خبرگزاري فارس: قصه از آن جايي شروع شد كه دختري را با كوله پشتي از داخل كادر يك دوربين ديديم.دختر كوچولوي سينماي ما روي پل عابر پياده خودش را ميزد و ميگفت: من عروسكم را ميخواهم.

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، يكي از كاربران اين رسانه به نام هستي "يزدان پناه " فارس با ارسال يك نامه الكترونيكي به سرويس فضاي مجازي اين خبرگزاري نوشته است: "قصه از آن جايي شروع شد كه دختري را با كوله پشتي از داخل كادر يك دوربين ديديم؛ دختر كوچولوي سينماي ما روي پل عابر پياده خودش را ميزد و ميگفت: من عروسكم را ميخواهم.
مردم وقتي او را روي پرده سينما ديدند، لبخند زدند و فكر كردند او را دوست دارند. دختر بازيهاي ديگرش را شروع كرد.
از آشپزي براي ماهيهايي كه عاشق ميشوند تا بازي با عمو پرويزش.
دختر روي مين رفت و عموپرويز شروع به جمع كردن مينها كرد. پوستر صورتش روي ديوار اتاق طرفدارهايش چسبيد و خيلي از دخترها سعي كردند مثل او باشند. آن زن جوان يك روز «مثل مادر» شد. ياد همه انداخت كه مادر ايراني كيست و چه ميكند و قابل مقايسه با مادرهاي هيچ جاي دنيا نيستند.
سرفيلم برداري «ميم مثل مادر» براي نجات پسر، شيشه اتاق را شكست و يك كتك حسابي از ملاقيپور خورد.يك دنيا خاطره براي همه ساخت و يكدفعه رفت تا اينكه حالا ميگويد ميخواهد به ايران برگردد.
گلشيفته!كاري به برگشتن يا برنگشتن تو ندارم كه حرفهاي زيادي اين مدت دربارهات زده شده ولي كاش به احترام ملاقليپور، كه به خاطرش گريه كردي، به احترام ايراني كه بيست و چند سال در خاكش نفس كشيدهاي، آن طور جلوي دوربين آمريكاييها لبخند نميزدي و با نمايشت به ايراني و فرهنگش توهين نميكردي. "
گفتني است كاربران سرويس "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس ميتوانند مكاتبات خود را از طريق پست الكترونيكي cyber@farsnews.ir انجام دهند.
انتهايپيام
