خبرگزاري فارس:با ورود اين دفتر به عرصه فعاليتهاي اجرايي پاي برخي مسئولين اجرايي و رجل سياسي به اين دفتر باز شد كه پس از آن ميتوانستند، آشكارا و پنهان، در مسائل سياستگذاري و تصميمگيري اين دفتر شركت نمايند.
**تصفيه داخلي و يكدستي تحكيم وحدت
اين مقطع كه از فعاليتهاي انتخاباتي دومين دوره مجلس شوراي اسلامي شروع ميشود و تا ارتحال حضرت امام (ره) ادامه مييابد. در بردارنده ويژگيها و خصوصياتي است كه آنرا از مقطع قبل متمايز ميكند. نقطه عطف شروع اين دوره، بحث انتخابات مجلس است كه در آن، تحكيم وارد فعاليتهاي انتخاباتي ميشود و با وجود مخالفتهايي در داخل مجموعه، اين اقدام صورت ميگيرد و متعاقب آن مسائلي پديد ميآيد كه در جاي خود، به آن پرداخته خواهد شد. حال در ابتداء به بررسي خصوصيات اين دوره پرداخته ميشود.
3-1 خصوصيات مقطع
1- سال 1362 شروع مرزبنديها در داخل نظام است كه ريشهاش به مرزبنديهاي سال 1361 در داخل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، كه به كل جامعه تسري پيدا كرده، برميگردد. دفتر تحكيم وحدت نيز از اين بحث بيتاثير نبوده و در اين ايام و به تدريج، به تبع از شرايط عمومي جامعه، مرزبنديهاي داخل آن، واضع و آشكار ميشود و دو جناح عمده و بارز كه از زمان انتخابات شوراي مركزي در سال 1361 در مقابل هم صفآرائي كرده بودند، به صورت واضح و آشكار مقابل هم قرار ميگيرند.
2- چنانچه كه در فصل قبل آمده بود، تحكيم وحدت مدافع كليت نظام در داخل دانشگاهها بود و كل نظام را نمايندگي ميكرد، ولي از اين سالها به بعد بخشي از نظام كه موسوم به جناح چپ است، مورد حمايت دفتر تحكيم وحدت ميباشد. علي باقري در اين ارتباط ميگويد:
برخلاف دوره اول كه تحكيم، عموم جريان دانشجويي را نمايندگي ميكند، كه مدافع انقلاب است، در اين مقطع تحكيم نمايندگي ميكند جناح چپ حاكميت را كه البته اكثريت قابل توجهي در بين نيروهاي دانشجويي فعال سياسي داشتند، يعني به اغماض شايد بشود گفت: كه كليت جريان دانشجويي، ويژگي ديگرش اين كه به تبع جناحبندي داخل حاكميت، تحكيم هم در اين سالها در واقع منتقد يك جريان خاص از حاكميت ميشود. از سال 62 به بعد جناحبنديها پر رنگتر ميشود و جهتگيريهاي تحكيم وحدت انتقاديتر ميشود.
3- با شروع جناحبنديها در داخل نظام كه مبناي اقتصادي داشت، گفتمان و شعار تحكيم وحدت نيز شعارهاي متاثر از اين جناحبنديها ميشود و تبديل به گفتمان عدالتخواهانه مي شود. علي باقري در اين ارتباط ميگويد: يكي از ويژگيهاي مهم اين سالها، غلبه وجوه عدالتخواهانه حركت جنبش دانشجويي بر ساير وجوهش است، آن هم به تبع شرايط كلي كشور، چون اساسا جناحبنديهاي آن دوران به چپ و راست مبناي اقتصادي داشت، بيش از اين كه مبناي سياسي داشته باشد، يعني مرز اين چپ و راست بحث آزادي نبود، بحثهاي اقتصادي بود كه در درون دولت آقاي موسوي شكل گرفته بود. اين شعارها در انتخابات مجلس سوم، در سال 66 با بحث جنگ بين فقر و غناء به اوج خودش ميرسيد.
4- در اين مقطع نيز دفتر تحكيم وحدت از پشتوانههاي مادي و معنوي حاكميت استفاده ميكند و به عبارتي دردانه نظام در داخل دانشگاههاست، عليرغم اينكه منتقد بخشي از بدنه حاكميت در داخل نظام ميباشد، كه اين خود ناشي از نزديكي به دولت مهندسي مير حسين موسوي و حمايتهاي بيدريغ از آن ميباشد.
حال پس از بررسي اجمالي خصوصيات بارز اين مقطع، بهتر است به برخي از جريانها و رويدادهاي اين ساليان پرداخته شود.
3-2- آغاز مداخله جناحهاي سياسي در دفتر تحكيم
با فرا رسيدن ايام فعاليتهاي انتخاباتي دومين دوره مجلس شوراي اسلامي در سال 1362، بحثهايي مبني بر مشاركت فعال دفتر تحكيم وحدت در اين عرصه مطرح ميشود. اين سالها كه تا حدود زياد با انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي تفاوت اسلامي دارد و مهمترين تفاوت آن هم چنانچه در قسمت قبل آمد، واضحتر شدن مرزبنديهاي داخل نظام ميباشد، كه رقابتهاي انتخاباتي نيز حساستر ميباشد و براي ورود به مجلس تكاپوي خاصي را ميطلبد. از طرفي كشور از ايام سالهاي اول پيروزي انقلاب اسلامي فاصله گرفته و دولت موقت نيز استعفاء داده است و در راس كار نميباشد و بسياري از گروههاي معاند و مخالف نيز تسويه شده و از بدنه نظام جدا شدهاند. از طرفي، در جريان ترورهاي سالهاي اول انقلاب، نظام بسياري از مهرههاي كليدي دست اول خود از جمله شهيدان بهشتي و رجائي و باهنر را از دست داده است، و از طرفي كشور درگير جنگ تحميلي است كه پس از فتح خرمشهر در سال 1360، مراحل حساس خود را طي ميكند و بحثهايي در داخل نظام مبني بر ادامه دادن جنگ يا پايان دادن به آن وجود دارد. در چنين فضايي و با توجه به دستهبنديهاي موجود سياسي در كشور، دانشجويان عضو انجمنهاي اسلامي دانشجويان، مصمم به شركت در دومين دوره مجلس شوراي اسلامي ميشوند، كه متاثر از فضاي عمومي آن زمان جامعه و فعاليتهاي قبلي دانشجويان، مخصوصا تسخير لانه جاسوسي و انقلاب فرهنگي ميباشد و به آن به چشم يك وظيفه و تكليف براي تداوم انقلاب اسلامي نگاه ميكنند.
از طرفي دانشجويان عضو انجمنهاي اسلامي دانشجويان كه خود را دانشجويان پيرو خط امام ميناميدند، اين كار را در راستي پياده كردن افكار و انديشههاي امام خميني(ره)، در دانشگاههاي ميدانستند و اعتقاد داشتند، حضرت امام خميني(ره) چنين كاري را تاييد كرده و مورد تاكيد قرارداده است. دكتر وحيد احمدي در اين ارتباط ميگويد:
در آن زمان بحث اين بود كه اگر بخواهيم حضور فعال داشته باشيم، بدون حضور در انتخابات معني نخواهد داشت و انقلاب فرهنگي تعميقش اين است كه ما (دانشجويان) در نهادهاي تقنيني و ساير نهادها حضور فعال داشته باشيم و به عبارتي اگر حضور فعال نداشته باشيم نقض غرض است.
دكتر علي شكوري راد نيز ميگويد:
در سال 62 دانشگاهها باز شدند و تسخير لانه جاسوسي امريكا به پايان يافت. در اين ساليان، فضاي سياسي داخلي يك دست و راكد بود. مخالفين كالا كنار رفته بودند و تمام فعالين، طرفداران امام بودند و حق فعاليت از مخالفين گرفته شده بود. در اين ساليان و بدين سبب، بيشتر گرايش به مسائل عقيدتي و عرفاني شده بود. بدين ترتيب و با توجه به شرايط زمان، دانشجويان پيرو خط امام چنين مطرح كردند كه، فضا راكد هست و دانشجويان بايد فعاليت سياسي كنند. طيف اوليه تحكيم وحدت كه در جريان لانه دخالت داشتند، ولي الان داخل مجموعه تحكيم نبودند اين بحث را در محضر امام مطرح مينمايند و ايشان نيز استقبال كرده و ميگويند: شما اقدام كنيد و من به موقعش حمايت خواهم كرد.
بدين ترتيب، دانشجويان فعالانه به صحنه انتخابات آمده در راستاي هرچه باشكوهتر برگزار شدن اين انتخابات، فعاليتهاي خود را آغاز نمودند و در سطح دانشگاهها به انحاء مختلف، زمينه را براي هرچه بهرت برگزار شدن انتخابات مهيا كردند. از جمله برگزاري جلسات سخنراني و سمينارها و ميزگردهاي مختلف با عناوين متفاوت و با حضور شخصيتهاي دست اول برگزار كردند. به عنوان مثال متن خبر يكي از روزنامههاي كثيرالانتشار در آن ايام در ذيل عينا آورده شده است:
دفتر تحكيم وحدت، سمينار دو روزه بحث و بررسي پيرامون دومين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي با سخنراني مهندس موسوي نخستوزير در 25 و 26 اسفندماه 62 در دانشگاه اميركبير برگزار نموده، كه در اين سمينار نخستوزير با اعتراض به سياستزدايي در دانشگاهها بر اهميت حضور دانشجويان در انتخابات تاكيد مينمايد.
ولي بحثي كه وجود داشت، اين بود كه نحوه حضور در انتخابات از طرف دفتر تحكيم وحدت، بايد چگونه باشد؟ آيا اين دفتر، مستقيما وارد عرصه شده و به ارائه ليست بپردازد يا اينكه به ارائه معيارها بپردازد و به گرم كردن فضاي انتخابات كمك كند؟ و بحثهاي مشابه كه ميان دو طيف موجود در اين دفتر وجود داشت كه متقابلا خود اين بحثها نيز سبب پر رنگتر شدن اين طيفبنديها در داخل دفتر ميشد. در اين ميان، نظر طيفي كه طرفدار ارائه ليست از طرف دفتر تحكيم وحدت و حضور مستقيم آن در صحنه انتخابات بودند و داراي اكثريت در داخل دفتر بود بر نظر طيف ديگر فائق آمد و اين دفتر به ارائه ليست پرداخت. ولي بحثي كه علاوه بر ارائه ليست از طرف دفتر تحكيم وجود داشت، دخالت نيروهاي سياسي و اجرائي خارج از دفتر در تنظيم و تهيه اين ليست بود كه اين دخالتها به صورت پنهان و آشكار صورت ميگرفت. به طور مثال؛ پس از اينكه ليست دفتر تهيه و تنظيم و منتشر شد، كه درباره تنظيم آن حرف و حديثهاي فراوان نيز وجود داشت، برخي از وزراء و اعضاي كابينه مهندس موسوي، با انتشار بيانيهاي، از اين ليست حمايت كردند. متن اين اطلاعيه بدين شرح است:
بسماللهالرحمنالرحيم... نظر به نقش حساس دوره دوم مجلس شوراي اسلامي و نيز پيرو تاكيدات حضرت آيتالله مشكيني و حضرت آيتالله صانعي جهت شركت فعال همه اقشار مردم به ويژه دانشجويان در انتخابات، اينجانبان امضاءكنندگان ذيل، با تاكيد بر حركت آگاهانه و مسوولانه دانشجويان پيرو خط امام و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاههاي تهران، خانه كارگر و انجمن اسلامي معلمان در جهت شركت فعالانه در انتخابات در اين برهه حساس و سرنوشتساز، نمايندگان زير (كانديدهاي مشترك گروههاي مذكور) را كه جملگي كانديدهاي جريانات اصيل اسلامي و حزباللهي بوده... را تاييد ميكنيم.
1- دكتر محمد تقي بانكي 2- دكتر محمد هادي منافي 3- مهندس بهزاد نبوي 4- دكتر محمد علي نجفي 5- دكتر حسين نمازي 6- دكتر محسن نوربخش 7- مهندس مصطفي هاشمي طباء
اعضاي اين دفتر پا را از اين هم فراتر گذاشته، به رايزني با شخصيتهاي سياسي و فرهنگي جامعه پرداخته و به نوعي جهت تبليغ ليست موردنظر خويش، از آنها مساعدت خواستند، كه به طور نمونه در يك بيانيه جداگانه 36 تن از شخصيتهاي فرهنگي سياسي كشور نيز با انتشار بيانيهاي از كانديداهاي دفتر تحكيم وحدت حمايت كردند.
بدين ترتيب، انتخابات مجلس شوراي اسلامي برگزار گرديد وصرف نظر از اينكه فقط عدهاي قليل از كانديداهاي اختصاصي دفتر تحكيم وحدت وارد مجلس شواري اسلامي شدند، ولي فصل جديدي در فعاليتهاي سياسي دفتر تحكيم وحدت گشوده شد و اين دفتر علنا وارد دستهبنديهاي سياسي شد و از طرفي در روند تصميمگيري اين دفتر به طور پنهاني پاي عدهاي از مديران اجرايي و سياسي كشور باز شد.
3-3- دفتر تحكيم وحدت و تجربه اولين انشعاب
آنچنانكه در بخشهاي قبلي آمد، يكي از خصوصيات بارز اين دوره،آشكار شدن طيفبنديها در داخل دفتر تحكيم وحدت و صفآرايي آنها مقابل يكديگر بود. البته اين طيفبنديها از ابتدا در داخل دفتر تحكيم وجود داشت و طرفداران حزب در مقابل مخالفان آنها قرار داشتند،ولي اين دو گروه وزن يكساني در داخل تحكيم وحدت داشتند، منتهي به تدريج اين معادله به نفع طيف مخالف حزب جمهوري اسلامي در حال تغيير بود و وقتي به انتخابات دومين دوره مجلس شوراي اسلامي ميرسيم، اين اختلافات به اوج خود ميرسد. گروهي طرفدار ارائه ليستي بودند كه گروه ديگر از آن حمايت نميكردند ولي گروه اول در اكثريت بودند، بنابر اين ارائه ليست مورد نظرشان به تصويب مي رسد.
دكتر احمدينژاد رئيس جمهوري محترم دراين ارتباط ميگويد: در سال 62 در جريان انتخابات مجلس دوم، يك ليستي به نام تحكيم داده شد كه همين امر سبب ايجاد دعوي شد و منجر به اين شد كه دو ليست جداگانه منتشر شود.
چنانچه قبل از اين و به نقل از سيد عباس نبوي آمد، در انتخابات شوراي مركزي در سال 1361، دو طيف درمقابل هم صفآرايي كردند و عدهاي نيز در وسط قرار گرفتند،ولي وقتي زمان انتخابات شوراي مركزي در سال 1362 رسيد، منازعات و درگيريها در حد فاصل بين اين دو انتخابات، به نفع نيروهاي به اصطلاح چپ دفتر تحكيم وحدت پايان يافته و داخل شوراي مركزي تحكيم وحدت يكدستي خاص حاكم ميشود. علي باقري در اين باره ميگويد: در داخل تحكيم وحدت، اين منازعه به نفع نيروهايي كه بعدها به عنوان چپ و خط امامي معروف شدند در سال 62 خاتمه پيدا ميكند و در انتخابات شوراي مركزي سال 62 دفتر تحكيم وحدت يكدست ميشود و به لحاظ جناحبندي، تحكيم چپ كامل مي شود.
البته پس از اين انتخابات شوراي مركزي اقدام به تصويب مصوبهاي ديگر كرد كه يكدستي به وجود آمده را كاملتر كرد و سبب خروج نهايي طيف مخالف و منتقد و به اصطلاح راست از دفتر ميشود. قضيه از اين قرار بود كه دانشجويان فعال در تسخير لانه جاسوسي آمريكا كه دانشجويان خط امام بودند، پس از اينكه فعاليتهاي مربوط به لانه تمام شده تلقي شده و بحران گروگانگيري پس از 444 روز خاتمه يافت، زمزمههاي در داخل بدنه تحكيم وحدت، مبني بر اين بحث كه دانشجويان پيرو خط امام داراي تجربه فعاليتهاي سياسي هستند و شوراي جديد بايد از اين تجربه استفاده نمايد بوجود آمد و سبب شد كه تصميمي در شورا اتخاذ شود مبني بر اينكه 15 نفر از دانشجويان پيرو خط امام وارد شورا عمو ميشوند. دكتر علي شكوري راد داستان را چنين نقل ميكند:
تا آن موقع يك دستي خاصي بر دفتر تحكيم وحدت حاكم بود ولي پس از طرح اين بحث (ورود تحكيم وحدت به بحث انتخابات و فعاليتهاي سياسي) مخالفين و موافقين رو در روي هم قرار گرفتند كه تعداد موافقين زيادتر بودند بنابر اين جناحبندي در داخل تحكيم وحدت شكل گرفت تا در اين فضا ، تحكيم وارد صحنه انتخابات مجلس دوم و ائتلاف بزرگ شد. پس از اين بحثها شورا تصويب كرد 15 نفر از دانشجويان پيرو خط امام ره، را وارد شوراي عمومي ميكنند كه من نيز جزو اين 15 نفر بودم. البته جناح به اصطلاح راست مخالف اين قضيه بودند ولي جناح به اصطلاح چپ، اين استدلال را داشتند كه چون ما سابقه زيادي در كارهاي سياسي نداريم بايد اينها بيايند و ما از تجربه آنها استفاده كنيم و بالاخره اين جناح چپ بود كه پيروز شد و كل 15 نفر كه همگي چپ بودند وارد شوراي عمومي شدند، و بدين ترتيب، طيف راست به نسبت بيشتري در اقليت قرار گرفت. در سال 62 تركيب چپ و راست در شورا، 50 به 50 بود ولي پس از آن سال به بعد، نسبت جناح راست كمتر وكمتر شد تا اينكه بالاخره از دفتر تحكيم، طيف راست خارج شده و در جريان ديگر وارد شد.
بدين ترتيب جناح به اصطلاح راست از بدنه تحكيم وحدت خارج شد وتحكيم وحدت اولين انشعاب تاريخي خود را تجربه نمود.
3-4- يكدستي و يكهتازي دفتر تحكيم وحدت
پس از اينكه طيف منتقد دفتر تحكيم وحدت از آن خارج شد و شوراي مركزي و شوراي عمومي آن يكدست و يكپارچه شد؛ دوران جديدي در فعاليتهاي اين دفتر آغاز گرديد. از طرفي، اكثر قريب به اتفاق اعضاي دفتر همفكر هستند و مشكل خاصي با يكديگر ندارند. از طرفي نيروهاي سياسي و رجلي كه مورد قبول اين دفتر ميباشند، پستهاي كليدي بدنه اجرايي كشور از جمله وزراتين علوم و بهداشت را در اختيار دارند كه اين دو سبب تعالي دو طرفه بين دولت و تحكيم وحدت ميشود بدين روي كه دفتر مورد حمايتهاي مادي و معنوي دولت قرار ميگيرد و افراد و شخصيتهاي سياسي نيز با استفاده از اين كمكها و با عنايت به يكدستي حاكم بر شوراي مركزي و در غياب طيف منتقد، پنهان و آشكارا به اعمال نظر در تصميمگيريها و سياستگذاريهاي دفتر تحكيم وحدت ميپردازند. در اين سالهاست كه محيطهاي دانشگاهي شاهد يكهتازي دفتر تحكيم در عرصههاي مختلف ميباشد و اين دفتر علاوه بر فعاليتهاي جاري، درمناسبتهاي خاص با انتشار بيانيهها و برگزاري نشستها به اظهار نظر پيرامون مسائل مختلف مي پردازد كه در اينجا اشاره به برخي از آنها خالي از لطف نميباشد.
اين دفتر در اين سالها به دنبال تحقق يكي از اهداف تشكيل خود كه همان ساماندهي و خط دهي تشكل دانشجويي مسلمان پيرو خط امام بود ميباشد. به عنوان نمونه و در آبان ماه سال 63، دفتر تحكيم وحدت نخستين كنگره سراسري دانشجويان مسلمان باعنوان بررسي جايگاه سياسي اجتماعي دانشجويان مسلمان در تهران برگزار ميكند. محورهاي اين كنگره عبارت بودند از : نقد وبررسي نقش دانشجويان مسلمان درانقلاب، نقد وبررسي دانشگاهها پس از انقلاب فرهنگي و برنامههاي آينده انجمن اسلامي. ولي آنچه قابل توجه ميباشد، يكدستي و جهت دار بودن برنامهها و سخنرانيها در اين جور نشستها ميباشد. به عنوان نمونه ؛ در مراسم افتتاحيه اين كنگره ابراهيم اصغرزاده سخنراني ميكند كه با مقايسه دانشگاههاي ايران با دانشگاههاي كمونيستي و امپرياليستي، به آفات دور نگه داشتن دانشجويان از صحنه سياسي كشور اشاره ميكند، يا از جمله سخنرانان ديگر اين كنگره ، دكتر هاشم آغاجري و دكتر نجفقلي حبيبي بودهاند.
از جمله مسائلي كه كشور در اين سالها مبتلا به آن ميباشد، بحث جنگ تحميلي ميباشد. در اين عرصه نيز انجمنهاي اسلامي فعالانه حضور دارند و نيروهاي زيادي را از دانشگاهها روانه جبههها ميكنند. در اين بين زمزمههايي مبني بر صلح با عراق و پذيرش آتش بس در داخل كشور به وجود ميآيد. دفتر تحكيم وحدت به اين بحث واكنش نشان داده و مخالفت خويش را شديدا با آن اعلام ميكند و به سازماندهي اعتراضات دانشجويي عليه صلح تحميلي ميپردازد. به طور مثال؛ كيهان مورخ اول ارديبهشت ماه سال 64، خبر از راهپيمايي دانشجويان دانشگاههاي تهران عليه توطئه صلح تحميلي خبر داد،كه دفتر تحكيم وحدت از كليه اقشار امت خواسته بود در اين راهپيمايي شركت نمايند.
در اين سالها كه تحكيم وحدت خود را پيرو خط امام ميداند و به دنبال تحقق ارمانهاي والاي ايشان در دانشگاهها ميباشد با آنچه به نوعي مخالفت با ايشان و آرمانهاي والاي وي باشد مقابله ميكند. به طور نمونه اين دفتر در جريان انتخاب نخست وزير و هيئت دولت توسط مجلس، با انتشار نامهاي خطاب به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي شديدا به نهضت آزادي و شخص مرحوم بازرگان حمله ميكند. در قسمتي از اين نامه سرگشاده آمده است كه: تاكيد بر روي كار آمدن بازرگانان ونهضت آزادي ودست پروردگان غرب، زمينه بازگشت آمريكا و وارد شدن خسارت به انقلاب اسلامي مي باشد.
اين دفتر علاوه بر مسائل سياسي، در مسائل فكري نيز به اظهار نظر پرداخته و با حفظ روحيه انقلابيگري خويش، به مقابله با مظاهر غرب ميپردازند. به عنوان مثال؛ در تاريخ پنجم مرداد سال 65، اين دفتر در بيانيهآي كه در باره آزادي نشر افكار در روزنامه كيهان منتشر كرده است آورده است كه:
اشتباه خواهد بود اگر آزادي را به عنوان يك مفهوم مطلق و واحد جهاني بحث كنيم بلكه بايد آزادي را در مكتب جستجو كنيم.
و در ادامه ضمن تاكيد بر اصل امر به معروف و نهي از منكر تاكيد ميكند كه اين امر به معروف و نهي از منكر بنياديتر از اصل آزادي بيان ميباشد. سپس به يك تعريف ايدئولوژيك از آن ميپردازد:
آزادي به مفهو حضور فعال و دلسوزانه مردم در صحنه حمايت ايدئولوژيك جامعه است و سپس به معرفي دشمنان نظام و انقلاب و مردم ميپردازد:
بايد گفت كه در وضعيت كنوني، ليبراليسم خطرناكترين دشمن آزادي است ليبراليستي كه خود را توسعه ميدهد، عناصر انقلابي را به دامن خود ميغلطاند وراههاي برخورد قهري را به روي ملت ميگشايد.
و اينها نمونهاي از فعاليتهايي است كه دفتر تحكيم وحدت در اين سالها در دانشگاهها و در سطح كشور انجام ميدهد كه علاوه بر فعاليتهاي تشكيلاتي مانند برگزاري نشستهاي ساليانه ، انتخابات شوراي مركزي، و... ميباشد كه همه اينها و در كنار هم، مجموعهاي منسجم از اين دفتر پديد ميآورد كه نقش اساسي و كليدي در تحولات كشور بازي ميكند. در كنار آن فضاي عمومي كشور نيز به سمت يكپارچگي حركت ميكند و سرنوشت دفتر طوري رقم ميخورد كه اين دفتر در فضايي قرار بگيرد كه به دردانه و نماينده كامل حاكميت در دانشگاهها تبديل شود، كه اوج آن در انتخابات مجلس سوم ميباشد.
3-5- دفتر تحكيم وحدت وانتخابات مجلس سوم
چنانچه در بخش قبل آمد، با حركت به سمت سالهاي مياني و پاياني دهه 60 بدنه حاكميت به سمت يكدستي حركت ميكند وبرآيند اين تغيير و تحولات به نفع دفتر تحكيم مي شود كه در نهايت سبب افزايش پشتوانههاي مادي و معنوي اين دفتر در داخل دانشگاهها وارد ميشود و اوج اين تحولات، انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي است كه در شرايطي برگزار ميگردد كه در آن جناح به اصطلاح چپ حاكميت به پيروزي ميرسد و طيف مقابل آن، قدرت خود در مجلس شوراي اسلامي را از دست ميدهد. در اين انتخابات، دفتر حضوري فعال و پرشور دارد و به طور گستردهاي در سطح دانشگاهها، به رايزني در باره انتخابات مجلس و معرفي كانديداها مي پردازد و در يك ائتلاف با انجمن اسلامي معلمان و خانه كارگر، شركت ك رده و ائتلاف بزرگ محرومين و مستضعفين را با شعار محوري جنگ فقر وغنا و اسلام ناب محمدي و اسلام آمريكايي تشكيل ميدهد كه اين ائتلاف تاثيري شگرف بر جريان انتخابات و نتايج آن ميگذارد، كه از جمله ميتوان به انتشار بيانيهاي اشاره كرد كه در آن ضمن تاكيد بر لزوم شركت همه جانبه مردم در انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي، ويژگيهاي نمايندگان اصلح را تبيين ميكند.
در اين ميان بحث مهمي كه اتفاق ميافتد، ايجاد انشعاب تاريخي در بدنه جامعه روحانيت مبارز ميباشد كه طي آن طيفي خاص از آن جدا شده و مجمع روحانيون مبارز را تشكيل ميدهند. در اين ارتباط ، دفتر تحكيم نيز حضوري موثر دارد وبا طرفداري از طيف منشعب شده، با صدور بيانيهاي در تاريخ 10/1/67 از اين جريان پشتيباني كرده، حمايت خود را ازمجمع روحانيون مبارزه اعلام مينمايد. پس از اين انشعاب و مشخص شدن نتايج انتخابات مجلس شوراي اسلامي است كه طيف منشعب شده كه نام مجمع روحانيون مبارز را بر خود نهاده است. به اكثريت مجلس دست پيدا كرده و سومين مجلس شوراي اسلامي را تشكيل ميدهد. در اين بين، كه دفتر تحكيم وحدت از طرفي در نتايج انتخابات و از طرفي در بحث انشعاب مجمع روحانيون از جامعه روحانيت مبارز نقشي اساسي داشته است، به جايگاه والايي دست پيدا ميكند و به نوعي خود را در بسياري از مسائل سهيم ميداند. دكتر علي شكوري راد كه در آيام از اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت بود ميگويد:
مجمع روحانيون مبارز، با استفاده از فعاليتهاي تحكيم وحدت،مجلس سوم را تشكيل ميدهد.
و در اين شرايط اين دفتر دچار نوعي توهم و خودبرزگ بيني ميشود كه پايه و اساس اشتباهاتي بزرگ در آينده ميشود. دكتر علي شكوري راد در اين ارتباط چنين نظري دارد:
در سال 67 كه مجلس سوم تشكيل شد، تحكيم وحدت دچار اشتباهي شد كه سبب پديدا آمدن بحرانهاي بعدي نيز شد، همان اشتباهي كه سال 76 و پس از دوم خرداد نيز مرتكب شد و آن اشتباه نيز اين بود، كه تحكيم وحدت فكر ميكرد كه قدرت سياسي بزرگ و قوي و تاثيرگذار است و به قول معروف يك دفعه به بالا رفت و ديگر به جايگاهش برنگشت و همين امر سبب پديد آمدن بحرانهاي بعدي شد.
عليرغم مسائل فوق، اين دفتر در سالها همچنان بر مواضع اصولي خود در ارتباط با مسائل مختلف داخلي و خارجي پافشاري كرده و از اصول انقلابي خود دفاع ميكند و به مناسبتهاي مختلف و با روشهاي گوناگون از كليت نظام و انقلاب اسلامي دفاع مينمايد. به طور مثال: جمعي از دانشجويان عضو تحكيم وحدت در تير ماه سال 67 در دانشگاه تهران، گردهمايي ضرورت تحول اساسي در روند جنگ تحميلي را برگزار كردند و با انتشار بيانيهاي خواستار افزايش توان مقابله و سازماندهي كليه امكانات جهاني براي ضربه زدن به منافع آمريكا شدند.
همچنين در مرداد ماه همان سال،با انجام راهپيمايي در محوطه دانشگاه تهران خواستار پاسخگويي ايران به جنايات امريكا در سرنگون ساختن هواپيماي مسافربري ايراني شد. در آبان ماه همان سال نيز، انجمنهاي اسلامي دانشجويان خواستار تدوين استراتژي ملي انقلاب اسلامي براي نبرد درازمدت با آمريكا شدند.
همچنين اين دفتر به حمايتهاي قاطع و اصولي خود از مسلمانان و مبارزان ساير كشورهاي جهان از جمله ملت مظلوم فلسطين نيز حمايت ميكند.
3-6- جمعبندي
چنانچه آمد در سال 1362 و همزمان با آغاز فعاليتهاي انتخاباتي براي دومين دوره مجلس شوراي اسلامي بحث چگونگي مشاركت دفتر تحكيم وحدت در انتخابات در داخل اين دفتر پديد آمد كه سبب تشديد اختلافات دروني اين دفتر شد. با ورود اين دفتر به عرصه فعاليتهاي اجرايي پاي برخي مسئولين اجرايي و رجل سياسي به اين دفتر باز شد كه پس از آن ميتوانستند، آشكارا و پنهان، در مسائل سياستگذاري و تصميمگيري اين دفتر شركت نمايند. پس از انتخابات و پيرو تصميم شوراي مركزي، مبني بر برگرداندن دانشجويان پيرو خط امام به شوراي عمومي دفتر، طيف اقليت از دفتر خارج شده و شوراي عمومي و مركزي اين دفتر كاملا يكدست شدند.
پس از اين است، كه اين دفتر در عرصه فعاليتهاي دانشگاهي يكهتازي ميكند و مجال فعاليت به گروههاي مقابل را نميدهد. در سالهاي پاياني اين مقطع نيز، مجمع روحانيون مبارز از جامعه روحانيت مبارز منشعب شده و با پيروزي در انتخابات، مجلس سوم را تشكيل ميدهد، كه دفتر تحكيم يكي از اركان اساسي اين پيروزي ميباشد و بدين ترتيب قوه مقننه كشور نيز به جمع حاميان دفتر ميپيوندد و دردانگي اين دفتر كامل و كاملتر ميشود.
..................................................................................
ادامه دارد ...
