خبرگزاري فارس: يك كارشناس مسائل بينالمللي در گفتگو با فارس به تبيين مختصات جغرافيايي، قومي و سياسي پاراچنار و ريشه و ماهيت درگيريهاي آن پرداخته است.

سعدالله زارعي كارشناس مسائل بينالمللي از آن دست كارشناساني است كه اگر درباره موضوعي به اظهارنظر بپردازد آمار و اطلاعات دقيقي پيرامون آن به خواننده ارائه ميدهد. موضوع درگيريهاي پاراچنار از آن دست مسائلي است كه در يكي دو سال اخير در بين رسانهها و كارشناسان ايران نيز محلي را به خود اختصاص داده است. در جلسهاي با حضور آقاي زارعي به بررسي آنچه در پاراچنار رخ ميدهد و ريشههاي شكلگيري فضاي فعلي در اين منطقه پرداختيم كه در زير از نظر ميگذرد.
* طول و عرض جغرافيايي پاراچنار
ابتدا بايد مقداري راجع به مختصات منطقه پاراچنار صحبت كنيم تا مشخص شود اين منطقه در كجا واقع شده است.
پاراچنار مركز دو منطقه قبايلي است در پاكستان كه در يك منطقهاي از شمال شرق پاكستان قرار گرفته كه مجموعا در آن منطقه هفت منطقه قبيلهاي وجود دارد.
بنابراين 7 منطقه قبيلهاي پيوسته به هم به مساحت 2 هزار و 700 كيلومتر مربع در شمال شرقي پاكستان واقع شده و هم مرز با افغانستان است. پاراچنار مركز دو منطقه قبايلي به نام كرم است و خود شهر پاراچنار حدود 150 هزار نفر جمعيت دارد.
جمعيت كل 7 منطقه قبايلي حدود 4 ميليون نفر است از اين 7 منطقه، 2 منطقه با اكثريت جمعيت شيعه هستند.
جمعيت كرم بالا مطلقا شيعه هستند و در آنجا يك كرم پايين وجود دارد كه اين منطقه قبيلهاي با اكثريت شيعه و اقليت اهل سنت است و در بقيه 5 منطقه قبيلهاي اكثريت قاطع با جمعيت اهل سنت است.
كل 7 منطقه قبيلهاي در ايالات سرحد شمال غربي پاكستان يا به طور اختصار در سرحد قرار دارند كه از نظر تيرهاي پشتونها در پاكستان فقط در ايالات سرحد استقرار دارند. به همين دليل از آنجايي كه مركز پشتونها در افغانستان است طالبان همواره ايالت سرحد را به عنوان بخشي از منطقه اميرنشين افغان تلقي ميكنند و ادعاي سرزميني نسبت به ايالات سرحد دارند.
موضوع ديگر اين است كه فاصله پيشاور مركز ايالات سرحد كه حدود 800 هزار نفر جمعيت دارد تا پاراچنار حدود 180 كيلومتر است و در حدفاصل پاراچنار يا منطقه كرم تا شهر پيشاور عمدتا طوايف اهل سنت از مجموعه حنفيها مستقر هستند.
جمعيت كل كرم 800 هزار نفر است و از مجموع جمعيت 4 ميليون نفره مناطق قبايلي كه در كل حدود يك و نيم ميليون نفر است، بخش قابل توجهي را تشكيل ميدهد.
* شيعيان پاراچنار دو دسته هستند
اين اطلاعات كلي راجع به اطلاعات جغرافيايي، جمعيتي و مذهبي منطقه است. بايد اضافه كرد شيعيان در منطقه كرم به دو بخش كلي تقسيم ميشوند؛ يك بخشي از اينها از نظر مذهبي به دراويش شناخته ميشوند كه يك نفر در راسشان به نام شاه قرار ميگيرد و رابطه بين او و مردم يك رابطه مريد و مرادي است. در بين آنها تقليد و تبعيت از مراجع ديني معنا و مفهوم ندارد و بسياري از مناسك شيعه در بين آنها جايگاهي ندارد.
بخش ديگري از شيعيان آنجا شيعياني هستند كه مرجعيت تقليد دارند، از نظر مذهبي به روحانيت وصل هستند و به مناسك و اعتقادات مذهبي و ديني كاملا اهميت ميدهند.
شهيد عارف حسيني رهبري سابق شيعيان پاكستان از اين منطقه است و در يكي از روستاهاي منطقه پاراچنار متولد شده است.
منطقه پاراچنار و به طور كلي كرم در طول صدها سال گذشته رابطه مثبتي با اهل سنت در اين منطقه داشتهاند و در تاريخ ثبت نشده كه يك نزاع مذهبي بين شيعيان و سنيها اينجا درگرفته باشد.
* با حمله غربيها به افغانستان، طالبان به پاراچنار فرار كردند و درگيريهاي فعلي شروع شد
البته در طول تاريخ نزاعهايي در كرم و منطقه پاراچنار درگرفته ولي اين درگيريها نوعا ماهيت قبيلهاي و طايفهاي داشته و كمتر ماهيت مذهبي داشته است. بسيار پيش ميآيد كه در آن منطقه يك طايفه شيعه با طايفه شيعه ديگري درگير شده باشند يا يك طايفه مخلوط شيعه و سني با طايفه مخلوط ديگري درگير شده باشد يا يك طايفه مخلوط با يك طايفه خاص مذهبي درگير شده باشند ولي اين درگيريها به هيچ وجه ماهيت مذهبي و ايدئولوژيكي نداشته بلكه درگيريها در واقع داراي هويت طايفهاي بودهاند، به دليل اينكه منطقه پاراچنار و كرم و كلا هفت منطقه قبيلهاي در جوار مرزهاي جنوب شرقي افغانستان قرار دارد در طول دهه گذشته كه طالبان در اين منطقه نفوذ پيدا كرد، شاهد حضور نيروهاي طالبان در اين منطقه بوديم.
آنگاه كه نيروهاي ناتو، طالبان را در مرزهاي جنوبشرقي افغانستان تحت تعقيب قرار ميدادند، آنها براي در امان ماندن وارد پاكستان ميشدند و در منطقه پشتوننشين پاراچنار و به طور كلي قبيلهاي استقرار مييافتند. استقرار طالباني كه به اين منطقه پناه ميآوردند توام بود با تجاوز به زمينها و منابع مردم در اين منطقه.
* طالبان درباره پاراچنار ادعاي ارضي دارند
طالبان از زاويه عمارت طالبان به مناطق پشتوننشين نگاه ميكردند و براي خودشان چنين اجازهاي قائل بودند كه در زمينهاي پشتوننشين تصرف كنند و ديدگاهها و منافع خودشان را در اينجا اعمال كنند. اين مسئله سبب اعتراض ساكنان ريشهدار اين مناطق شد. ساكناني كه طي دو سه قرن گذشته در آنجا سكونت دارند و كاملا از نظر طايفهاي صاحب آن مناطق هستند.
اينها بعضي سني و بعضي شيعه با طالبان به دليل تجاوز به اين مناطق درگير بودند و اعتراض ميكردند. البته طبيعي است كه وقتي تجاوز طالبان به يك منطقه شيعه اتفاق ميافتد درگيري طالبان متجاوز و شيعياني كه مورد تجاوز قرار گرفتهاند، رنگ مذهبي پيدا ميكند ولي واقع اين است كه اين درگيري منشاء مذهبي ندارد.
* حمله طالبان در نوروز 86 به مزارع و منابع آب شيعيان مهمترين درگيري منطقه پاراچنار
مهمترين رخدادي كه در فاصله دو سه سال گذشته رخ داد حمله طالبان به مزارع و منابع آب شيعيان در منطقه پاراچنار بود. در نوروز سال 86 بر اثر اين درگيريها تعدادي از طرفين كشته شدند.
اين نكته را هم بايد اضافه كرد كه طالباني كه معمولا از داخل افغانستان به منطقه پاراچنار تجاوز ميكردند، طالبان محلي هستند يعني طالباني نيستند كه تحت امر ملاعمر يا بن لادن باشند، بلكه طالباني هستند كه در چارچوب مقتضيات خودشان تصميم ميگيرند و عمل ميكنند و تحت امر هيچ دولتي هم در هيچ زماني نبودهاند.
با اين وجود وقتي درگيريها در سال گذشته در روز ولادت حضرت رسول اتفاق افتاد و تعدادي از شيعيان به شهادت رسيدند، ايران وزير خارجه خود را راهي پاكستان كرد و منوچهر متكي در ديداري كه با مشرف رئيس جمهور وقت پاكستان داشت او را در جريان نارضايتي ايران نسبت به اين تحولات قرار داد.
مشرف در اين ديدار عليرغم اينكه دولت و ارتش پاكستان در مناطق قبيلهاي به طور كلي هيچ نوع سلطهاي ندارند و عملا اين مناطق جزء مناطق آزاد هستند وعده داد كه با دخالت ارتش وضعيت را تحت كنترل در ميآورد و عاملين قتل عام شيعيان را در اين مناطق به مجازات ميرساند كه البته پرويز مشرف به اين وعده عمل كرد و به سركوب طالباني كه نفوذ كرده بودند پرداخت و پس از آن تا حدود زيادي آرامش بر اين منطقه حكمفرما شد.
در فاصله رخداد خونين روز ولادت حضرت رسول تا آبان ماه گذشته وضعيت حاكم بر اين منطقه نسبتا آرام بود اما در طول اين مدت بطور ميانگين ماهانه بين 3 تا 4 نفر كشته ميشدند كه بعضي از اينها شيعه بودند و برخي نيز سني. كشته شدن 3 تا 4 نفر در مناطق پاكستان امري نسبتا طبيعي است و در ساير جاهاي پاكستان و افغانستان از اين اتفاقات در اين سطح و اندازه رخ ميدهد.
* جنايت طالبان در مثله كردن پيكر شهداي شيعيان
تا اينكه در آبان ماه گذشته يك درگيري جديد بين طالبان محلي و شيعيان در اين منطقه رخ داد كه منجر به شهادت 20 تن از شيعيان شد.متاسفانه طالبان در اين درگيريها علاوه بر به شهادت رساندن حدود 20 نفر از شيعيان سرهاي آنان را از پيكرهايشان جدا كردند و ابعاد فاجعهآميزي به جناياتي كه مرتكب شده بودند، دادند.
پخش تصاوير مربوط به سرهاي اين شهدا التهاب بسيار زيادي را در مناطق شيعه نشين موجب شد و ميرفت كه به يك درگيري گسترده بين شيعيان و اهل سنت در پاكستان منجر شود. اين در حاليست كه شيعيان در پاكستان تنها در منطقه پاراچنار در اكثريت هستند اگر چه 40 ميليون نفر از جمعيت پاكستان را شيعيان تشكيل ميدهند اما در عين حال بجز پاراچنار اين شيعيان در نقاط ديگر پاكستان بسيار پراكنده و در اقليت هستند.
دامن زدن به درگيريها و ملتهب كردن روابط اهل سنت و شيعه ميتوانست به كشتار وسيع شيعيان در پاكستان منجر شود لذا جمهوري اسلامي مثل هيشه به سرعت وارد شد. گفتگوهايي را با دولت جديد پاكستان آقاي گيلاني و رئيس جمهور آقاي زرداري انجام داد و تلاش كرد تا اين ماجرا را به كنترل درآورد كه اين امر محقق شد.
رهبران قبايل در منطقه كرم يك جرگه محلي تشكيل دادند و در جرگه يا مجلس قبيلهاي توانستند به توافقاتي برسند و عملا دامنه درگيريها را مهار كنند.
اين وضعيت ادامه داشت اما در عين حال به دليل اينكه درگيري منطقه كرم بصورت آتش زير خاكستر باقي بود آن دسته از طوايف اهل سنت كه در حاشيه راههاي منتهي به پيشاور قرار دارند مانع عبور و مرور شيعيان از منطقه پاراچنار و كرم به پيشاور شدند و هنوز هم اين وضعيت ادامه دارد.
اين موضوع درگيريهاي پراكندهاي را بين طرفين موجب شده اما در عين حال در طول اين دوران ميانگين كشتههاي طرفين كه اكثر آنها هم سني بودند از مرز 3 تا 4 نفر در ماه تجاوز نكرد.
بعد از آبان ماه با مذاكرات ايران و پاكستان فضاي ملتهب بار ديگر مهار شد و ما شاهد قطع اقدامات تروريستي در اين مناطق بوديم.
* مقايسه نادرست پاراچنار با غزه از سوي برخي شيعيان
متاسفانه بعضي از محافل مذهبي در ايران، عراق و پاكستان بدون توجه به اين مطلب كه درگيري بين شيعه و سني در پاكستان يك توطئه استعماري است و اشغالگران آمريكايي به قصد تسلط بر كل پاكستان اين مسئله را دنبال ميكنند چنين وانمود كردند كه گويا قتل عام وسيعي عليه شيعيان در منطقه كرم در حال اجراست و بعضي از آنها حتي در مقام مقايسه بين فجايعي كه در غزه ميگذشت و آنچه كه در پاراچنار و كرم ميگذرد گفتند كه فجايع كرم شديدتر از فجايع غزه است در صورتي كه اينطور نبود.
از سوي ديگر روش برخورد با آنچه كه در غزه از سوي صهيونيستها ميگذرد و با اتفاقاتي كه در كرم و ساير مناطق قبايلي پاكستان ميگذرد با يكديگر متفاوت است.
در غزه روبروي مسلمانها جبهه صهيونيستها و آمريكاييها قرار دارد بنابراين تشويق به مقاومت در اين منطقه دقيقا براي مصالح اسلام و مسلمين بسيار حائز اهميت و اساسي است.
هر چه مقاومت در برابر صهيونيستها بالاتر باشد امكان دستيابي آنها به اهداف تجاوزگرانهشان كمتر ميشود در حاليكه در مناطق قبيلهاي وقتي كه درگيريها بين دو طايفه پيش ميآيد كه غالبا هم هويت مذهبي ندارد بهترين خدمت به مسلمين در آن منطقه تلاش براي خاموش كردن آتش درگيري است نه اينكه با جانبداري از يك طايفهاي آتش اختلافات را شعلهورتر كنيم.
اين محافل مذهبي كه با اهداف بسيار مقدس و قابل احترام و مثبت نسبت به سرنوشت شيعيان واكنش نشان ميدهند بايد اين نكته را مورد توجه قرار دهند كه به طور كلي درگيري بين شيعه و سني به نفع اسلام و به نفع تشيع نيست.
درگيري در پاكستان بين شيعه و سني به دليل اينكه شيعيان در اقليت هستند سبب به راه افتادن موجي از مهاجرت شيعيان ميشود و طبعا آنها به سمت ايران سرازير ميشوند و اين درحالي است كه خروج شيعيان از پاكستان به هيچ وجه با مصالح تشيع سازگار نيست و باز اين در حاليست كه اتفاق خيلي بدي عليه تشيع در پاكستان در جريان نيست و اگر اتفاقي است عليه اسلام و مسلمين در كليت پاكستان است و قصد تسلط بر پاكستان است كه آمريكا به دنبال آن است.
ما بايد تشيع و تسنن را در پاكستان نسبت به توطئههاي آمريكا و خطرهايي كه آنها ايجاد ميكنند آگاه نماييم و صف واحدي را در مقابل طرحهاي آمريكا به وجود آوريم.
اتفاق جديدي كه طي هفته گذشته افتاد اين بود كه در جريان تشيع جنازه پيكر يكي از شهدا در منطقه دير اسماعيل كه در جنوب غربي منطقه پاراچنار و در فاصله حدود 2 كيلومتري اين منطقه واقع شده بر اثر بمبگذاري توسط عواملي كه هنوز شناسايي نشدهاند حدود 40 نفر به شهادت رسيدند كه اين را نميتوان درگيري شيعه و سني ارزيابي كرد. چرا كه انفجار بمب يك اقدام تروريستي است كه ميتواند توسط دستهاي خارجي دشمنان اسلام به قصد دامن زدن به اختلافات بين تشيع و تسنن انجام شده باشد و تنها كافيست كه يك نيروي مزدور يا نفوذي اقدامي را عليه يك جمعيت اعم از اينكه شيعه باشند يا سني سامان دهد.
* جمهوري اسلامي در درگيرهاي پاراچنار خيلي خوب عمل كرده است
من فكر ميكنم جمهوري اسلامي در خصوص وضعيت پاراچنار بسيار خوب عمل كرد. دستگاه سياست خارجي ما با حساسيت و سرعت مشكلات و مسائل اين منطقه را مورد پيگيري قرار داده است.
اما در عين حال جمهوري اسلامي منطقه پاراچنار را بخشي از مجموعه پاكستان به حساب ميآورد و همانطور كه نسبت به شيعيان پاراچنار يا شيعيان در هر جاي ديگري مثلا در افغانستان حساس است نسبت به اهل سنت در هر كجاي افغانستان هم حساس است.
لذا هرگاه اتفاقي در پاكستان عليه حاكميت و مردم آنجا بوده و جمهوري اسلامي در مقام دفاع از مردم و حكومت آنجا برآمده است. در عين حال كه جمهوري اسلامي تلاش كرده كه به هيچ وجه در امور داخلي پاكستان دخالت نكند، هميشه تلاش كرده تا روابط سازندهاي با پاكستان داشته باشد.
شما اگر مرور كنيد روابط ايران با دولتهاي مختلف در پاكستان را در مييابيد ايران بدون نگاه به اينكه كدام حزب تشكيل دهنده دولت خواهد بود يا كدام نيروي سياسي در پاكستان به قدرت ميرسد با تمام آنها همكاريهاي خوبي داشته است.
ايران با دولتهاي بوتو، شريف، پرويز مشرف و بعدا با دولت گيلاني و در حال حاضر با مجموع حاكميت سياسي پاكستان همكاري بسيار فعالي دارد و همكاريهاي ايران با آنها گسترده و داراي ابعاد سياسي، اقتصادي، فرهنگي و امنيتي است.
از رهگذر اين روابط خوب است كه ايران توانسته تا حدود زيادي بر مشكلات مرزي مشترك بين خود و پاكستان فائق آيد. من فكر ميكنم جمهوري اسلامي بايد به شدت پرهيز كند از اينكه در پاكستان به عنوان مدافع يك مذهب يا گروه خاص شناخته شود.
به اين خاطر كه منافع ملي پاكستانيها و ايرانيها اقتضاء ميكند كه با مجموعه پاكستان و با جمعيت محدودي 150 ميليوني ارتباط برقرار كند.
اتفاقا در مجاورت مرزهاي ما با پاكستان نوعا جمعيت اهل سنت ساكن هستند يعني استان بلوچستان پاكستان به مركزيت كويته يك استان با جمعيت تقريبي 80، 90 درصد سني است كه در مرز ايران و پاكستان كنار استان سيستان و بلوچستان ما قرار گرفته است.
بنابراين ما بايد در مسائل پاكستان توجه داشته باشيم كه هوادار يك مذهب، حزب با قبيله خاص شناخته نشويم كه تا به حال نسبت به اين قضيه مراقبت شده است.
* شيطنت آمريكاييها در پاراچنار
درباره اينكه آيا ارتباطي بين خروج نيروهاي آمريكا از عراق و تمركز آنها در جنوب آسيا از جمله افغانستان و پاكستان براي مبازره با تروريسم ارتباطي با درگيريهاي پاراچنار وجود دارد يا نه؟ نمونههايي وجود دارد مبني بر اينكه آمريكا اقدامات تحريكآميزي را بين طوايف مختلف پاكستان و مذاهب انجام داده از جمله آخرين اقدام آنها حمله نظامي به منطقه كرم وسط بود. در حال حاضر در آنجا يك كرم بالا داريم يك كرم پائين و يك منطقه كوچكي كه با عنوان منطقه كرم وسط يا اصطلاحا FR شناخته ميشود.
آمريكا در منطقه كرم وسط اقدام به بمباران كرد و در اين بمباران تعدادي از اهل سنت به شهادت رسيدند.
بلافاصله پس از اين اقدام امريكاييها اين شايعه در منطقه كرم منتشر شد كه آمريكاييها با گراي شيعيان منطقه، كرم وسط را بمباران كردند.در حاليكه اين اصلا واقعيت ندارد و بين شيعيان در منطقه كرم و آمريكاييها هيچ نوع ارتباط مثبتي وجود ندارد و شيعيان با توجه به اينكه نسبت به جمهوري اسلامي هم يك احساس تعهدي دارند و به لحاظ گرايشات فكري هم كاملا همگرا هستند و نسبت به امريكاييها كاملا بدبين هستند و اساسا امريكاييها را عامل اصلي مشكلات در اين منطقه ميدانند.
ولي در منطقه كرم و مناطق قبيلهاي براي اينكه به شكاف بين شيعه و سني دامن بزنند و درگيري به وجود آورند به اين شايعه دامن زدند اما خوشبختانه اين اقدام تاكنون تاثيري بر منطقه نگذاشته و ما شاهد حادثهاي در اين منطقه نبودهايم ولي مواردي است كه نشان ميدهد آمريكاييها براي اينكه درگيري بوجود آورند عمدا حادثهسازي ميكنند.
همچنين درباره اينكه آيا امكان آن وجود دارد كه عليه طالبان و القاعده كه مشكل دولتهاي ايران، پاكستان و افغانستان و آمريكا كه مدعي آن است اقدام و حركت مشتركي شكل بگيرد بايد گفت كه شرط اين همكاري اين است كه در نهايت به حاكميت ملي در افغانستان و پاكستان كمك كند. اگر چنانچه تلاش آمريكاييها روي تقويت حكومت و سيستم سياسي و كمك به اداره امور پاكستان و افغانستان توسط مردم آنها باشد قطعا جمهوري اسلامي حداكثر همكاري را با آنها خواهد داشت اما واقعيت اين است كه آمريكاييها طي سالهاي گذشته و بر اساس چشماندازي كه حتي اوباما هم روي آن تاكيد كرده بر مبناي تسلط بر پاكستان و افغانستان و بر مبناي دور زدن سيستم سياسي و به تعليق درآوردن ساختار سياسي در افغانستان و پاكستان حركت ميكنند.
در ماجراي شهر بمبئي و ترورهايي كه در چند ماه پيش در اين شهر اتفاق افتاد آمريكاييها بجاي اينكه تلاش كنند با بستن مرزهاي هند يا كمك به ارتش و سيستم اطلاعاتي هند و يا مراقبت از جادهها عوامل تروريست را شناسايي كنند بلافاصله دولت و ارتش پاكستان را مورد اتهام قرار دادند و به دولت زرداري اصرار كردند كه مسئوليت انفجاريهاي شهر بمبئي را قبول كند و در جهت همكاري با دولت بمبئي حداكثر تلاش خود را بكار گيرد.
در واقع آمريكاييها آمدند و پاكستانيها را متهم كردند. نه تنها آن عوامل را بلكه كل سيستم، دولت و مردم پاكستان را متهم كردند و كار را تا آستانه جنگ پيش بردند كه ما شاهد بوديم هنديها و پاكستانيها هر دو يگانهاي جديدي را به سمت مرزهاي مشترك گسيل كردند.
اينها نشاندهنده آن است كه آمريكا نقش تقويت كننده ساختار و سيستم شهروندان پاكستاني را به عهده ندارند بلكه تلاش ميكنند تا با اضمحلال ساختارهاي پاكستان آنها را در شرايط فقدان ساختار و سيستم قرار دهند و سلطه خود را به عنوان يك نياز و حقيقت اجتناب ناپذير در آنجا جا بيندازند.
بر اين اساس تصور اينكه بين ايران و آمريكا يك همكاري شكل گيرد تصور درستي نيست اگر چه ما بسيار علاقمند هستيم كه قدرتها و نيروهاي بينالمللي با پذيرش حقوق و حاكميت و تماميت ارضي مساعي خودشان را در جهت تقويت وحدت ملي و روح فعاليت و تلاش و اقدام جمعي در ملتها تقويت كنند. يعني كمك شود به اينكه مردم به صحنه بيايند و امور خود را بدست بگيرند و اين تصور متاسفانه از سوي آمريكاييها مورد حمايت قرار نميگيرد.
انتهاي پيام/
