FarsNewsAgency Menu
 
 
87/07/29 - 19:39
شماره:8707291505
گزارش فارس از مراسم نقد كتاب «مويه‌هاي پامير»؛
تركي: تأثير افغان‌ها از شعر معاصر فارسي آگاهانه است

خبرگزاري فارس: «محمدرضا تركي» گفت: اگر افغان‌ها از شعر نيمايي، سپيد و يا شعر پس از انقلاب تأثير پذيرفته‌اند، تعمداً، ‌آگاهانه و بر اساس انتخاب بوده است.


به گزارش خبرنگار فارس، مراسم نقد كتاب «مويه‌هاي پامير» (بررسي شعر فارسي در افغانستان امروز) نوشته «بهروز ثروتي» مدرس ادبيات و پژوهشگر ادبي، عصر امروز با حضور «محمدرضا تركي» استاد دانشگاه و پژوهشگر، «محمد سرور رجايي» شاعر و پژوهشگر افغان، و مؤلف كتاب در سراي اهل قلم برگزار شد.
در ابتداي اين مراسم «محمد سرور رجايي» مدير اجرايي كانون ادبيات افغانستان درباره روابط فرهنگي ايران و افغانستان گفت: افغانستان همانطور كه همه مي‌دانيم كشوري است كه بيش از همه دنيا با ايران و فرهنگ ايران مشتركات دارد. اين مشتركات از نظر زباني، تاريخي و فرهنگي است و بي‌گمان مردم افغانستان بيش از مردمان ديگر به ايران و فرهنگ ايراني عشق مي‌ورزند و با آن غرابت دارند.
اين شاعر ادامه داد: مي‌توانيم از اين مشتركات براي توسعه زبان فارسي در جهان استفاده كنيم. يعني ايران و افغانستان دست به دست هم بدهند تا بتوانند زبان فارسي را آن‌گونه كه شايسته است در سطح جهان مطرح نمايند. افغانستان امروز و شهرهاي آن داراي بستر و تمدني است كه از ديرسال تاريخ، زبان فارسي را با خود حمل مي‌كند و تاثير كلام نافذ مولوي، رودكي ، سنائي، حافظ و سعدي در بطن آن‌ها وجود دارد. اشتراك زبان فارسي از ديرباز ايران و افغانستان را با يكديگر پيوند معنوي داده است.
اين روزنامه‌نگار درباره كتاب «مويه‌هاي پامير» بيان داشت: كتاب مويه‌هاي پامير با اين‌كه دسترسي چنداني به منابع شعري افغانستان نداشته خيلي خوب تأليف شده و اثر بزرگ و سترگي است. «ثروتي» در ابتداي اين كتاب در هفت گفتار اوليه نظرات بسيار جالبي را مطرح كه مي‌تواند مخاطب را با شعر امروز افغانستان آشنا كند. اگر اين هفت گفتار را با دقت بخوانيم مي‌توانيم با سير تاريخي شعر معاصر افغانستان آشنا شويم.
وي ادامه داد: در اين گفتارها زياد تأكيد شده كه شعر مهاجران افغان از شعر حال حاضر ايران تاثير پذيرفته است. من به هيچ وجه منكر اين مسأله نيستم. زماني كه جنگ به وقوع پيوست همه چيز را از جمله فرهنگ تخريب كرد. جمعيت كثيري از افغان‌ها آواره اقصي نقاط جهان شدند كه از آن ميان عده‌ كثيري هم به ايران آمدند. اما من بر اين باورم كه اگرچه افغان‌ها از شعر ايراني‌ها تاثير فراوان پذيرفتند اما تاثيرگذار هم بوده‌اند.
رجائي با اشاره به بخشي از كتاب «مويه‌هاي پامير» كه به معرفي انجمن‌هاي ادبي افغانستان مي‌پردازد گفت: من به نمايندگي از شاعران افغان از مؤلف كتاب تشكر مي‌كنم كه در اين كتاب انجمن‌هاي ادبي را بسيار خوب معرفي كرده است، جز در مواردي كه برايش سوء‌تعبير پيش آمده است و آن هم به اين دليل بوده كه منابع كافي براي نگارش اين كتاب در دسترس نبوده است. در اين كتاب 66 نفر از شاعران افغانستان معرفي شده‌اند اما شاهديم كه در اين ميان چند تن از شاعران نامدار افغانستان از قلم افتاده‌اند و مطمئنا اين مساله تعمدانه نبوده است و از عدم آشنايي با ادب معاصر افغانستان سرچشمه مي‌گرفته است.
مدير دفتر شعر افغانستان در حوزه هنري پس از آن ايرادهايي مربوط به تاريخ‌هاي مرقوم در كتاب را مطرح كرد و در ادامه صحبتش تصريح كرد: اشتباه‌هاي فاحشي در نگارش زندگينامه شهيد بلخي صورت پذيرفته است و اين از آشنايي نداشتن ثروتي و همچنين عدم مشورت او با يكي از فرهنگيان افغان سرچشمه مي‌گيرد. شعر شهيد بلخي در زمان زندگي او منتشر نشد زيرا حكومت افغانستان نمي‌خواست كه از شهيد بلخي اسمي برده شود. حضور انقلابي شهيد بلخي در شعرهايش باعث شد كه شعرش در زمان حيات انتشار نيابد.
وي نقص ديگر اين كتاب را عدم تعادل در بيوگرافي ارائه شده از شاعران مختلف خواند و اظهار داشت: در اين كتاب بعضي از شاعران تنها در يكي دو سطر معرفي مي‌شوند و بعضي ديگر در بيش از يك صفحه. اما به هر جهت اين كتاب مي‌تواند سلسله پيوندهاي جديدي را بين ادبيات ما آغاز كند.
وي در آخر به ذكر نام چند تن از شاعران افغانستان كه از نظر او فقدان نامشان در اين كتاب احساس مي‌شد پرداخت.
پس از اين شاعر افغان «محمدرضا تركي» شاعر، پژوهشگر و استاد دانشگاه تهران به ارائه نقطه نظراتش پيرامون اين كتاب پرداخت.
او نيز صحبتش را با بيان مطالبي راجع به مشتركات تاريخي افغانستان با ايران آغاز كرد.
تركي بيان داشت: هنگام بحث پيرامون ايران و افغانستان ما نمي‌توانيم از دو هويت سخن بگوييم . از مستندات تاريخي بر مي‌آيد كه در دوردست بعيد بين مردم ايران و افغانستان شكاف‌ها و فاصله‌هايي به وجود آمده بوده كه رفته رفته اين فاصله‌ها ذوب شده تا اين دو ملت به يك هويت واحد رسيده‌اند.
وي در ادامه صحبتش اظهار داشت: همه اين وحدت و همدلي موجود، معلول عوامل مهم و ارزشمندي از جمله زبان فارسي است اما گاهي شاهديم كه كساني به تعمد زبان فارسي و دري را از هم جدا مي‌كنند اما واقعيت اين نيست. كار ثروتي در كتاب «مويه‌هاي پامير» تأكيدي است بر هويت واحد. اگر در طول تاريخ نزاعي بين ما بوده از جنس نزاع دو قوم و دو ملت نبوده است .
وي با اشاره به بحث تأثيرپذيري شاعران افغان از شعر ايراني بيان داشت: اين مسأله را بايد دقيق درك كرد و مورد بحث قرار داد تا سوء تفاهم ايجاد نشود. اين تأثيرپذيري خنثي و منفصل نيست. اگر افغان‌ها از شعر نيمايي، سپيد و يا شعر پس از انقلاب تأثير پذيرفته‌اند با تعمد، ‌آگاهانه و بر اساس انتخاب بوده است و تأثير كاملا دو سويه بوده است. مثلا «محمد كاظم كاظمي» به عنوان يكي از شاعران موفق افغاني كه در ايران زندگي مي‌كند كلاس‌هاي زيادي براي شاعران جوان ايراني برگزار كرده و به عبارتي مجالي داشته كه در ايران شاگردپروري كند.
وي افزود: جريان جدي بيدل‌گرايي بعد از انقلاب در شعر ايران راه افتاد كه نقش شاعران افغان را در بسط و توسعه آن نمي‌توان ناديده گرفت.
اين شاعر بيان داشت: كتاب ثروتي پايان نگارش درباره شعر امروز افغانستان نيست، بلكه يك آغاز است و هنوز بايد ادامه پيدا كند. برخي از لغزش‌هاي اين كتاب به راحتي قابل رفع است. كار ثروتي نسبت به كارهاي ديگري كه در اين حوزه انجام پذيرفته كاري به روز است، نثري زيبا و قابل قبولي دارد و علي‌رغم كمبود منابع خيلي خوب عمل كرده است.
وي با گلايه از عنوان «مويه‌هاي پامير» كه بر كتاب نهاده شده گفت: عنوان كتاب را نمي‌پسندم. اگر در شعر افغانستان مويه هم وجود داشته باشد از سر ضعف و عجز نيست. همه مي‌دانيم كه در دل شعر افغانستان حماسه نهفته است. يكي از نكات قابل بحث اين كتاب هم عدم توازن بين معرفي شعرا است. از سويي ديگر من اشعار منتخب در اين كتاب را مصداق حسن انتخاب مي‌دانم. ارزش ديگر اين كتاب از نظر من اين است كه اين كتاب مي‌تواند نقش دانشگاهي داشته باشد.
«بهروز ثروتي» مؤلف كتاب «مويه‌هاي پامير» در آخر مراسم طي سخناني كه از 3 دقيقه هم تجاوز نكرد گفت: معتقدم كه دليل بسياري از اين ايرادها و نقدهايي كه بر اين كتاب وارد است در دسترس نبودن مجموعه‌هاي شعر و بيوگرافي‌هاي كامل از شاعران است. شاهديم كه براي بعضي از شاعران بيوگرافي خلاصه‌اي ذكر شده است و دليل اين امر اين بوده كه منبعي در دسترس نداشتم و هيچ تعمدي براي اين كار وجود نداشته است. اين را هم مي‌پذيرم كه از بعضي از شاعران بزرگ افغانستان اسمي نبرده‌ام و اين‌ هم به دليل عدم آشنايي من با آن‌ها بوده است. درچاپ‌هاي بعدي سعي مي‌كنم اين نقيصه‌ها را مرتفع كنم.
انتهاي پيام/

عکسهاي مرتبط: