خبرگزاري فارس: اگر دوستداري حقوق بشر را ببيني به محاصره ما ـ غزه ـ نگاه كن، به شهادت هر روزه شهروندان نگاه كن، به سرزمينهايي كه از من گرفتند، نگاه كن، مگر اينها حقوق ما نيست.

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، نويسنده وبلاگ "وبحسين " در شرايطي كه رژيم صهيونيستي تمامي راههاي اطلاع رساني از نوار غزه را مسدود كرده است، نامهاي را در راستاي سهيم شدن در يك خروش وبلاگي جهت محكوم كردن جنايت رژيم اشغالگر قدس از زبان يك جوان ساكن در شهري كه هلوكاست واقعي را شاهد است منتشر كرد.
برپايه اين گزارش در اين وبلاگ ميخوانيم
چه فرقي دارد؟ عبدالله، سميه، عماد، كلثوم يا هر چيز ديگر
شايد زن باشم يا مرد، كودك، پير، نوجوان يا حتي جوان برومندي كه بايد بهترين سالهاي عمرش را سپري كند.
ولي من در غزهام، اينجا فرقي نميكند كه چه كارهام يا چه سني دارم، اينجا من هم زندانيام، مانند ميليونها انسان ديگر، زنداني دژخيم روزگار
در همه جاي دنيا، به زنداني آب ميدهند، غذا ميدهند و شرايط زندگي او را فراهم ميكنند و او به جرمي كه انجام داده، زندان را تحمل ميكند.
اما اينجا مرا به جرم خواستن حقم، به جرم نابود شدن سرزمينم و به جرم شهيد شدن عزيزترين برادران و خواهرانم، زنداني كردهاند، همهمان را زنداني كردهاند.
هر روز بمباران، هر روز شهيد و زندانبان دژخيمي كه حتي اجازه ورود غذا را نميدهند.
حتماً هنگامي كه اين نوشته را ميخواني، از برق استفاده ميكني، ولي از وقتي ورود سوخت بر ما را هم قطع كردهاند، تنها نيروگاه برق شهرم هم تعطيل شده است و من از اين هم محروم شدهام.
اگر دوست داري حقوق بشر را ببيني به محاصره ما نگاه كن، به شهادت هر روزه شهروندان نگاه كن، به سرزمينهايي كه از من گرفتند، نگاه كن، مگر اينها حقوق ما نيست؟ اما كسي نخواست ببيند.
اگر دوستداري دموكراسي را ببيني، به ما نگاه كن كه چگونه به جرم انتخاب كساني كه دشمنان نميپسنديدند، محكوم شديم، دموكراسي يعني همين، يعني اينكه به محض انتخاب دلخواهمان، حتي از كمكهاي بهداشتي هم محروم شديم.
اگر ميخواهي حق حاكميت را ببيني، به ما نگاه كن كه چگونه بارها، نمايندگانمان را دزديدند و هيچكس، فرياد نكرد.
شايد تو هم فرياد نكردي، ولي هنوز ميتواني، تو طبع شيطاني نداري، ميتواني فرياد بزني و شريك و هم عقوبت اين جلادان روزگار نباشي.
فرياد بزن، نه به خاطر ما. به خاطر خودت كه اينها همان حقوق بشر و دموكراسي و حق حاكميتي است كه سردمداران پليد روزگار، تو را به آن ميخوانند و با سكوتشان، آن را براي ما تاييد ميكنند؛ پس براي تو نيز، آن را خواند پسنديد.
به خودت، ثابت كن كه آنقدر آزادهاي كه با همه مشكلات، پشتيبان و همراه آزادگان جهان باشي.
به خودت، ثابت كن كه از رئيس آن كشور عربي بيشتر ميفهمي، بيشتر از اويي كه آنقدر انديشه نميكند كه اگر مقاومت ما نبود، اگر از جان گذشتگي مردم من نبود و اگر رژيم جلاد را در جاي خودش متوقف نكرده بوديم، سرزمين او و همه دوستان سردمدار خوشگذرانش، جزئي از نيل تا فرات شده بود و باز هم اوي بي انديشه، به سوي قاتل هر روزه ما، دست دوستي دراز مي كند تا سد ما را بشكند.
آري تو بيش از او مي فهمي، همان طوري كه ديگران در سراسر جهان، ميفهمند.
تو مسئولي، هم براي خودت و هم براي ما كه اگر آگاهي و جنبش شما نباشد، زندانبانان جلاد غزه، گفتهاند كه هولوكاست را به واقعيت تبديل ميكنند و من، ما و همه هم ميهنان دربندم، طعمه آنها هستيم.
پ.ن 1: موضوع اين نوشته از آن دسته موضوعاتي بود كه حتي، با وجود نيمه تعطيل بودن وبلاگ، بايد در مورد آن ها مي نوشتم.
پ.ن 2: اگر دوست داشتيد، ميتوانيد دوستانتان را نيز به اين كار دعوت كنيد.
انتهايپيام
