خبرگزاري فارس: «علي عزيزپور» نوجوان 14 سالهاي كه از حادثه تروريستي ديشب در جاده كرمان ـ بم جان سالم به در برده است، چگونگي وقوع حادثه ديشب را در گفتوگو با خبرنگار فارس تشريح كرد.

● گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------
علي در گفتوگو با خبرنگار فارس در بم افزود: سوار يك خودروي پژوي كرايه به سمت بم در حركت بوديم كه راننده متوجه شد در وسط جاده فردي با لباس نيروي انتظامي در حالي كه با سلاح به سمت ماشين نشانه رفته است، با چراغ قوه به خودرو علامت ايست داد.
وي گفت: وقتي كه ايستاديم، مرد مسلح جلو آمد و از راننده خواست تا گواهينامه و كارت خودرو را به وي نشان دهد.
مرد مسلح پس از اين كه كارت ماشين و گواهي نامه راننده را ديد از همه خواست پياده شوند و وقتي كه راننده به او گفت براي چه بايد پياده شويم، مرد مسلح جواب داد بعداً معلوم ميشود.
علي ادامه داد: مرد مسلح چند نفر را كه همگي لباس بلوچي به تن داشتند، صدا زد و وقتي كه آنها آمدند دستها و چشمهاي همه ما را با چسب بستند و پس از طي مسافتي حدود 50 متر ما را وارد گودالي كردند كه چند نفر ديگر هم در آن بودند و بعد به ما دستور دادند كه همگي روي زمين دراز بكشيم.
علي گفت: چند دقيقه كه گذشت، يك نفر آمد و گفت: بچه كو؟ و وقتي مرا ديد، پشت گردنم را با دستش گرفت و نزديك جاده برد و پس از آن چشمها و دستها و پاهاي مرا با چسب محكم بست وگفت: همين جا بايست.
علي از اين به بعد شايد ماجرا نديده باشد اما خودش گفت: چون گريه كرده بودم قسمتي از چسبي كه روي چشمهايم بود شفاف شده و ميتوانستم ببينم آنها چه كار ميكنند.
علي عزيزپور ادامه داد: ميشنيدم كه گروگانها ميگفتند: چرا ما را گرفتهايد و حتي يك نفر از آنها هم فرياد زد "يا حسين " و بعد از آن ديدم كه همگي آنها دور گودال حلقه زدند و مردها را در حالي كه دستها و پاهايشان بسته بود، به رگبار بستند.
علي اظهار داشت: اشرار با يك تيربار هم كه آن را روي ماشين گذاشته بودند، داخل گودال شليك كردند و حتي گهگاه به سمت جاده هم شليك ميكردند.
علي در ادامه گفت: صداي رگبارها كه تمام شد، رفتند سراغ ماشينها و آنها را با بنزين موجود در باك خودروها به آتش كشيدند و بعد به طرف من 2 گلوله شليك كردند كه هيچ كدام به من اصابت نكرد. آنها پس از اين به سرعت سوار ماشينهايشان شدند و از محل رفتند.
وي اذعان داشت: من بعد از اين كه پاهايم را باز كردم، سينه خيز به طرف جاده رفتم و توانستم با يك ماشين خودم را به بم برسانم و قضيه را بهاطلاع مأموران برسانم.
علي عزيزپور همچنان وحشت زده است.
انتهاي پيام/



