خبرگزاري فارس: حادثه دانشگاه امير كبير نه يك رخداد بلكه زنجيره اي از يك فرايند طراحي شده و در دست اجرا از آن سوي مرزها است كه بايد بر بستري از عوامل داخلي و خارجي به پيش برود تا استراتژي موهوم مهار و ايجاد دولت ضعيف در كشور شكل بگيرد.

● گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------
به گزارش خبرگزاري فارس، روز گذشته چهار نشريه متعلق به طيف افراطي دفتر تحكيم وحدت همزمان مطالب توهين آميزي را درباره حضرت پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) منتشر كردند. اين طيف كه به عنوان پياده نظام و شاخه دانشجويي براندازان عمل ميكنند، با انتشار نشرياتي چون «سحر»، «سرخط»، «آتيه»، «ترديد»، «ريوار»، «شايد فردا»، «كيان»، «آغاز»، «راديكال»،«خط صفر»، «داروگ»، «ايران نو»، «جرس»، «خبرنامه انجمن اسلامي دانشجويان» و... پيشتر با نگارش و تدارك مقالات و كاريكاتورهاي موهني عليه مسوولان عالي كشور دستآورد نهايي خود را مقدمه چيني كرده بودند، اما گويا متانت بيش از حد مسوولان دانشگاه موجب شد آنان براي فتنهانگيزي بيشتر اهانت به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع)را هم عملي كنند.
براي پرهيز از اشاعه مطالب موهن چهار نشريهاي كه ديروز منتشر شدند، اصل مطلب را تكرار نميكنيم و به اشارهاي بسنده مينماييم. در يكي از مقالات، با عنوان «فاحشهها كجا هستند؟» با حمله به اقدامات اخير ناجا ادعا شده است كه ادامه اين اقدامات ورود به حريم خصوصي افراد و وارسي لباسهاي زير افراد خواهد بود.
نويسنده اين مقاله با نفي اساس حجاب اسلامي در ادامه آورده است: «آيا بايد به همه احكام دين در اين زمان كه متفاوت با 1400پيش است عمل كرد؟» در مطلبي ديگر با عنوان «هيچكس مقدس نيست!»به بهانه برخورد با ولايت فقيه نويسنده پار را فراتر گذاشته و با رد عصمت اهلبيت(ع)آورده است:«علي نه نور بود و نه آسماني و نه معصوم...علي يك انسان خطاپذير و غير معصوم بود. فراتر از آن محمد نيز چنين بود، حال تكليف ولي فقيه بسيار روشن است!»
اين مقاله در هرچهار نشريه به يك شكل ارائه شده است؛ كه همين نشان از يك حركت سازماندهي شده و مرموز در خارج از دانشگاه دارد. نشريه «سرخط» آن را همراه با طرحي منتشر كرده است كه حاكمي در رأس هرمي از طبقات انسانها مستقر است.
«ريوار» نيز آن را با كاريكاتوري از يكي از مسوولان عالي رتبه نظام منتشر كرده است. «سحر» و «آتيه» نيز همين مقالات را به گونهاي ديگر منتشر كرده بودند.
دست اندركاران اين نشريات البته بعد از واكنشهاي دانشجويان اذعان كردهاند كه اصلاً اين شماره از نشريه را خود منتشر نكردهاند و افرادي ديگر با عنوان اين نشريه، چنين مطالبي را منتشر كردهاند كه به تحقيقات نهايي مسئولان نياز دارد.
*واكنشها ادامه دارد
روز گذشته اين واقعه با اعتراضات گسترده دانشجويان دانشگاه اميركبير مواجه شد؛ امروز نيز دانشجويان و تشكلهاي دانشجويي دانشگاههاي تهران، علم و صنعت، خواجهنصير، امام صادق و ...تجمعي گسترده و آرام در اين دانشگاه ترتيب دادند و خواستار رسيدگي به ابعاد اين واقعه شدهاند. آنان ضمن اعلام عزاي عمومي پلاكاردهايي همراه دارند كه بر آن مضاميني چون «مانند دانشگاه جاي اوباش نيست»، «انقلاب فرهنگي نياز امروز دانشگاه، قوه قضاييه منتظر برخورد جدي هستند »، «دانشجو ساكت نمينشينه»، و «آزادي انديشه با فحاشي نميشه» نوشته شده است.
*شبيهسازي براي 18تير
به نظر ميرسد طراحان اين پروژه قصد عملياتي كردن ناآراميهاي وسيعي را دارند. ناآراميهايي كه مشابه كوچكتر آن در 18تير1378در آستانه انتخابات مجلس ششم و نيز انتخابات مجلس هفتم ايجاد شده بود تا راه را براي ورود افراطيون به مجلس هموار كنند. بديهي است كه در اين پروژهها هزينه شدن اعتبار چند دانشجوي ابزاري هم براي افراطيون امري ضروري است!
در پروژه شبيهسازي واقعه اخير طراحان عمليات، سوداي وسعت بخشيدن آن را به ديگر بخشهاي جامعه دارند. اين سودا را ميتوان از محتواي مقاله «هيچكس مقدس نيست!» هم دريافت. در جايي از اين مقاله آمده است: «دموكراسي و آزادي بدون هزينه به دست نميآيد و البته در هر فرصتي هم محقق نميشود(!) زمان آن اكنون است و فردا بسيار دير است بايد برخاست و قداستهاي تصنعي(!) و مقدسات مردمفريب را ساقط كرد.» نويسنده اين مقاله در جاي ديگر اذعان ميكند: «دانشگاه در فضايي ملتهب به سر ميبرد ظاهراً ديگر فرصتي باقي نمانده تا حاكميت دينزده(!)بتواند دانشجويان را منفعل سازد. اندك اندك به زمان آرزوي ديرينه خود نزديك ميشويم.» و بعد ميافزايد: «امروز تمام خرده جنبشهاي اجتماعي ايران(!) در كنار يكديگر و در يك صف متحد قرار گرفتهاند جنبش دانشجويي، جنبش كارگري، جنبش معلمان، جنبش قوميتها جنبش زنان و... ديگر جايي براي تعارف باقي نمانده است.»
ادبيات اين جملات آرزوي يك انقلاب مخملي را براي براندازي ابراز ميدارد. گويا در آستانه روز كارگر، روز معلم و در فاصله اندكي كه تا تيرماه باقي است آتش تهيه فتنه را با به خدمت گرفتن چند دانشجو در همين چهار نشريه تدارك ديدهاند.
* مهندسي افكار عمومي
انقلابهاي مخملي به پروژهاي از تحولات سياسي گفته ميشود كه از مديريت رسانهاي و افكار عمومي و همزمان مهندسي اجتماعي آغاز ميشود تا به يك مهندسي جديد سياسي و تغييرات شبه دموكراتيك در يك نظام سياسي معطوف گردد؛ نخستين بار رسانههاي نزديك به غرب با مهندسي افكارعمومي در صربستان بود كه موجب به زير آمدن ميلوشويچ از مسند قدرت شدند. اين رخداد با واكنش مسكو كه حامي دولتهاي اروپاي شرقي بود مواجه شد؛ اما ظاهر اين تحول با يك روند شبه مردمسالارانه(دموكراتيك)رخ داده بود. بعد نوبت به گرجستان رسيد. ادوارد شواردنادزه در انتخابات پيروز شد اما نهادهاي مدني علاقه مند به غرب و رسانههاي مخالف سياستمدار كهنه كار را به تقلب در انتخابات متهم كردند و برخلاف قانون اساسي گرجستان شواردنادزه ملزم شد به انتخابات مجدد تن دهد. نتيجه انتخابات با اندك تمايزي به نفع مخالفان رقم خورد.
نماد مخالفان تجمعات ضد دولتي گلهاي سرخ بود اما اينان اغلب با لباس نارنجي به ميدان مي آمدند و براي همين اين شيوه مديريت فضاي سياسي از مهندسي اجتماعي تا مهندسي سياسي را انقلاب گلها، انقلاب نارنجي(رنگي)يا انقلاب مخملي(نرم) توصيف كردند. البته بسترهاي وقوع انقلاب هاي رنگين در جمهوري اسلامي ايران كه سنگ بناي آن بر حضور و مشاركت يكپارچه مردم در نظام نهاده شده خيالي خام و شبيه رويايي دست نيافتني است.
*تجربههاي آسيايي
طراحان پروژه بازتوليد انقلاب رنگي در ايران اينبار توهين صريح به مقدسات را دستمايه آغاز جنگ رواني خود كردند تا به زعم خود با اقدامات شبه انتحاري اميدوار باشند شعلههاي نفرت را در دانشگاه برافروزند.
از اين پس اين نوع مهندسي سياسي كه با مقدمات رسانهاي و مهندسي اجتماعي شكل گرفته بود در ديگر كشورهاي جمهوريهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق نيز آزموده شد و در اوكراين نيز به نتيجه مطلوب غرب منجر گرديد. اوكراين دروازه ورود غرب به آسيا بود. سپس جمهوري آذربايجان، كشورهاي آسياي ميانه ، لبنان و سوريه هدف قرار گرفت. البته در كشورهاي اخير توفيق جدي حاصل نشد و به ويژه ملت لبنان و سوريه عملا به تحكيم حاكميت ملي خويش راي دادند و به اعمال مديريت غرب در امور داخلي خود پاسخ منفي دادند. چند ماه پيش بود كه غرب همين تجربه را در نپال آزمود. هدف از اعمال فشار بر پادشاهي اين كشور استقرار يك نظام شبه دموكراتيك براي پذيرش اعمال مديريت غرب در اين كشور بود. نپال كشوري است در ميانه چين و هند و مهار اين دو كشور قدرتمند آسياسي با اهرم نپال مي تواند برنامه ديرينه غرب براي آسيا را تحقق بخشد. نكته قابل توجه اينجاست كه در ضلع شمال غربي نپال استان پرمساله تبت-چين-قرار دارد.
چندي پيش رايس به پاكستان رفت و در ديدار با مشرف وي را به اطاعت بيشتر از غرب فراخواند و با تاكيد بر ضرورت تن دادن پاكستان به دموكراسي آمريكايي، به طور ضمني فرمان گريزي اسلام آباد از سياستهاي غرب را موجب تحميل يك انقلاب مخملي به اين كشور عنوان كرد.
*گرجستانيزه كردن انتخابات
براي نخستين بار تهديد به انقلاب مخملي در ايران از سوي يك جناح افراطي و در آستانه انتخابات مجلس ششم مطرح شد. اين طرح زماني مورد توجه قرار گرفت كه گرجستان تازه تحولات شبه انقلابي خود را پشت سرگذاشته بود و طراحان آن در ايران از اين پروژه به عنوان گرجستانيزه كردن انتخابات ياد مي كردند.
اقداماتي چون تحصن و استعفاي دسته جمعي برخي نمايندگان و مديران كه با واكنش سريع رئيس مجلس وقت و رئيس جمهور سابق مواجه شد در همين راستا صورت پذيرفت، اما بي اعتنايي بدنه اجتماعي و ناآگاهي جناح افراطي از ظرفيت اجتماعي خود موجب شد اعتنايي از سوي جامعه به اين اقدامات رخ ندهد. اين در حالي بود كه رسانههاي حامي اين جناح افراطي و امپراطوري رسانهاي غرب تمام تلاش خود را براي تقويت پروژه به كار ميبستند.
اجرايي كردن اين پروژه براي انتخابات رياست جمهوري نهم نيز در دستور كار قرار گرفت اما شكاف عظيم جناح افراطي با بدنه اجتماعي موجب ناكامي دوباره اين پروژه شد.
*جامعه باز
براي شناخت كارگزاران انقلابهاي مخملي عجلهاي براي معرفي عوامل جناح افراطي داخلي وجود ندارد. البته معرفي ايشان گهگاه از سوي نشريات و محافل داخلي صورت ميپذيرد، اما بدنيست ستاد پشتيباني اين انقلابها را بيشتر بشناسيم. يك از اصليترين نهادهاي برنامه ريزي براي تحولات شبه انقلابي «بنياد اوپن سوسايتي» يا «جامعه باز» است. اين بنياد متعلق به «جورج سوروس» يكي از شاگردان كارل ريموند پوپر نظريه پرداز ليبرال دموكراسي اتريشي است كه با تمسك به كتاب «جامعه باز و دشمنانش» اثر پوپر بدين نام موصوف گرديده است. بنياد موصوف گاه به نام صاحب آن بنياد سوروس هم خوانده ميشود.
اين بنياد يكي از 10 موسسه فعال در خدمات عام المنفعه در اروپاي شرقي و جمهوري هاي تازه استقلال يافته شوروي است و در پوشش خدمات خيريه برنامه ريزي و ساماندهي نهادهاي مدني و غير دولتي را در راستاي تحقق جامعه باز در دستور كار خود دارد.
بنياد سوروس(اوپن سوسايتي)، در كنار بنياد رسانهاي رابرت مردوخ(يا مرداك) دومين سازمان رسانهاي جهان است كه بيشترين شبكه هاي تلويزيوني،خبرگزاري ها،خبرنامه ها و روزنامه ها را در سطح جهان مديريت و هدايت ميكند. اين مديريت و هدايت گاه صورتي آشكار دارد و گاه با واسطه و به صورت نهان انجام مي گيرد. فعاليت رسانهاي مردوخ آشكار است و جسورانه در اداره و خريد شبكه هاي بزرگي چون فاكس نيوز تا الجزيره و حتي رسانههاي آسياي دور ظاهر ميشود.
اما سوروس بيشتر اصرار دارد مشي نهان روشي را در خريد و هدايت رسانه ها ايفا كند. حضور چشمگير در هدايت قفقاز، آسياي ميانه، افغانستان، تركيه و ديگر كشورهاي اطراف ايران بديهي است كه ضرورت كار نهاني را بيشتر گوشزد مي كند، اما آشكار است كه تا سال 2004تنها20 موسسه خبري در جمهوري آذربايجان تحت پوشش بنياد سوروس قرار گرفته است. اعتراض هماهنگ جمعي از رسانه هاي اين كشور به سفر سال گذشته الهام علي اف به ايران و ديدار وي با مقام معظم رهبري و نيز هجمه گسترده خبري رسانه هاي جمهوري آذربايجان و تركيه در راستاي تقويت پشتيباني رسانه اي ناآرامي هاي اخير در شمال غرب كشور هدايت اين رسانه ها از سوي يك ستاد مركزي را بيش از پيش محتمل مي كند.
*ردپا
سال پيش يك استاد دانشگاه بازداشت شد. وي پس از بازداشت به چهره روز رسانه ها و نهادهاي شبه مدني غرب تبديل شد و از سوي مجامع غربي به روشنفكر و محققي برجسته موسوم گرديد. وزير اطلاعات نيز اوايل تيرماه گذشته در نشستي خبري اتهام وي را تدارك انقلاب رنگي در ايران و مرتبط با مجامع امنيتي-اطلاعاتي آمريكا عنوان كرد. متوقف دانستن پروژهاي عظيم چون انقلابهاي رنگي و حتي ناآراميهاي شبه انقلابي ديگر كه مقدمات آن در ايران پي جويي ميشد به اين فرد، قطعاً غفلت از كشف زواياي اين پروژه است و بديهي است كه عملياتي كردن چنين پروژههايي با يك فرد متوقف نميشود.
گويا بازداشت فرد ديگري يافتن ردپاي عوامل اين بحرانسازي را سهل كرده است. امروز، برخي رسانه ها درخصوص رابطه وي با اين فتنه انگيزيها نوشت: « بابك.ز يك عضو افراطي دفتر تحكيم اوايل هفته جاري براي ايجاد تنش در ميان كارگران تجمع كننده مقابل قوه قضائيه دستگير شده بود. وي در اعترافات خود اعلام كرده كه با عوامل منافقين در ارتباط بوده است. ماموريت وي انجام يك عمليات انتحاري در كشور و سپس انداختن مسووليت آن به گردن نيروهاي حزبالهي است.»
آن گونه كه اعترافات وي آشكار ميسازد وي اعلام كرده است كه اين نقشه «موسسه هيفوس هلند» با هدف ايجاد تشنج و برهم زدن فضاي دانشگاههاي ايران اجرا ميشود. او عنوان كرده كه مطالبي توهين آميز نسبت به كليه مقدسات اسلام و نظام جمهوري اسلامي توسط برخي نويسندگان متواري روزنامههاي زنجيرهاي براي افراد خاص در داخل ارسال ميشود و آنها موظفند اين مطالب را در سطح وسيع از طريق نشريات دانشجويي منتشر كنند.
او دليل انتخاب اين زمان براي اجراي اين نقشه را تلاقي با روز كارگر و تلاش همزمان براي به تشنج كشيدن تجمعهاي كارگري در كشور عنوان كرده است.
عامل محوري موسسه هيفوس يك زن ايراني است كه سالها پيش و پس از همكاري با گروهكهاي چريكي منافقين و فدائيان از كشور گريخت و در هلند مقيم شد. وي در قالب يك روزنامه الكترونيكي و يك روزنامه در شرف تاسيس از سوي نويسندگان افراطي گريخته از كشور را در يك كانون عملياتي گرد هم آورده است. وي از طريق همين نويسندگان ميكوشد خود را به سياسيون افراطي داخل كشور مرتبط سازد.
*نخير كشور امن نيست!
در حالي كه سالهاي اخير را ميتوان دوره «ثبات و امنيت» دانست كه متمايز از دوره بيتدبيريها و ناامنيهاي پيشين است، بخشي از افراطيون سعي دارند كشور را بحراني نشان دهند و ناخودآگاه رابطه نهاني دوستان خود را با فتنهانگيزان آشكار ميسازند.
در همين راستا يكي از نمايندگان نزديك به گروههاي افراطي با نطقي جهت دار و مرموزانه كه شواهد حكايت از تنظيم دقيق آن توسط افراطيون دارد، كوشيد تا دولت را ناتوان و اوضاع كشور را بحراني جلوه دهد. از سوي ديگر قائم مقام دبيركل يك حزب افراطي نيز در سخنراني با رد بيانات مسوولان عالي نظام در خصوص امنيت حاكم بر كشور مدعي شده كه كشور در شرايط كنوني در هر سه حوزه سياست خارجي، سياست داخلي و اقتصاد در بحران كامل به سر ميبرد!
*خيال خام
بديهي است كه هوشياري به موقع جامعه و به ويژه نخبگان دانشجو، كارگر و فرهنگي باز هم موجب ناچيز شدن روياي انقلاب رنگي در ايران و بر هم خوردن ثبات و امنيت جامعه خواهد شد. از ديروز حضور گسترده و در عين حال آرام دانشجويان دانشگاهها تهران در تحصن دانشگاه اميركبير نشانههايي از اين هوشياري را آشكار ساخته است؛ هرچند فتنهگران با اهانت صريح سعي داشتهاند احساسات دانشجويان مسلمان را به شدت جريحهدار كنند و در ادامه به ناآرامي دامن زنند.
در اين ميان برخورد هوشمندانه و مدبرانه مسووولان در شرايط كنوني بسيار اهميت دارد كه ميبايد با شناسايي عوامل محرك اين فتنهانگيزيها از قرباني شدن چند دانشجوي غافل جلوگيري كنند.
بدون ترديد حادثه دانشگاه امير كبير نه يك رخداد بلكه زنجيره اي از يك فرآيند طراحي شده و در دست اجرا از آن سوي مرزها است كه بايد بر بستري از عوامل داخلي و خارجي به پيش برود تا استراتژي مهار و ايجاد دولت ضعيف در كشور شكل بگيرد.
انتهاي پيام/
