خبرگزاري فارس: عبدالله بن عبدالعزيز پادشاه عربستان با انجام برخي تغييرات كليدي در ساختار قدرت آل سعود ضمن عزل عده اي از وزيران 6 مفتي عضو هيئت حكومتي « دارالافتا سعودي » و رئيس شوراي عالي قضائي اين كشور توجه ناظران بين المللي را به تحولات عربستان جلب كرده است .

عبدالله بن عبدالعزيز پادشاه عربستان با انجام برخي تغييرات كليدي در ساختار قدرت آل سعود ضمن عزل عده اي از وزيران 6 مفتي عضو هيئت حكومتي « دارالافتا سعودي » و رئيس شوراي عالي قضائي اين كشور توجه ناظران بين المللي را به تحولات عربستان جلب كرده است .
اگرچه درباره علت اتخاذ چنين تصميمي از جانب ملك عبدالله هيچگونه اطلاعيه رسمي و توضيحي منتشر نشده ولي اين تغييرات عمده از اختلافات شديدي در اردوي حكومتي آل سعود حكايت دارد.
آنچه اهميت اين تغييرات را قدري بيشتر جلوه مي دهد غيبت مستمر « سلطان بن عبدالعزيز » وليعهد بيمار عربستان است كه براي ماهها به خاطر مداواي بيماري شديد خود مجبور است در خارج از كشور به سر ببرد و تقريبا از روند تحولات حكومتي به دور مانده است . علاوه بر اين وليعهد 85 ساله بخاطر كهولت سن خود نيز حتي بدون بيماري هم تقريبا « از كار افتاده » تلقي مي شود ولي براي حفظ شئون ظاهري همچنان مقام ولايت عهدي را تاكنون يدك مي كشيد. گفته مي شود ملك عبدالله برادر كوچكتر خود را به ولي عهده ي منصوب كرده است .
با وجود آنكه تحولات داخلي دربار آل سعود معمولا درون يك حلقه بسته رخ ميدهد و عموما انعكاس چنداني در خارج از دربار ندارد لكن ابعاد تحولات اخير به حدي است كه ناظران با عنوان « كودتا » از آن ياد كرده اند. اين تغييرات بي سابقه درواقع يك خانه تكاني گسترده درون ساختار قدرت است كه باعث كنار گذاشتن صاحب منصبان قدرتمند از اصلي ترين نهادهاي حكومتي شده و در آن واحد تغييرات جدي در قلمرو سياسي ـ نظامي و قضائي را در بر مي گيرد.
واقعيت اينست كه كشور عربستان اكنون مدتهاست كه با مشكلات فزاينده اي در قلمرو سياسي امنيتي اجتماعي و فرهنگي در داخل و خارج مواجه است بطوري كه درخصوص توانمندي آل سعود در جهت برطرف كردن مسائل و حل و فصل مشكلات پيش رو تدريجا ترديدهائي به وجود آمده است .
اختلاف بر سر قدرت و به عبارت روشن تر جنگ قدرت خاموشي كه در خاندان آل سعود به ويژه براي ادامه حكومت بعد از ملك عبدالله در جريان است موجب شده اين كشور در زمينه مسائل داخلي منطقه اي و بين المللي فاقد تحرك و پويائي مورد انتظار گرديده و تقريبا « رياض » در تمامي زمينه ها واكنشي انفعالي دارد. اگرچه عربستان از هر جهت داراي موقعيت مناسبي است و بويژه از ديدگاه سياسي ـ اقتصادي از شرايط خوبي برخوردار است لكن نقش و جايگاه رياض در مناسبات بين الملل اسلامي و حتي بين العربي مرتبا كاهش يافته و تحت الشعاع تحركات كشورهائي درحد و اندازه « قطر » قرار گرفته است .
رياض نتوانست توافقات طائف درخصوص آشتي دولت اسماعيل هنيه با طيف ابومازن را عملي كند و خود نيز عليه دولت حماس وارد منازعات قدرت شد . رياض حتي در بحران سياسي لبنان هم جانب دولت فواد سينيوره و جناح ?? مارس را گرفت و روي اسب بازنده سرمايه گذاري كرد. رياض در حوادث غزه هم عليه مردم غزه و دولت حماس وارد صحنه شد و عملا جانب اشغالگران صهيونيست را گرفت كه البته با رسوائي شكست و ناكامي مطلق مواجه شد.
از سوي ديگر بحرانهاي امنيتي و متعددي كه در اين كشور به وجود آمده اگرچه وسعت و دامنه چنداني نداشته ولي توانمندي سرويسهاي امنيتي اين رژيم را با ابهام و ترديد مواجه ساخته است . با اينهمه اكنون سئوال اينست كه چرا دامنه بركناري ها شامل شاهزاده سعودالفيصل وزير خارجه مادام العمر عربستان و شاهزاده بندر بن سلطان مشاور امنيت ملي اين كشور كه هر دو در جناح مقابل قرار دارند نشده است
اين سئوال مهمي است كه قاعدتا پاسخ روشني براي آن وجود ندارد ولي اين احتمال مطرح است كه تغييرات كنوني نقطه شروع تحولاتي باشد كه با جابجائي سعودالفيصل و بندر بن سلطان در فرصت مناسبي تكميل و تثبيت شود.
سئوال مهمتر اكنون اينست كه آيا اين تغييرات گسترده مي تواند به تثبيت قدرت جناح عبدالله منجر شود و چهره اي مقتدرانه از حكومت رياض در منطقه و در سطح بين المللي به نمايش بگذارد پاسخ اين سئوال را بايد در روزها و ماه هاي آينده به دست آورد زيرا ساختار قدرت در عربستان و در اردوگاه آل سعود بگونه ايست كه اقداماتي از قبيل آنچه شاه عربستان انجام داده بدون عارضه نخواهد بود.
گستره تغييرات انجام شده بدين معني است كه پادشاه عربستان به اين جمع بندي رسيده كه حتي اين تغييرات را قدري ديرهنگام آغاز كرده و مي بايستي بسيار زودتر از اين دست به اقدام و جابجائي مي زد و امروز هم با تغييرات گسترده تر بايستي تاخير در تغييرات را جبران كند.
آن دسته از ناظران سياسي منطقه كه با اختلافات دروني آل سعود آشنائي دارند از مدتي قبل انتظار چنين تغييراتي را داشتند. آنان معتقدند پادشاه عربستان ضمن تلاش براي تحكيم قدرت خود راه تثبيت قدرت در جناح مورد نظر خويش براي آينده را نيز هموار ساخته است .
اين تغييرات ضمن آنكه به معناي پايان دادن به وليعهدي سلطان بن عبدالعزيز است زنگ پايان دوران يكه تازي مفتي هاي تندروي وهابي را نيز به صدا در آورده است . بدين ترتيب اگر طرح پادشاه عربستان بدون برخورد با مشكل و مانع به پيش برود مي توان انتظار داشت دوران غلبه تعادل در حاكميت آل سعود بر عربستان كه مورد نظر شاه كنوني است با شتاب بيشتري فرا برسد. اين طرح اگر با موفقيت همراه باشد تحولات عميقي در سياست داخلي و خارجي عربستان پديد خواهد آورد.
..................................................................................................................
منبع: جمهوري اسلامي
انتهاي پيام/
