FarsNewsAgency Menu
 
 
88/03/29 - 00:21
شماره:8803280415
نقد ادعا‌هاي غيرمنطقي موسوي درباره تقلب در انتخابات؛
موسوي بيش از 40 هزار ناظر پاي صندوق‌هاي رأي داشت

خبرگزاري فارس: كميته اطلاع رساني ستاد انتخابات وزارت كشور اعلام كرد 40 هزار و 676 نماينده از سوي ميرحسين موسوي ـ يكي از نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ـ بر سر صندوق‌هاي اخذ راي حاضر و ناظر بودند.


به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، وطن امروز نوشت؛ بنا به آمار رسمي، در جريان راهپيمايي‌ها و اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوري تا امروز هفت نفر كشته و ده‌ها نفر زخمي شده‌اند. حجم خسارت به اموال عمومي و خصوصي و همچنين هزينه سنگين سياسي كه اين اجتماعات بعضا خشونت‌آميز و بويژه سركوب خشونت‌بار آنها توسط پاره‌اي از نيروهاي انتظامي و شبه‌انتظامي، بر كشور ما و منافع ملي آن تحميل كرده قابل احصا نيست. از آنجا كه ريشه همه اين حوادث بدون شك به ادعاي رقيب اصلي و شكست خورده در اين انتخابات درباره "تقلب گسترده " و "دستكاري در آرا " باز مي‌گردد - كه اتهامي بسيار سنگين است - اين نوشتار بر آن است تا به مهم‌ترين و اصلي‌ترين متني كه تاكنون توسط جناب آقاي ميرحسين موسوي جهت شكايت از نتايج انتخابات نوشته شده مراجعه كرده و با بررسي و تحليل دقيق اين متن، به شالوده‌شكني يا واسازي (Deconstruction) دلايل و استدلال‌هاي ارائه شده در آن بپردازد. اميد است كه در فرآيند واكاوي اين متن، قوت و استحكام و پشتوانه استدلال‌هاي ارائه شده در آن مبني بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات - كه عملا به معني جابه‌جا شدن بالغ بر 10 ميليون راي است - تا حدودي روشن شود. آشكار شدن وزن اين استدلال‌ها مشخص مي‌كند كه آيا آنها اين اندازه پايه و اساس داشته است كه خون هفت انسان به پاي آنها ريخته شود؟

1- آقاي ميرحسين موسوي در اولين بند نامه‌اش به شوراي نگهبان - كه قاعدتا بايد حاوي محكم‌ترين استدلال او مبني بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات باشد - برخلاف تصور خواننده اصلا به موضوع "تقلب " در انتخابات اشاره نمي‌كند. ايشان در اين بند به موضوعي اشاره مي‌كند كه هيچگونه ارتباط مستقيمي به موضوع "تقلب " ندارد. تاكيد كردن بر محتواي مناظره‌هاي انتخاباتي در بند اول نامه موسوي به نظرم از چند جهت بسيار معنادار و حتي برملا كننده است.

1-1- شايد منظور آقاي موسوي اين است كه سخنان مطرح شده توسط محمود احمدي‌نژاد در مناظره‌ها عليه برخي شخصيت‌ها و آقازاده‌ها، به تحريك و "اغفال " گسترده مردم منجر و باعث شد آنها هيجاني شده و فوج فوج به احمدي‌نژاد تمايل پيدا كنند، در اين صورت كه آقاي موسوي پذيرفته است كه رقيب ايشان راي بسيار بالايي در انتخابات آورده است. واقعا اگر مهندس موسوي قائل بوده است كه مطالب عنوان شده در مناظره‌ها اينچنين تاثير دگرگون كننده‌اي در نتيجه انتخابات داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح اين مطالب از اين رقابت "ناعادلانه " خارج نشد؟ چرا ايشان به حضور در اين مناظره‌ها ادامه داد؟ و از همه مهم‌تر چرا ايشان به‌‌رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره‌ها، در آخرين ساعات روز انتخابات به‌طور قاطع خود را برنده اين انتخابات اعلام كرد؟

2-1- اينكه اولين بند نامه موسوي با ذكر نام به تجليل و دفاع از "مظلوميت " آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري در مناظره‌ها اختصاص مي‌يابد، ناخواسته بازگوكننده ريشه‌ها و علت‌هاي اصلي راه‌اندازي راهپيمايي‌ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان "جوشش آتشفشاني "، "بنزين " و "دود و آتش " كه قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتي ميان آن نامه آقاي هاشمي و اين نامه جناب موسوي وجود دارد؟ آيا ميرحسين موسوي در بند اول نامه‌اش دارد اذعان مي‌كند كه اعتراض اصلي او و حاميان او در اين اجتماعات و راهپيمايي‌ها به برده شدن اسم هاشمي و ناطق و فرزندان آنها در مناظره‌هاي انتخاباتي است؟ اگرنه چه لزومي داشته كه اين موضوع در سرلوحه نامه او قرار گيرد؟

3-1- فرض مي‌كنيم كه احمدي‌نژاد در اعلام اسامي اشخاص در مناظره‌ها و نسبت دادن تخلفات مالي به آنها مرتكب تخلف در تبليغات انتخاباتي شده باشد. آيا اين تخلف در تبليغات به معناي "تقلب " در نتايج است؟ روشن است افرادي كه حقي از آنها ضايع شده، مي‌توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سيما باشند يا حتي موضوع را به‌طور قانوني پيگيري كنند، اما حتي در اين صورت نيز هيچ خللي بر نتيجه انتخابات وارد نيست. اينها دو موضوع جدا از هم هستند.

2- در بند دوم نامه، باز انتظار ما براي بيان مستنداتي از "تقلب گسترده " توسط ميرحسين موسوي به نتيجه نمي‌رسد. در اين بند موسوي دوباره به مناظره‌ها رجوع كرده و طرح "مطالب خلاف امنيت ملي " و "زير سوال بردن بنيانگذار جمهوري اسلامي " توسط احمدي‌نژاد را به عنوان دليل وجود "تقلب گسترده " در انتخابات مطرح مي‌كند. در اين باره چند مطلب قابل بيان است:

1-2- آقاي موسوي به عنوان يك نامزد هيچگونه مسؤوليت قانوني در قبال تشخيص و مراقبت از "امنيت ملي " ندارند. طبعا رئيس‌جمهور به عنوان "رئيس شوراي عالي امنيت ملي " بيش از ديگران در اين باره به اطلاعات دسترسي داشته و جهت مراقبت از امنيت ملي مسؤوليت و اختيار قانوني دارد. در سال‌هاي گذشته ديده‌ايم كه چگونه اشخاصي امنيت و منافع شخصي خود را به "منافع و امنيت ملي " گره زدند و خواستار سلب آزادي‌ها و حقوق مردم مي‌شدند. آيا آقاي موسوي هم مي‌خواهد با چنين شيوه‌اي راي بيش از 24 ميليون ايراني را باطل كند؟

2-2- ادعاي "زيرسوال بردن بنيانگذار انقلاب اسلامي " نيز ادعاي بسيار قابل توجهي است. ظاهرا آقاي موسوي تمام اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه 60 را عينا مورد تاييد امام خميني (ره) مي‌داند. در سال‌هاي گذشته ديده بوديم كه برخي از متعصبان حتي انتقاد به يك آبدارچي بنياد مستضعفان را ضديت با ولايت فقيه مي‌دانستند چون معتقد بودند رئيس اين بنياد توسط رهبري منصوب مي‌شود و آن آبدارچي هم در سلسله مراتبي توسط آن رئيس منصوب مي‌شود پس آن آبدارچي منصوب ولي فقيه است و هركس با آن آبدارچي مخالف باشد مخالف ولايت فقيه است! آيا عجيب نيست كه شخصيت فرهيخته‌اي چون آقاي موسوي به چنين استدلالي براي دفاع از تماميت عملكرد خود در دهه 60 دست يازد؟ چرا ايشان انتقاد از مواردي چون گزينش‌هاي بسيار سختگيرانه، ارعاب 99 نماينده مجلس مخالف دولت يا حتي بخشنامه لباس مشكي و قهوه اي - كه آشكارا امروز غيرقابل دفاع هستند - را "زير سوال بردن امام خميني(ره) " مي‌داند؟ بديهي است كه اينها اعمال دولت ايشان يا دوستان و حاميان ايشان بوده است و نه اقدامات امام راحل.

3-2- اگر استدلال آقاي موسوي را بپذيريم، قاعدتا انتقادهاي شديد و بي‌رحمانه ايشان و ديگر كانديداها از عملكرد دولت نهم نيز " زير سوال بردن ولايت فقيه كنوني " است، چون همانطور كه امام راحل در دهه 60 به‌طور آشكار از دولت موسوي حمايت مي‌كرد، رهبري فعلي نيز در سال‌هاي گذشته از دولت نهم حمايت كرده است. آيا آقاي موسوي مي‌پذيرد كه اعمال خودش در اين انتخابات زيرسوال بردن ولايت فقيه بوده است؟
4-2- به فرض كه آقاي احمدي‌نژاد "مطالب خلاف امنيت ملي " در مناظره‌ها بيان كرده و حتي امام راحل را زير سوال برده باشد، آيا اين دليل بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات است؟ دوباره سوال مي‌كنيم اگر اينقدر حرمت‌ها و قداست‌ها شكسته شده بود، اصلا چرا آقاي موسوي حاضر شد در چنين انتخاباتي حاضر شود و حتي پيشاپيش خود را پيروز آن اعلام كند؟ نكند آقاي موسوي بر اين باور است كه چون حرمت‌ها شكسته شد ومقدسات زير سوال رفت راي آقاي احمدي‌نژاد به 24 ميليون رسيد؟

3- بالاخره در بند سوم نامه آقاي موسوي به موضوعي اشاره مي‌كنند كه ارتباط به روز انتخابات دارد. در اين بند ايشان از عدم صدور كارت براي تعدادي از ناظران ايشان و آقاي كروبي اعتراض مي‌كند. درباره اين بند نيز چند نكته گفتني است:

1-3- در اينجا آقاي موسوي به اصطلاح به نيمه خالي ليوان اشاره كرده‌اند. طبعا وزارت كشور بايد در اين باره پاسخگو باشد كه چرا به تعداد درخواست شده كارت صادر نشده است. البته آنها نيز در پاسخ به مواردي همچون ناقص بودن مدارك ارسالي ناظران اشاره كرده‌اند كه بنده نمي‌توانم قضاوتي درباره ادعاي دو طرف داشته باشم. اما سوال اين است كه چرا جناب موسوي كه با قاطعيت هرچه تمام از "تقلب گسترده " در انتخابات سخن گفته‌اند به جاي آنكه ابتدا لااقل به يك گزارش مستند و دقيق از يكي از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق‌ها اشاره كنند، مبناي اعتراض خود را بر يك موضوع "عدمي " قرار داده‌اند. قاعدتا اگر تقلبي به گستردگي 10 ميليون راي در سطح كشور رخ مي‌داد لااقل ده‌ها نفر از ميان چند هزار ناظر آقاي موسوي بايد به شواهدي در اين‌باره دست يافته باشند. چرا آقاي موسوي به جاي استناد به آنها به "عدم وجود ناظر " در برخي صندوق‌ها اشاره مي‌كند كه حتي در فرض صحت هم نمي‌توان آنرا في نفسه دليلي بر وجود قطعي تقلب دانست. آيا آقاي موسوي اخلاقا مي‌تواند مدعي شود كه هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟

2-3- قابل قبول است كه آقاي موسوي درباره صندوق‌هايي كه ناظر نداشته‌اند داراي شك و شبهه باشد. اين شك كاملا معقول و منطقي است، اما راه حل برطرف شدن آن اين است كه ايشان خواستار بازشماري تعدادي از اين صندوق‌ها به صورت تصادفي شوند و نتايج آنها را با صندوق‌هايي در همان منطقه و شهر مقايسه كنند كه در آنجا ناظر داشته‌اند و ببينند كه آيا چنان تفاوت فاحشي وجود دارد يا خير. قطعا ايشان مي‌دانند كه براي آنكه 10 ميليون راي جابه جا شود به‌طور متوسط 10 هزار صندوق بايد كاملا داراي آراي واژگون شده باشد. شناسايي و پيدا كردن اين 10 هزار صندوق اصلا كار دشواري نيست. بويژه براي جناب آقاي محتشمي پور، رئيس كميته صيانت از آراي آقاي موسوي كه خود در زمينه تخلف انتخاباتي در مقام وزير كشور داراي سوابق قابل توجه هستند.*

3-3- اين پرسش مهمي است كه چرا آقاي موسوي در اين نامه به‌طور مشخص به هيچ حوزه اي كه در آن "تقلب گسترده " صورت گرفته باشد اشاره نمي‌كنند؟

4- در بند چهارم آقاي موسوي نسبت به استفاده از كامپيوتر و شيوه آنلاين در اعلام نتايج آراي هر صندوق به ستاد مركزي انتخابات اعتراض مي‌كند. اين اعتراض البته در جاي خود قابل بررسي است اما هيچ عقل سليمي نمي‌پذيرد كه به صرف اينكه نتايج هر صندوق در حضور همه اعضاي هيات اجرايي و نظارت و ناظران كانديداها (در صورت حضور) وارد كامپيوتر شده و به طور آنلاين به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات "تقلب گسترده " صورت گرفته است. شايد اين شيوه جديد و استفاده از فناوري نوين ابهاماتي داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه‌هاي همه صندوق‌ها موجود است و بنا به اعلام وزارت كشور نيز قبل از اعلام نتيجه نهايي همه صورتجلسه‌هاي مكتوب با آمار اعلام شده كامپيوتري مجددا تطبيق داده شده است. اگر هم شك و شبهه‌اي هست قطعا با مراجعه به صورتجلسه‌ها قابل رفع است. پس چه حجتي داريم كه اينگونه با قاطعيت بگوييم چون در اعلام نتايج از كامپيوتر استفاده شده حتما "تقلب گسترده " صورت گرفته است؟

5- در بند پنج آقاي موسوي به موضوع كمبود تعرفه اشاره كرده‌اند كه به ادعاي ايشان در برخي حوزه‌ها موجب توقف راي‌گيري شده است. اولا نفس كمبود تعرفه با توجه به مشاركت 85 درصدي در انتخابات امر عجيبي نيست. ضمن اينكه بنا به اعلام وزارت كشور به هر شعبه اعلام شده بود كه به محض اينكه استفاده از آخرين بسته صد برگي راي را شروع كردند اعلام اتمام تعرفه كنند تا در اين فاصله تعرفه‌هاي جديد براي آنها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معني تعطيلي راي‌گيري نيست. آقاي موسوي اشاره‌اي به هيچ صندوقي كه در آن راي‌گيري متوقف شده باشد، نكرده‌اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هيچ صندوقي به دليل اتمام تعرفه راي‌گيري را تعطيل نكرده است. اما باز اينجا فرض را بر صحت قول جناب موسوي مي‌گذاريم كه واقعا در برخي صندوق‌ها تعرفه تمام و راي‌گيري متوقف شده است. در اينجا چند پرسش پيش مي‌آيد:

1-5- آيا اتمام تعرفه در يك يا چند صندوق دليل بر "تقلب گسترده " در انتخابات است؟ واقعا معلوم نيست تعريف آقاي موسوي از تقلب چيست.
2-5- چرا با آنكه آقاي موسوي در مبارزه انتخاباتي اين همه "احساس خطر " كرده بود و هشدار داده بود و با اينكه به زعم ايشان در مناظره‌ها "استوانه‌هاي نظام " مورد هتك حرمت قرار گرفته بودند و "مقدسات " زير سوال رفته بود، چرا طرفداران ايشان آنقدر همت نداشتند كه در ساعات آغازين راي‌گيري براي مشاركت در اين انتخابات حساس و جلوگيري از تداوم اين "فاجعه " پاي صندوق‌ها حاضر شوند؟

3-5- آقاي موسوي از كجا مي‌دانند كه همه آن افرادي كه در حوزه‌هاي تعطيل شده موفق به دادن راي نشدند طرفدار ايشان بوده اند؟ از كجا معلوم كه بسياري از آنها قصد نداشتند به آقاي احمدي‌نژاد راي بدهند؟ در اينجا نيز استدلال آقاي موسوي مبتني بر يك مقوله عدمي و موهوم است و شبيه همان شعار غيبي است كه اصلاح‌طلبان سال‌ها مي‌گفتند و طي استدلالي غريب مدعي بودند كه همه آنهايي كه در انتخابات‌ها راي نمي‌دهند در دلشان طرفدار اصلاح‌طلبان هستند!

6- همانطور كه در ارزيابي بندهاي بالا مشاهده شد آقاي موسوي هيچ استدلال محكم و قابل اعتنايي براي اثبات وجود "تقلب گسترده " در انتخابات ارائه نكرده‌اند. به جاي چنين استدلال‌هايي، ايشان گاه به موارد بي ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره كرده‌اند يا به مواردي كه ممكن است بي ربط نباشد اما يا صرفا در حد شك و شبهه است يا در اصل اعتراض به مواردي غير از "تقلب " است. از اين رو عجيب است كه در بند ششم نامه، ايشان مي‌گويد "علاوه بر موارد فوق " 80 مورد تخلف ديگر نيز در روز انتخابات به شوراي نگهبان اعلام شده است. در مورد اين بند نيز چند نكته گفتني است:

1-6- در اينجا ايشان ارجاع به مواردي مي‌دهد كه براي خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اينجاست كه چرا ايشان لااقل چند مورد از اين تخلفات را همچون موارد عنوان شده در بندهاي بالا در متن نامه خود به شوراي نگهبان بيان نكرده است.

2-6- بر هر آشناي با الفباي سياست و حتي هر عقل سليمي كاملا واضح و روشن است كه اگر جناب موسوي در ميان اين 80 مورد حتي يك مورد را پيدا مي‌كرد كه برملا كننده تخلفي چشمگير و افشاگر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات مي‌بود، قاعدتا بايد آن را در اين نامه، كه مهم‌ترين متن و سند اعتراض او به اين انتخابات است، مورد اشاره قرار مي‌داد. نمي‌توان پذيرفت كه ايشان مثلا ايثار كرده‌اند و يا براي حفظ مصالح مملكت از بيان برخي تخلفات خودداري كرده‌اند! امروز خون هفت انسان پاي ادعاي "تقلب " در انتخابات ريخته شده است. طبعا آقاي موسوي كه تا اينجا جلو آمده، نمي‌توانسته در نوشتن نامه‌اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتيجه آنكه اين 80 مورد هم به احتمال قريب به يقين هيچ مورد قابل ملاحظه و تاثيرگذاري نبوده كه بتوان بر آن تكيه كرد و نتايج انتخابات را زير سوال برد.

7- در بند هفتم مجددا آقاي موسوي براي اثبات وجود "تقلب گسترده " در انتخابات به يك موضوع پيشا انتخاباتي اشاره كرده است. از نظر ايشان اينكه آقاي احمدي‌نژاد قبل از انتخابات از پيروزي خود سخن گفته "في نفسه " دليل روشن و آشكاري است بر وجود "قصد " دستكاري در آرا. آقاي موسوي همچنين انعكاس پيشاپيش پيروزي احمدي‌نژاد در برخي رسانه‌ها را تاييدي بر اين موضوع دانسته است. در اين باره نيز چند مطلب قابل ذكر است:

1-7- آقاي احمدي‌نژاد تنها كانديدايي نبودند كه در روند تبليغات انتخاباتي از پيروزي خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقاي موسوي به‌طور مكرر از پيروزي چشمگير ايشان خبر مي‌داد بلكه شخص ايشان حتي قبل از شروع شمارش آرا با اطميناني بي‌سابقه و منطقي شگفت اعلام كرد كه پيروز قاطع انتخابات است و هرنتيجه اي غير از اين، به معني دستكاري در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ايشان درست باشد، خود ايشان نيز متهم به "تقلب " هستند.

2-7- حتي اگر فرض كنيم كه سخن آقاي احمدي‌نژاد بيانگر "قصد " دستكاري در انتخابات بوده باشد، در چنين وضعي هر دانشجوي سال اول حقوق هم مي‌داند كه چنين "قصد " و يا "نيت مجرمانه‌اي " براي اثبات "وقوع جرم " - كه در اينجا وجود "تقلب گسترده " در انتخابات است- كفايت نمي‌كند. در هر محكمه‌اي علاوه بر "نيت " بايد "مستندات " كافي براي محكوم كردن متهم وجود داشته باشد. به نظر مي‌رسد آقاي موسوي چون در ارائه اسناد و مدارك كافي براي اثبات "تقلب " دستشان خالي است به "نيت خواني " و "قضاوت داوودي " روي آورده‌اند.

8- در بند هشتم آقاي موسوي به "نقض ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح " و "نقض ماده 68 قانون انتخابات " اشاره كرده‌اند. در مورد اول منظور ايشان "حضور نيروهاي نظامي و بسيج در انتخابات و در ميتينگ‌ها است " و در مورد دوم اشاره ايشان به استفاده رئيس جمهور و وزرا از امكانات دولتي براي سفر به استان‌ها در ايام تبليغات انتخاباتي است. در اين دو مورد نيز چند مطلب قابل ذكر است:

1-8- معلوم نيست منظور ايشان از "حضور " نيروهاي نظامي در انتخابات چيست؟ روشن است كه مطلق حضور در انتخابات براي نظاميان در قانون منع نشده است. اگر منظور ايشان حضور در ستادهاي انتخاباتي و فعاليت به نفع يك كانديدا باشد كه اين قطعا ممنوع است. اما ايشان بايد براي اين ادعاي خود سند و مدرك داشته باشند. ايكاش لااقل به يك مورد از زمان‌ها و يا مكان‌هايي كه چنين نيروهايي در انتخابات مداخله كرده‌اند، اشاره مي‌كردند.

2-8- با توجه به اينكه ستاد آقاي موسوي از جمله ستادهايي بود كه با به كارگيري يك سردار بازنشسته به تاسيس شاخه بسيجيان اقدام كرد و رسما به عضو گيري از بسيجيان مي‌پرداخت، اعتراض ايشان به حضور بسيجيان در ميتينگ‌هاي رقيب، كمي عجيب به نظر مي‌رسد.

3-8- مجددا فرض را بر آن مي‌گذاريم كه ادعاي آقاي موسوي در اين بند نيز صحيح بوده و واقعا حضور نظاميان در ميتينگ‌هاي انتخاباتي آقاي احمدي‌نژاد رخ داده باشد. اما آيا اين مساله دليل بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات مي‌شود؟

4-8- حتي اگر نظامياني در تبليغات انتخابات حضور يافته باشند، رسيدگي به جرائم آنها بر عهده دادگاه ويژه نيروهاي مسلح است. اين "جرم " حتي در صورت وقوع ربطي به وزارت كشور و دولت - كه از نظر آقاي موسوي متهم رديف اول "تقلب گسترده " در انتخابات هستند - ندارد. شايد هم آقاي موسوي بر اين باور باشند كه حضور چند هزار بسيجي در يك ميتينگ انتخاباتي، باعث دگرگوني 10 ميليوني درنتيجه آرا شده باشد!

5-8- اشاره آقاي موسوي به استفاده كردن دولتمردان از امكانات دولتي براي سفر به شهرستان‌ها نيز از جنس بسياري از موارد مورد اشاره بالاست. روشن است كه در اين موضوع اگر تخلفي از قانون صورت گرفته باشد بايد به آن توسط مراجع قانوني رسيدگي شود. اما اولا اين اعتراض نيز مستلزم ارائه مستندات دقيق است و نه صرفا كلي گويي. ثانيا ربط اين مورد نيز به وجود "تقلب گسترده " در نتايج انتخابات معلوم نيست. آيا چون رئيس جمهور از هواپيماي دولتي براي سفر به فلان شهرستان استفاده كرده، مي‌توان نتيجه گرفت كه 10 ميليون راي جابه‌جا شده است؟! ثالثا روشن نيست كه آيا منظور آقاي موسوي اين است كه رئيس جمهور قانوني كشور براي سفر به شهرستان يا رفتن به ميتينگ انتخاباتي در ايام تبليغات انتخاباتي، بايد از وسيله شخصي خود استفاده كند؟! آيا در انتخابات‌هاي گذشته رئيس‌جمهور و وزرا براي تبليغ به شهرستان‌ها سفر نمي‌كردند؟ آيا آنها با وسيله و امكانات شخصي سفر مي‌كردند؟

9- در حالي كه آقاي موسوي در نامه خود به شوراي نگهبان، همانطور كه در بالا مشخص شد هيچ گونه استدلال محكمه‌پسندي مبتني بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات ارائه نكرده است، ايشان در بند پاياني نامه بدون آنكه خواهان رسيدگي به موارد شك و شبهه خود شود، يا آنكه مثلا خواستار بازشماري آرا در صندوق‌ها شود، يا حتي خواهان تشكيل كميته مستقل حقيقت‌ياب‌ شود، درجا تقاضاي ابطال كل نتايج انتخابات را مطرح كرده است. چنين رويكردي در نوع خود بي‌سابقه و از نظر نگارنده برملا كننده حقيقت نهفته در پشت اين نامه و حرف‌هاي ناگفته در لابه‌لاي سطر‌هاي آن است. آن حقيقت اين است كه جناب موسوي و دوستان ايشان، همچنان همان راديكال‌هاي سياسي و اقتصادي دهه 60 هستند. اين دوستان در دهه 60 هرگز شعار دموكراسي و آزادي نمي‌دادند بلكه حتي براي نيروهاي انقلابي و منتقداني چون نويسندگان روزنامه رسالت نيز قائل به آزادي نبودند. اگر در دوراني آنها به شعار دموكراسي و آزادي روي آوردند، صرفا از اين رو بود كه چنين شعارهايي از نظر سياسي به نفع آنها بود. آنچه به عنوان مطبوعات مستقل و آزاد دوران دوم خرداد از آن ياد مي‌شود، آيا چيزي بود جز مطبوعاتي كه توسط عوامل و بستگان مقامات دولتي، با وام‌هاي دولتي و كاغذ دولتي و آگهي‌هاي دولتي در راستاي حمايت از دولت راه افتاده بودند؟ اگر درباره "دموكرات نمايي " اين حضرات كوچك‌ترين ترديدي داشتيم، با نوع برخورد آنها به نتايج اين انتخابات و نقش آنها در برانگيختن حوادث پسا انتخاباتي، ديگر جاي هيچ ترديدي باقي نمانده است. تن دادن به دموكراسي يعني تن دادن به شكست در انتخابات. شكاف‌ها و تناقض‌هاي متن آقاي موسوي برملاكننده اين واقعيت است كه ايشان در سپيدي‌هاي نامه‌اش به راي بالاي رقيب خود اذعان دارد اما از تن دادن به آن در سياهي‌هاي نوشته‌اش خودداري مي‌كند. 10- پرسش آخر من از جناب موسوي و همه آنهايي كه گمان مي‌كنند در اين انتخابات "تقلب گسترده " رخ داده است، مبتني بر جست‌وجوي "انگيزه " چنين جرمي است. با توجه به اينكه جابه‌جا كردن 10 ميليون راي بدون اطلاع و همكاري هيات‌هاي نظارت شوراي نگهبان عملا ناممكن است، بي شك كساني كه معتقد به وجود "تقلب گسترده " هستند بايد نه تنها وزارت كشور بلكه شوراي نگهبان را نيز در اين واقعه "شريك جرم " بدانند. بدين ترتيب معترضان در واقع دارند "نظام " را به تقلب در انتخابات متهم مي‌كنند. طبعا براي هر جرمي بايد انگيزه‌اي وجود داشته باشد. "نظام " نيز مي‌بايد براي چنين "تقلب گسترده‌اي " انگيزه بسيار بالايي داشته باشد. اكنون پرسش اينجاست كه آن "نظامي " كه هشت سال دوران آقاي خاتمي را تحمل كرد و نه در انتخابات سال 1376 و نه در انتخابات سال 1380 چنين مداخله‌اي نكرد و حتي انتخابات مجلس ششم را به‌‌رغم عدم تاييد از سوي شوراي نگهبان و اعتراض شديد آقاي هاشمي رفسنجاني با حكم ولايي مورد تاييد قرار داد و حضور تندرو‌ترين عناصر دوم خرداد را در يكي از مهم‌ترين اركان قانوني كشور به مدت چهار سال تحمل كرد، چرا بايد اكنون در انتخابات اخير رياست جمهوري محتاج چنين "تقلب گسترده "‌اي باشد؟ مگر اين نبود كه همه كانديداهاي اين انتخابات به صراحت از تبعيت از اصول انقلاب و خط امام (ره) و جايگاه ولايت فقيه و حتي از همراهي و هماهنگي خود با رهبري جهت رفع مشكلات قانوني سخن گفته بودند؟ مگر اين نبود كه رابطه شخصي جناب موسوي با مقام معظم رهبري تا بدانجا نزديك بود كه برخي از حاميان آقاي خاتمي همچون محمد علي ابطحي حتي آمدن موسوي به ميدان را نتيجه يك هماهنگي و برنامه‌ريزي در سطوح بالا مي‌دانستند؟ واقعا رئيس‌جمهوري چنين فردي چه خطري مي‌توانست براي "نظام " داشته باشد كه نياز به چنين "تقلب گسترده "‌اي باشد؟ حتي اگر به فرض محال انجام چنين تقلب 10 ميليوني را در عمل ممكن بدانيم، عقلا و منطقا نمي‌توان هيچ دليل و انگيزه سياسي براي آن يافت. و مگر نه آنكه سال‌هاي سال اصلاح طلبان به مردم گفتند كه اگر مشاركت در انتخابات بالاي 70 درصد باشد، امكان هرگونه تقلب در آن سلب مي‌شود؟ چه شده است كه امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟

* در انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي، جناح حامي دولت مهندس موسوي با سوار شدن بر موج تبليغاتي بر محور دوتايي "اسلام ناب - اسلام آمريكايي " كه به‌طور كلي توسط حضرت امام (ره) بيان شده بود، جمع كثيري از روحانيون باسابقه انقلاب را به داشتن "اسلام آمريكايي " متهم كردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانيون مبارز تازه تاسيس را به جاي فهرست جامعه روحانيت مبارز به مجلس بفرستند. در اين انتخابات كه آقاي محتشمي‌پور - رئيس كنوني كميته صيانت از آراي آقاي موسوي - وزير كشور و مجري انتخابات بود، گزارش‌هاي فراواني مبني بر تخلف در صندوق‌هاي راي وجود داشت. شوراي نگهبان از تاييد انتخابات خودداري كرد و به بازشماري برخي صندوق‌ها پرداخت كه در موارد زيادي تخلف مجريان محرز شد. دولت آقاي موسوي با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ايشان در انتخابات و استفاده از حكم ولايي جهت تاييد انتخابات شد. با توجه به "شرايط حساس كشور " در نهايت امام راحل با صدور حكمي خواستار پايان يافتن بازشماري آرا شده و پرونده رسيدگي قانوني شوراي نگهبان به تخلفات انتخاباتي مختومه شد. به‌دنبال حكم حضرت امام (ره)، آيت‌الله صافي‌گلپايگاني، دبير وقت شوراي نگهبان كه امروز از مراجع تقليد هستند از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت كردند. اينكه امروز آقاي موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات به مراجعي چون آيت‌الله صافي نامه مي‌نويسد اما پاسخي نمي‌شنود، شايد چندان بي نكته نباشد.

*موسوي 40هزار ناظر پاي صندوق‌هاي رأي داشت
كميته اطلاع رساني ستاد انتخابات وزارت كشور اعلام كرد40 هزار و 676 نماينده از سوي ميرحسين موسوي -يكي از نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري- بر سر صندوق‌ها حاضر و ناظر بودند. به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني وزارت كشور، اين وزارتخانه اعلام كرد: از طرف ميرحسين موسوي 40هزار و 676 نماينده، از طرف محمود احمدي نژاد 33 هزار و 58 نماينده، از طرف مهدي كروبي 13 هزار و 506 نماينده و از طرف محسن رضايي 5هزار و 421 نماينده بر سر صندوق‌هاي رأي در سراسر كشور حضور داشته‌اند. با توجه به اينكه تعداد صندوق‌هاي سراسر كشور 45713 صندوق بود، بدين ترتيب موسوي در 89درصد صندوق‌هاي سراسر كشور، احمدي نژاد در 72درصد صندوق‌هاي سراسر كشور، كروبي در29 و نيم درصد صندوق‌هاي سراسر كشور و رضايي در 12درصد صندوق‌هاي سراسر كشور نماينده داشته‌اند. در مجموع 92‌هزار و 661 نماينده نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر سر 45713 صندوق رأي سراسر كشور حاضر بوده و بر عملكرد مجريان نظارت كامل داشته‌اند.
تعداد نمايندگان هر كدام از نامزدها در استان‌ها به تفكيك بدين شرح است:

*آذربايجان شرقي
محمود احمدي‌نژاد 1940 /محسن رضايي 204 / مهدي كروبي 538 / ميرحسين موسوي 2408 /جمع كل 5090

*آذربايجان غربي
محمود احمدي‌‌نژاد 1675 / محسن رضايي258 / كروبي 310 / ميرحسين موسوي1731 / جمع كل 3974

*اردبيل
محمود احمدي‌نژاد 719 /محسن رضايي 9 / مهدي كروبي 449 / ميرحسين موسوي 1006 /جمع كل 2183

*اصفهان
محمود احمدي‌نژاد1744 / محسن رضايي 175 / مهدي كروبي 1277 / موسوي 2199 / جمع كل 5395

*ايلام
محمود احمدي‌نژاد 428 / محسن رضايي 137 / مهدي كروبي 290 / موسوي 479 / جمع كل 1334

*بوشهر
محمود احمدي‌نژاد 467 / محسن رضايي 41 / مهدي كروبي 143 / موسوي 601 / جمع كل 1252

*تهران
محمود احمدي‌نژاد 5240 / محسن رضايي407 / مهدي كروبي 1530 / موسوي5783 / جمع كل 12960

*چهارمحال و بختياري
محمود احمدي‌نژاد 540 / محسن رضايي138 / مهدي كروبي154 / موسوي590 / جمع كل 1422

*خوزستان
محمود احمدي‌نژاد 2290 / محسن رضايي27 / مهدي كروبي 271 / ميرحسين موسوي2684 / جمع كل 5191

*خراسان جنوبي
محمود احمدي‌نژاد 551 / محسن رضايي47 / مهدي كروبي198 / ميرحسين موسوي 586 / جمع كل 1382

*خراسان رضوي
محمود احمدي‌نژاد 351 / محسن رضايي 8 / مهدي كروبي 218 / ميرحسين موسوي408 / جمع كل 985

*خراسان شمالي
محمود احمدي‌نژاد 1864 / محسن رضايي 899 / مهدي كروبي 716 / ميرحسين موسوي2062 / جمع كل 5541

*زنجان
محمود احمدي‌نژاد 641 / محسن رضايي68 / مهدي كروبي 170 / ميرحسين موسوي646 / جمع كل 1525

*سيستان و بلوچستان
محمود احمدي‌نژاد 304 / محسن رضايي139 / مهدي كروبي 221 / ميرحسين موسوي511 / جمع كل 1175

*سمنان
محمود احمدي‌نژاد 698 / محسن رضايي50 / مهدي كروبي 485 / ميرحسين موسوي1003 / جمع كل 2236

*فارس
محمود احمدي‌نژاد 2397 / محسن رضايي9 / مهدي كروبي 0 / ميرحسين موسوي 2401 / جمع كل 4807

*قم
محمود احمدي‌نژاد 598 / محسن رضايي20 / مهدي كروبي 483 / ميرحسين موسوي600 / جمع كل 1701

*قزوين
محمود احمدي‌نژاد 76 / محسن رضايي305 / مهدي كروبي 127 / ميرحسين موسوي488 / جمع كل 996

*كرمان
محمود احمدي‌نژاد 850 / محسن رضايي278 / مهدي كروبي 275 / ميرحسين موسوي923 / جمع كل 2326

*كرمانشاه
محمود احمدي‌نژاد 1269 / محسن رضايي337 / مهدي كروبي 240 / ميرحسين موسوي 1755 / جمع كل 3601

*كردستان
محمود احمدي‌نژاد 1207 / محسن رضايي113 / مهدي كروبي 448 / ميرحسين موسوي 1335 / جمع كل 3103

*كهگيلويه و بوير‌احمد
محمود احمدي‌نژاد 589 / محسن رضايي206 / مهدي كروبي 292 / ميرحسين موسوي602 / جمع كل 1689

*گيلان
محمود احمدي‌نژاد 900 / محسن رضايي27 / مهدي كروبي 420 / ميرحسين موسوي1051 / جمع كل 2398

*گلستان
محمود احمدي‌نژاد 1651 / محسن رضايي59 / مهدي كروبي 833 / ميرحسين موسوي1971 / جمع كل 4514

*لرستان
محمود احمدي‌نژاد 112 / محسن رضايي512 / مهدي كروبي 920 / ميرحسين موسوي1136 / جمع كل 2680

*مازندران
محمود احمدي‌نژاد 1331 / محسن رضايي264 / مهدي كروبي 259 / ميرحسين موسوي2454 / جمع كل 4308

*مركزي
محمود احمدي‌نژاد 537 / محسن رضايي139 / مهدي كروبي 604 / ميرحسين موسوي703 / جمع كل 1983

*هرمزگان
محمود احمدي‌نژاد 752 / محسن رضايي 207 / مهدي كروبي 771 / ميرحسين موسوي 715 / جمع كل 2445

*همدان
محمود احمدي‌نژاد 912 / محسن رضايي335 / مهدي كروبي 650 / ميرحسين موسوي1168 / جمع كل 3065

*يزد
محمود احمدي‌نژاد 506 / محسن رضايي3 / مهدي كروبي 214 / ميرحسين موسوي677 / جمع كل 1400

جمع كل تعداد نمايندگان كانديداها در سراسر كشور

*محمود احمدي‌نژاد؛ 33058

*محسن رضايي:5421

*مهدي كروبي :13506

*ميرحسين موسوي: 40676
جمع كل: 92661
انتهاي پيام/

اخبارمرتبط :