FarsNewsAgency Menu
 
 
87/11/02 - 13:30
شماره:8711020833
به مناسبت سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي (9)
نگاهي نو به شعارهاي دوران مبارزه با رژيم پهلوي

خبرگزاري فارس: شعار، وسيله اي مناسب براي توصيف و تبيين اوضاع و احوال اجتماعي و روانشناختي زمان خويش بوده و براي ارائه تحليل هاي علمي و پژوهشي، مواد خام گرانمايه اي به شمار مي رود. از علايم و ويژگي هاي هر انقلاب شعارها و نحوه گسترش و نشر آن در ميان انقلابيون است.


از دير باز استفاده از شعار به عنوان ابزاري براي شناساندن اهداف و خواست هاي مختلف رايج بوده است. (ارعاب دشمن، تهييج نيروهاي خودي ، ايجاد همبستگي و قدرت روحي و رواني و هدايت شعار دهندگان به سوي اهدافي خاص، تبيين ايدئولوژي و انديشه هاي مختلف). در واقع مي توان گفت شعار، وسيله اي مناسب براي توصيف و تبيين اوضاع و احوال اجتماعي و روانشناختي زمان خويش بوده و براي ارائه تحليل هاي علمي و پژوهشي، مواد خام گرانمايه اي به شمار مي رود. از علايم و ويژگي هاي هر انقلاب شعارها و نحوه گسترش و نشر آن در ميان انقلابيون است.

شعار نيز در مفهوم عام خود همان است كه در اجتماعات سراسري گفته مي شود و يا بر ديوارها و پلاكاردها نقش مي بندد.

مردم كه بدنه انقلاب ها را تشكيل مي دهند، به گونه اي منسجم و هماهنگ خواسته هاي روزمره و در عين حال پر محتواي خود را كه زمينه ساز يك تحول عميق سياسي – اجتماعي است، در قالب شعارها بيان مي دارند كه البته محتواي اين شعارها با توجه به ميزان درك سياسي و همچنين ماهيت خواسته هاي هر جامعه تفاوت دارد. فرم و نوع شعارها نيزهمراه با جريان انقلاب و شدت و ضعف آن تغيير مي كند. ماهيت شعارها نيز خود نشانگر مرحله اي خاص از روند انقلاب است. به طور كلي ماهيت شعارهاي انقلابي را مي توان به 4 بخش تقسيم كرد:

بخشي از شعارها از آغاز انقلاب و حتي قبل از آن به طور رسمي در تجمعات قانوني و از طريق بيانيه هاي رسمي و حتي در رسانه هاي گروهي مطرح مي شوند كه بر اصلاحات و تغييرات جزيي در ماهيت نظام سياسي تأكيد دارند. بخشي ديگر از شعارها كه همزمان با اوج گرفتن حركت انقلابي سر داده مي شوند، ماهيت سلبي دارند و خواهان از بين رفتنِ رژيم سياسي حاكم هستند و در روزهاي آخر پيروزي انقلاب نيز شعارهايي كه ماهيت ايجابي داشتند كه بر تشكيل يك نظام سياسي مطلوب تأكيد مي كردند در تظاهرات سرداده مي شد. در فواصل مختلف حركت انقلابي نيز شعارهايي كه بر نحوه مبارزه تا پيروزي حركت و انسجام و تقويت پايگاه رهبري تأكيد دارند، مورد توجه انقلابيون قرار مي گيرد.

مقاله حاضر كه به شعارهاي دوران انقلاب پرداخته است تقديم شما مي شود.

ارزش ادبي شعارها و ديوار نوشته هاي دوران انقلاب اسلامي
بررسي اين شعارها و ديوار نوشته ها نشان مي دهد كه مردم ايران در آن زمان چه مي خواستند؟ نسبت به چه چيز و چه كس كينه داشتند؟ و چه كساني را دوست مي داشتند؟ از شعارها به اعتقاد و تفكر شعار دهندگان نيز مي توان پي برد؛ به عنوان مثال آن كس كه شعار مي دهد «نان، مسكن، آزادي» چيزي را مي جويد كه تنها در محدوده اين عالم و خواسته هاي مادي است و بسيار دور است از آن كه مي گويد: «سكوت هر مسلمان خيانت است به قرآن».
به هر روي اين شعارها از جنبه هاي گوناگون شايان نقد و بررسي است. در اينجا به جنبه هاي ادبي و بومي آن توجه خواهد شد. با بررسي شعارهاي دوران انقلاب مي توان گفت آنان كه شعارها را سر مي دادند و يا آنها را بر ديوار مي نوشتند از مردم تحت ستمي بودند كه به فغان آمده بودند و نفرتشان را با شعارها و نوشته هايشان بيان مي كردند، اين شعارها – كه برخي از آنها در پي خواهد آمد – برگرفته از نگرش ها و باورهاي ديني، اعتقادي و بومي و عاميانه مردم بود.

از آنجا كه آنچه در اين مقاله مورد بررسي قرار خواهد گرفت شعار است نه شعر، كاملاً با اصول و عنصرهاي ادبي و شعري مطابقت نمي كند و در بسياري موارد وقتي از ارزش ادبي و هنري آن سخن به ميان مي آيد، دقيقاً به معناي ارزش هنري وادبي شعر ومتون ادبي نيست.

دراين مقاله سعي شده است شعارهايي كه ادبي تر و هنري تر و پرمعناتر هستند، مورد بررسي و تحليل قرار گيرد و ارزش ادبي آنها بيان شود.

الف – آهنگ و موسيقي در شعارها
از آنجا كه شعارها را مردم دست جمعي و يك صدا مي خواندند نوعي وزن و آهنگ در شعارهايشان به چشم مي خورد:
1- « سكوت هر مسلمان/ خيانت است به قرآن.»

اين شعار داري وزن است و «مسلمان» و «قرآن» نيز هم قافيه اند.

2- « در بهار آزادي جاي شهدا خالي راه شهدا باقي.»

3- « نه سازش سياسي، نه قانون اساسي به گفته خميني جمهوري اسلامي.»

اين شعار داراي يك ريتم خاصي است تكرار «س» در آن ايجاد «موسيقي حرف» كرده است تكرار «س» «هيس» و امر به سكوت را به ذهن متبادر مي كند خطاب به دشمنان است و آنان كه خواهان سازشند.

4- «خون رنگين بهتر از زندگي ننگين است»

جمله فوق چون ديوار نوشته است نه شعار، داراي وزن نيست، اما تكرار «ن» در آن ايجاد موسيقي كرده است.

ب – سبك شناسي شعارها
1- تشبيه
1-1- « اي شاه دم بريده، زمان قدرت مردم رسيده .»

مردم « به تشبيه(1) مضمر يا پنهان» شاه را سگ مي دانند. سگ با دمش براي اربابش چاپلوسي مي كند؛ امريكا ارباب شاه بوده است. دم او – قدرتش – توسط مردم بريده شده است و ديگر توان تملق در برابر امريكا را ندارد، مردم با از بين بردن او، خود حاكم بر سرنوشت شان شده اند.

2-1- « در بهار آزادي جاي شهدا خالي .»

بهار آزادي، تشبيه بليغ است كه از هنري ترين انواع تشبيه در آن حذف شده است و تأمل و درنگ خواننده را براي درك معنا مي طلبد. بهار پس از زمستان – به معناي نمادين ظلم و بيدادگري است. بهار، فصلي است كه مردم از تازيانه هاي سوز سرما در امانند. ديگر مردم از ترس سرما خود را در لباسها پنهان نمي كنند «آزادي» همچون بهار است. در بخش دوم اين شعار «جاي شهدا خالي» نيز تشبيه زيبايي وجود دارد – تشبيه مضمر – بهار همراه با گلها و گياهان است، اصلاً لازمه بهار، گل است. هنگامي كه مي گويند جاي آنها خالي است يعني نيستند و حتماً مي بايست مي بودند و گرنه بلافاصله پس از ذكر «بهار» نامشان برده نمي شد، پس به تشبيه مضمر – پنهان – آنان گل هستند.

2- تلميح
« پرسنل هوايي، حّر زمان ما شد.»
دراين شعار، پرسنل هوايي به حّر تشبيه شده اند. تلميحي تاريخي و مذهبي دراين شعار وجود دارد؛ «حّر» از فرماندهان سپاه يزيد بود كه به قصد جنگ با امام حسين عليه السلام به ميدان آمده بود؛ اما به خواست خداوند از سپاه كفر بيرون آمد و به سپاه امام حسين عليه السلام پيوست.

پرسنل هوايي نيز در ابتدا در خدمت سپاه شاه – يزيد – بودند و سپس به مردم پيوستند، ژرف ساخت اين تشبيه و تلميح اين است كه شاه همچون يزيد است و امام خميني پيرو امام حسين عليه السلام.

ج – درون مايه هاي ادبي شعارها
1- زبان گفتار و عاميانه مردمدر شعارها به چشم مي خورد كه برخاسته از نوعي بيان صميمي است:
الف ) « اگر آقا دير بياد، مسلسل ها بيرون مي ياد.»

مردم در اينجا «آقا» - امام خميني (ره) – را از خودشان مي دانند سپس به جاي زبان رسمي زبان روزمره را به كار مي برند.

ب ) « نم نم بارون مي ياد، خميني تهرون مي ياد.»

دراينجا نيز زبان و گفتار عاميانه به كار برده شده است. مردم باران را رحمت خداوند مي دانند. امام خميني نيز چون باران است. ژرف ساخت شعار چنين است: تهران چون باغي است، باغي بي برگ و بار؛ باران بهاري فرا رسيده است. با بارش باران، گلها و گياهان مي رويند و همه جا را عطرآگين مي كنند. امام خميني نيز چون گلي است كه پس از باران رحمت الهي از باغ تهران مي رويد، در ضمن بر اساس سنتي ديرينه، ايرانيان پيش از آمدن ميهماني عزيز كه انتظار آمدنش را دارند زمين را آب و جارو مي كنند، در اينجا نيز گويي خداوند باران رحمتش را براي ورود امام بر شهر تهران پاشيده است.

ملاي رومي در شعري به اين سنت اشاره مي كند:

آب زنيد راه را هين كه نگار مي رسد

مژده دهيد باغ را بوي بهار مي رسد

2- انعكاس اوضاع جامعه در شعارها
1- « توپ، تانك، فشفشه، اين شاه بايد كشته شه .»
اين شعار متناسب است با حال و هواي روزهاي مبارزه با شاه ، ارتش شاه با توپ و تانك در خيابان ها به جنگ مردم بي سلاح و بي دفاع آمده بود. مردم خواهان كشته شدن و اعدام شدن شاه هستند، گويي مردم علت اين را كه خواهان اعدام شاه هستند دراين شعار بيان مي كنند. مردم مي گويند شاه با توپ و تانك - قدرت نظامي – به جنگ با مردمي برخاسته است كه تجهيزات او را ندارند و حداكثر سلاح گرمشان در برابر او فشفشه است، پس چنين شخص ناجوانمردي بايد از صفحه روزگار پاك شود.

اين شعار ناخودآگاه از درون مردم جوشيده است و ممكن است خود آنها چندان از معناي شعارهايشان آگاه نباشند، اما آنگاه كه اين شعارها به زير ذره بين نقد و تحقيق ادبي قرار مي گيرد معناهاي پنهان و منشا آنها آشكار مي شود.

3- بيان نمادهاي ديني
الف ) « هر كس كه عدالتخواه است، از قتل حسين آگاه است.»
حسين در اينجا نماد حقيقت خواهي، ايثار و شهادت و مظلوميت است و نمادي ديني و مذهبي دارد.

ب ) « تا خون مظلومان به جوش است، آواي عاشورا به گوش است.»

دراين جا عاشورا نماد ديني است و معناي آن از زمان و واقعه اي در هزار و چند صد سال پيش فراتر رفته است و الگوي هر زماني شده است كه مظلومان در برابر ظالمان مي ايستند و تنها به هدف مي انديشند و از انبوهي دشمنان نمي هراسند. گويا عاشورا چون بانگ مردانگي و غيرتي است كه از آن زمان، همواره در حال نواخته شدن است و آزادگان را به پيروزي از خود مي خواند.

د – گونه شناسي ادبي شعارها
1- دلالت هاي ثانوي جملات(2)
1-1- « اي شيعيان، شاه فنا مي شود، رهبر ما روح خدا مي شود.»

اين جمله، جمله اي خبري است؛ اما مراد از خبر در اينجا خود خبر نيست بلكه دلالت ثانوي آن مراد است كه عبارت است از بيان آرزو و مژده دهي.

1-2- « تا شاه كفن نشود، اين وطن وطن نشود.»

اين جمله نيز خبري است؛ اما منظور از آن خبر نيست، بلكه لازم خبر مراد است كه در اينجا تشويق و برانگيختن مردم به مبارزه عليه شاه است.

1-3- « ارتش اينجا تهران است، دشمن نياوران است.»

دلالت ثانوي اين جمله خبري آگاه گردانيدن و شرمنده ساختن ارتش و تبيين راه است.

1-4- « مردم چرا نشستين؟ نكنه كه شاه پرستين.»

جمله، پرسشي است؛ اما معناي ثانوي و پنهان آن «نهي» است. شعار دهندگان از مردم مي پرسند چرا نشسته ايد؟ مراد آنان از اين پرسش، گرفتن پاسخ نيست بلكه به آنان مي گويند كه برخيزيد. امر توبيخ و ملامت نيز در آن نهفته است.

2- شوخي و طنز
1-2- « اي بختيار شيره كش، تو هم برو مراكش .»
مراكش كشوري است كه شاه به آنجا گريخته و با شيره كش نوعي هماهنگي موسيقايي دارد و از طرف ديگر – مرا بكش – را نيز به ذهن متبادر مي كند كه در تناسب با شيره اي معتاد بودن بختيار است. اين گونه ظرافت ها از زبان طنز مردم كوچه و بازار نشات گرفته است.

2-2- « استكان طلايي، فرح رفته گدايي.»

طلايي و گدايي با يكديگر تناسبي ندارند و تنها براي آهنگين شدن در كنار هم آمده اند.

2-3- « پفك نمكي شوره، نخست وزير كوره .»

2-4- « اين است شعار بختيار، منقل و وافور بيار.»

شايان ذكر است كه در برخي شعارها پيوند زبان ادبي با زبان عاميانه ايجادگر طنز بوده است كه برخي نمونه هاي آن در پي مي آيد.

الف ) « گلهاي زهرا همه پرپر شده، اين بختيار خر بوده خرتر شده .»

گلهاي زهرا استعاره است از شهيدان

ب ) « زنها به ما پيوستند بي غيرتها نشستند.»

3- رويكرد عالمانه و فكورانه برخي شعارها
1-3- « سكوت هر مسلمان، خيانت است به قرآن.»
2-3- « مكتبي كه شهادت دارد اسارت ندارد.»

3-3- « درخت انقلاب به خون احتياج دارد.»

4-3- « به ظلم طاغوتيان به جور فرعونيان يا حجة بن الحسن، عجل علي ظهورك.»

5-3- « اي زن به تو از فاطمه اين گونه خطاب است، ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است.»

پي نوشت ها:
1- براي ديدن تعريف تشبيه مضمر يا پنهان ر.ك.دكتر ميرجلال الدين كزازي، بيان، چاپ اول، ص 76. و نيز به : سيروس شميسا، بيان، چاپ سوم، صص 123-122 مراجعه كنيد.
2- دكتر سيروس شميسا، معاني ، ص 65 به بعد.
...........................................................................................
انتهاي پيام/