خبرگزاري فارس: استاد جامعهشناسي دانشگاه تهران امكان ظهور فرديد را نوعي اضطرار تاريخي ميداند كه اگر او نميامد، افراد ديگري همين آراء را مطرح ميكردند.

به گزارش خبرنگار فارس، حسين كچويان استاد جامعهشناسي دانشگاه تهران در همايش «آنان كه ميانديشند» كه درباره سيداحمد فرديد برگزار شد، به صحبت درباره «شرايط امكاني ظهور فرديد» پرداخت.
وي گفت: بخش مهمي از منازعات سياسي در قلمرو معرفتشناسي رخ ميدهد و در اين جريان است كه آدمها فهم خود را تثبيت ميكنند و اگر بتوانند در حوزه معرفتشناسي توفيق يابند، برنده اين منازعه خواهند بود.
وي با اشاره به ورود جريان تجدد به كشور ما كه هدفش مصادره مواريث تاريخي بود، اظهار داشت: دوره اول اين منازعات با وقوع انقلاب اسلامي پايان يافت و اين جرياني بود كه از دوره پهلوي آغاز شده بود.
كچويان تصريح كرد كه البته بعد از انقلاب شكل اين منازعات تغيير كرد؛ درحاليكه دورههاي قبل دنبال اين بود كه فهمي مدرن از تاريخ ايران ارائه دهد، برعكس بعد از انقلاب رويكرد سياسي نسبت به مقوله معرفتشناسي صورت ديگري پيدا كرد كه نسبت به بعد از دوره مشروطه متفاوت است. در اين دوره تفسير مجددي ارائه ميشود؛ درحاليكه ما در تمام اين سالها هيچ معنا و مفادي از آدمهايي كه در اين دوره آمدند نداشتيم.
به گفته استاد جامعهشناسي دانشگاه تهران در چهارچوب اخير است كه به طور مشخص ميتوان با معيار بحث كرد و در اين دوره است كه همه متفكراتي كه سهمي در تتبع اين مملكت داشتهاند مثل جلال آلاحمد و مرحوم شريعتي مورد بازخواني مجدد قرار ميگيرند.
كچويان معتقد است در چارچوب سياست معرفتشناسانه جديد اين چهرهها تبديل به چهرههايي منفي ميشود كه بايد محاكمه شوند و محاكمه هم ميشوند و در همين دوره بحث فرديد در كانون نقاديهاي به واقع ستيزهجويانه صورت ميگيرد.
وي با طرح اين موضوع كه با مناظرهاي رويارو هستيم كه ميخواهيم ببينيم داوري در اين باره به چه شكلي درست است، ميافزايد: براي فهم جريانات و رويكردها دو فهم متقابل درون متني و برون متني وجود دارد؛ در رويكرد درون متني به معنا و مفاد و محتواي فكر توجه ميشود كه در سنت ما هم بيشتر رويكرد چنين بوده است. اما در رويكردي برون متني كه بحث ما است به اعتبار مقولات بيرون متن و آنچه كه در پيدايش يك جريان از بيرون توجه دارد، نگاه ميشود.
كچويان امكان ظهور فرديد را نوعي اضطرار تاريخي ميداند كه قبول و پذيرش آن نقش اساسي دارد.
از ديدگاه او اضطرار تاريخي زماني وجود دارد كه به طور مناسب انديشهها و افكار خود را ميپذيرند و بحث محاكمه شريعتي، آل احمد و فرديد اين است كه اگر آنها نبودند كسان ديگري بر حسب اين اضطرار تاريخي وجود داشتند.
كچويان با بيان اينكه اكنون طوري شده كه در همه اتفاقات فرديد را مقصر ميدانند، بيان داشت: من تصور نميكنم كه جريان فرديدي قبل از انقلاب وجود نداشته و بعد از انقلاب هم نبوده است؛ چراكه هيچ كس حاضر نيست زير علم فرديد برود و اين در حالي است كه خيليها حاضرند زير علم شريعتي بروند.
وي درباره تفاوتهاي آل احمد و شريعتي با فرديد گفت: مهمترين تفاوت فرديد با اينها در اين است كه هيچ فردي به اندازه او گسست راديكالي و گسست با تجدد را مطرح نكرد و اين در خود فرديد هم به اوج نميرسد و كامل نميشود.
كچويان بر اين باور است كه افكار و انديشهها در اين جهان قرار است كاري انجام دهند و اگر چنين نباشد علاوه بر اينكه هيچكس به چنين انديشههايي توجه نميكند، كارايي هم ندارند.
وي ميافزايد: اگر به تاريخ تطور فكر از مشروطه به بعد نگاه كنيد، ميبينيد كه شرايط بر ضد اين بوده؛ يعني كسي از تجدد به سمت سنت نيامده است و اين نهايتا به فرديد رسيدن است.
كچويان درباره تأثيرپذيري خود از فرديد عنوان كرد: من خودم علاقهاي به افكار سيستماتيك ندارم و خيلي بهرهاي از فرديد نبردهام؛ هرچند كه در كلاسهاي ايشان بعد از انقلاب شركت ميكردم، اما فقط از جهت بصيرتي بهرههايي از وجود ايشان بردم.
انتهاي پيام/
