانند عصر جديد درباره عدالت، آزادي، برادري، انساندوستي، صلح و صفا، راستي و درستي، امانت و صداقت، احسان و خدمت سخن گفته نشده است و در هيچ عصري هم مانند اين عصر بر ضد اين امور رفتار نشده است.
وي ادامه داد: در جهان زندگي ما، آنچه محكوم طبيعت بشر است، سخت توسعهيافته و نيرو گرفته، اما آن چيزي كه حاكم بر طبيعت اوست ناتوان مانده است و لااقل به نسبت توسعه و توانايي آن ديگري پيش نرفته است. بشر تا توانسته محيط اطراف خود را تغيير داده بدون آنكه بتواند يا بخواهد خود را و طرز تفكر خود را و عواطف و تمايلات خود را عوض كند.
پوراميني ريشه مشكلات امروزي بشر را در همين نكته دانست و گفت: ريشه نياز بشر به معنويت، ايمان و پيامبر را نيز در همينجا بايد جست. مصلح و متفكر بزرگ اسلامي، اقبال لاهوري ميگويد: "شكي نيست كه اروپاي جديد دستگاههاي انديشهاي و مثالي تأسيس كرده است، ولي تجربه نشان ميدهد حقيقتي كه از راه عقل محض به دست ميآيد، نميتواند آن حرارت اعتقاد زندهاي را داشته باشد كه تنها به الهام شخصي حاصل ميشود. به همين دليل است كه عقل محض چندان تأثيري در نوع بشر نكرده، در صورتي كه دين پيوسته مايه ارتقاي افراد و تغيير شكل جوامع بشري بوده است. مثاليگري اروپا هرگز به صورت عامل زندهاي در حيات آن درنيامده و نتيجه آن "منِ " سرگرداني است كه در ميان دموكراسيهاي ناسازگار با يكديگر به جستجوي خود ميپردازد كه كار منحصر آنها بهرهكشي از درويشان به سود توانگران است. سخن مرا باور كنيد كه اروپاي امروز بزرگترين مانع در راه پيشرفت اخلاق بشريت است. "
وي ادامه داد: اگر برنارد شاو را ميبينيم كه ميگويد: "چنين پيشبيني ميكنم و از هماكنون آثار آن پديدار شده است كه ايمان محمد مورد قبول اروپاي فردا خواهد بود و به عقيدة من اگر مردي چون او صاحب اختيار دنياي جديد شود، طوري در حل مسائل و مشكلات دنيا توفيق خواهد يافت كه صلح و سعادت آرزوي بشر تأمين خواهد شد. " براي اين است كه احساس ميكند علاوه بر لزوم تفسيري روحاني از جهان و لزوم آزادي روحاني افراد، اصولي اساسي لازم است داراي تأثير جهاني كه تكامل اجتماع بشري را بر مبناي روحاني توجيه كند.
پوراميني با استناد به قرآن، سه عامل را به عنوان شديدترين نيازمنديهاي بشر عنوان كرد و افزود: ايمان به صاحب جهان يعني "الله " و ايمان به رسول و رسالت او، به دليل تعليمات آزاديبخش و جانداري كه تكامل اجتماع را بر مبناي روحاني توجيه كند و به زندگي رنگي معنوي بدهد، از مهمترين نيازهاي بشر ميباشند.
وي با اشاره به آيه 11 سوره صف، جهاد به مال و نفس در راه خدا را سومين نياز مبرم بشر به دين عنوان كرد و گفت: تنها اسلام است كه قدرت پاسخگويي به اين سه نياز را دارد. هيچ آيين و مسلكي را نميتوان يافت كه در طول اين چهارده قرن تحت تأثير اسلام قرار نگرفته باشد و هيچ نقطة متمدني را نميتوان پيدا كرد كه در آنجا اسلام نفوذ نكرده باشد. امروز نيز، پس از چهارده قرن و در آغاز پانزدهمين قرن بعثت، بشر شاهد وسعت تدريجي و قوت و قدرت روزافزون آن است.
نويسنده كتاب "سيره سالكان " اسلام را پايهگذار نهضتهاي عظيم فرهنگي دانست و گفت: اسلام، تمدن و فرهنگ را در خدمت خويش گرفت و رهبري كرد و به آنها جان و ايمان داد و قوي و پايدارشان ساخت. اكنون نيز كه دوران جنگ ايدئولوژيها و عقايد است، اسلام رقيب سرسختي براي آنها به شمار ميرود. آنها را يا به خدمت خود ميگمارد و يا پيروزمندانه با آنها دستوپنجه نرم ميكند. چه نشاني براي جاندار بودن و جاويد ماندن بهتر از اين؟!
پوراميني ادامه داد: اسلام از طرفي پيمان خويش را با عقل، سخت استوار كرده است؛ عقل را به عنوان يكي از اركان اصلي دين پذيرفته، بالاتر، پيامبر درونياش خوانده است. از طرف ديگر ملك و ملكوت، دنيا و آخرت، جسم و روح، ظاهر و باطن، ماده و معني را يكجا در نظر گرفته و همهجانبه نگريسته و از هر افراط و تفريطي دوري جسته است.
نويسنده كتاب "تصميمهاي بزرگ جواني " با بيان اين نكته كه اسلام، برنامه كامل خويش را به وسيلة رهبري شايسته و مجرياني لايق به جهان عرضه كرده است، افزود: به همين دليل عجيب نيست كه وقتي امروز در فاصلة چهارده قرن تمام، كارنامه درخشان اين آيين پاك را مطالعه ميكنيم آن را سرشار از افتخارات ميبينيم.
پوراميني در پايان، با بيان دو نكته از كتاب "مجموعه آثار " شهيد مطهري، گفت: وجدان جهان، ترازوي عدل الهي است و حقيقت براي هميشه مكتوم نميماند. تجربه نشان داده است كه "حقيقت "، وجدان و انصاف دشمن را در نهايت امر برميانگيزد. آنچه كه در حال حاضر آتيه تمدن اسلامي را اميد بخش ميكند، درنگ در اين نكته است كه "ملل اسلامي در حال بيدار شدن و بپا خاستناند. "
انتهاي پيام/
