FarsNewsAgency Menu
 
 
به مناسبت 27 مرداد سال‌روز درگذشت كمال‌الملك
ظهور كمال‌الملك و حلول انديشه‌هاي نوين در نقاشي معاصر ايران

خبرگزاري فارس: فردا 27 مردادماه سالروز درگذشت «كمال‌الملك»بزرگ‌ترين نقاش دوران قاجاريه و خالق شاهكار «تالار آيينه» است كه ظهور او حلول انديشه‌هاي نوين در نقاشي معاصر ايران را به همراه داشت.


به گزارش خبرنگار فارس، ظهور كمال الملك در عرصه نگارگري، حلول انديشه‌هاي نويني را در فنون نقاشي سبب گرديد و فصل تازه‌اي را در هنرهاي تجسمي ايران گشود.

سنت شكني، نوآوري در سبك، به كارگيري عناصر تشكيل دهنده نقاشي، قدرت تصوير لحظات با تمام كيفيت و ابعاد آن هم در زماني كه هنوز "پرسپكتيو " شناخته شده نبود و همچنين اتخاذ شيوه‌هاي نوين نگارگري در ثبت واقعيت‌ها را مي توان از جمله ويژگي‌هاي اين هنرمند نقاش ايراني ذكر كرد.

محمد غفاري «كمال الملك» فرزند ميرزا بزرگ به سال 1224 شمسي در تهران زاده شد ولي سال‌هاي كودكي خود را در كاشان گذراند.در نوجواني به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون زير نظر علي اكبر خان مزين الدوله هنرآموزي كرد.

ناصر‌الدين شاه به هنگام بازديد از اين مدرسه كار او را پسنديد و وي را به دربار فراخواند. ديري نگذشت كه شاه به او لقب "نقاش باشي و پيشخدمت حضور همايوني " داد. در سال (1261 ش) فعاليت مستمر او در مقام نقاش دربار و معلم شاه بسيار مقبول افتاد و از اين رو لقب "كمال الملك " گرفت.

نخستين تابلوي او بعد از گرفتن لقب كمال الملك « تابلوي تالار آيينه» است كه از شاهكارهاي او به شمار مي رود. وقتي كمال الملك مشغول كشيدن اين تابلو بود مطلع شد كه مقداري از طلاهاي تخت طاووس سرقت شده كه حسودان آن را به كمال الملك نسبت دادند؛ ولي بعد سرايدار اقرار به دزدي كرد و كمال الملك از شر حسودان نجات يافت.

تابلوي تالار آيينه، زنده‌ترين سند تاريخي در افشاي سلطنت‌ها و اسراف و حيف و ميل حكومتهاي جابرانه دوران است. او طي پنج سال مداومت در امر به پايان بردن تابلوي تالار آيينه، گوشه‌اي از جبروت و خود كامگي رژيم قاجار را بر ويرانه‌هاي اين آب و خاك ثبت كرد.

پس از كشته شدن ناصر الدين شاه، كمال الملك براي مطالعه به اروپا رفت. مدتي بيش از سه سال را در فلورانس، رم و پاريس گذرانيد؛ و در موزه‌ها به رونگاري از آثار استاداني چون رامبراند و تيسين پرداخت. در پاريس با فانتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تأثيري مثبت در اسلوب كار و حتي طرز ديد او گذاشت.

او درسال (1279 ش) به دستور مظفر الدين شاه به ايران بازگشت و كار در دربار را ادامه داد، ولي عملاً نتوانست با خواست‌هاي شاه جديد كنار بيايد بنابراين پس از مدتي به عراق رفت و چند سالي را در آنجا گذرانيد.پرده‌هاي زرگر بغدادي و ميدان كربلا را به هنگام اقامتش در عراق نقاشي كرد.

او اگرچه به مشروطه خواهان متمايل بود و پرده عليقلي خان بختياري (سردار اسعد) گواه آن است، ولي در جنبش مشروطه مشاركت مستقيم نداشت.

در سال‌هاي بعد كمال‌الملك مديريت مدرسه صنايع مستظرفه را بر عهده گرفت. در اين مدرسه با كوشش فراوان به پرورش شاگردان همت گماشت كه زبده‌ترين شان استاداني در مكتب او شدند.

سرانجام درسال (1306 ش) به دليل اختلافاتي كه با وزيران معارف بر سر استقلال مدرسه پيدا كرد، از كار تدريس و شغل دولتي دست كشيد و به ملك شخصي خود در حسين آباد نيشابور كوچيد. در آنجا بر اثر حادثه‌اي از يك چشم نابينا شد؛ اما تا سال‌هاي آخر زندگاني به نقاشي ادامه داد.

كمال الملك از همان آغاز فعاليت هنري اش تمايلي قوي و آشكار به روش و اسلوب طبيعت گرايي اروپايي داشت. با ظهور كمال الملك وظيفه‌اي جديد براي نقاش دربار معين شد. او مي‌‌بايست رويدادها، اشخاص، ساختمان‌ها، باغ‌ها و غيره را همچون عكاسي دقيق ثبت كند تا به عادي‌ترين مظاهر زندگي و محيط درباري سنديت تاريخي بخشد.

بي سبب نيست كه كمال الملك در اين دوره اغلب پرده‌هايش را با افزودن شرحي درباره موضوع رقم مي‌‌زد.

با اين زمينه فكري و هنري كمال الملك به اروپا رفت. هدف او شايد فقط ارتقاي سطح دانش فني اش بود. ولي در موزه‌ها آثار استادان رنسانس و باروك را ديد و شيفته آنها شد.

او به لحاظ فرهنگي، ذهني و سابقه هنري آمادگي رويارويي و احتمالاً بهره‌گيري از جنبش‌هاي امپرسيونيسم و پسا امپرسيونيسم را نداشت. اما زيبايي‌شناسي كلاسيسيسم رنسانس و سبك و اسلوب بغرنج هنرمنداني چون رامبراند را نيز به درستي درك نكرد (چنان كه مثلاً در هيچ يك از نقاشي‌هاي كمال الملك و شاگردانش نشاني از آشنايي با اسلوب لعاب رنگ كاري به چشم نمي‌خورد.)

با اين حال آكادمي گرايي در او قوت گرفت؛ و هنگامي كه به ايران بازگشت بيش از پيش به هنر دانشگاهي سده نوزدهم وابسته شده بود. حتي بعداً در بازنمايي موفقيت آميز برخي موضوع‌هاي اجتماعي نيز از اين وابستگي رهايي نيافت.

او اساساً چهره نگار و منظره نگار بود؛ و در تك چهره‌هايي چون "سيد نصرالله تقوي " قابليت و مهارت خود را به حد كمال نمايان ساخت. كمال الملك با كوشش‌هاي خود در مقام نقاش و معلم پاسخي متناسب با شرايط اجتماعي و فرهنگي زمانه اش به ضرورت تحول هنري جامعه داد.
بازتاب اين كوشش‌ها در ذهن مردم خصوصيات اخلاقي، نحوه زندگي و واقعه كور شدنش از او يك مرد افسانه‌اي ساخت.

از جمله ديگر آثار او دورنماي صفي آباد، عمله طرب، حوضخانه صاحبقرانيه،منظره آبشار دوقلو، مرد مصري، فالگير يهودي،دهكده مغانك، تك چهره خود هنرمند، تك‌چهره صنيع الدوله، نيمرخ هنرمند و منظره كوه شميران است.

سرانجام محمد غفاري (كمال الملك) در 27مرداد سال 1319 در سن 95 سالگي در نيشابور بدرود حيات گفت و پيكرش در مقبره شيخ عطار نيشابوري به خاك سپرده شد.

نسخه اصل تعدادي از تابلوهاي مشهور كمال الملك در كاخ گلستان به نمايش گذاشته شده است؛ چند تابلوي اين هنرمند نيز در موزه كتابخانه مجلس نگهداري مي‌شود.
انتهاي پيام/ش

عکسهاي مرتبط: