خبرگزاري فارس: صهيونيستها تاكنون سازمانها و گروههاي خاصي را بري قتل و ترور و كشتار فلسطينيان به خصوص رهبران و اعضاي مقاومت تشكيل دادهاند. در اين مقاله به مهمترين اين سازمانها اشاره ميكنيم.
صهيونيستها تاكنون سازمانها و گروههاي خاصي را بري قتل و ترور و كشتار فلسطينيان به خصوص رهبران و اعضاي مقاومت تشكيل دادهاند. در زير به مهمترين ين سازمانها اشاره ميكنيم:
هاشومير (نگهبان)
يك سازمان نظامي صهيونيستي است كه در سال 1909 در فلسطين تشكيل شد و افرادي چون يتسحاق تسفي، اسرائيل گلعادي، الكساندر زيد و اسرائيل شوحط مسؤولان ين سازمان به شمار ميآمدند. بيشتر اعضي ين سازمان نظامي از حزب كار و از نخستين مهاجران روسي به فلسطين اشغالي هستند. با ين وجود، هاشومير با نظارت مستقيم حزب كار بر اين سازمان مخالفت كرده است. هدف اين سازمان تامين امنيت شهركهي يهودينشين و حمايت از آنها اعلام شده است.
بيتار
اين كلمه برگرفته از عبارت عبري ‹‹بريت يوسف ترومبلدور›› به معني ‹‹دوران ترومبلدور›› و يا ‹‹پيمان ترومبلدور›› است. بيتار سازماني اصلاحطلبانه و متشكل از جوانان صهيونيست است كه يوسف ترومبلدور در سال 1923 آن را در هلند تاسيس كرد. هدف ين سازمان آموزش اصول كشاورزي و علوم به جوانان يهود بري آماده ساختن آنها جهت زندگي در فلسطين بود. البته در آموزش ين افراد روي آموزش نظامي و زبان عبري تاكيد خاصي ميشد. اعضي ين سازمان يك نوع يدئولوژي متاثر از فاشيسم را آموزش ميديدند. انديشه فاشيسم در آن زمان حاكم بر اروپا بود. به ين جوانان تلقين ميشد كه انسان دو راه پيش رو دارد كه سومي ندارد: ‹‹يا مرگ يا جنگ››
بيتار مدام به اعضي خود يادآور ميشد كه هر كشور داري رسالت و اهداف خاص، با زور شمشير تشكيل شده است. در كل بايد گفت كه اين سازمان افكار و انديشههي جابوتنسكي از رهبران صهيونيسم را يدك ميكشد.
نوتريم
كلمهي عبري و به معني نگهبان و محافظ است. ين سازمان عبارت است از پليس احتياط يهودي كه نيروهي قيمومت انگلستان با همكاري هاگانا و بري قلع و قمع انتفاضه ملت فلسطين در 1936 ـ 1939 تشكيل دادند و در ين راستا صدها يهودي در شهرها و شهركها به عضويت آن درآمدند و بري حميت از شهركهي واقع در منطقه پست اردن اعزام شدند. نيروهي نوتريم ابتدا 1550 نفر بودند كه حقوق و هزينه زندگي 750 نفر آنان را انگلستان و حقوق بقيه (1800) را رهبري شهركهي يهودي متكفل شده بودند. در ژوئن 1936م. با توجه به شدت گرفتن تظاهرات فلسطينيان 1240 نيرويي كه ‹‹نگهبانان ذخيره›› نام داشتند، به عضويت ين سازمان درآمدند.
سپاه يهود
سپاه يهود تشكيلاتي نظامي و متشكل از داوطلبان يهودي است كه در جريان جنگ جهاني اول در كنار نيروهي انگليس و متفقين جنگيدند. گردان يهودي شماره 38 كه در ميان سالهي 1915 ـ 1917 تشكيل شد و گردان 39 كه بن گوريون و بن تسفي در سالهي 1917 ـ 1918 در آمريكا آن را تاسيس كردند و گردان 40 (كه در فلسطين تشكيل شد) و گردانهي ‹‹يورش تفنگهي پادشاهي›› نيروهي تشكيلدهنده ين سازمان هستند.
تعداد نيروهي همه ين گردانها مجموعا 6400 مرد بود كه همه آنها سپاه يهود ناميده مي شدند. انديشه تاسيس ين سپاه از آن جا نشأت ميگيرد كه صهيونيستها با توجه به قدرت استعماري بالي بريتانيا بر خود لازم ميداستند كه بري رسيدن به هدف خود يعني تاسيس وطني ملي بري يهوديان به نيروهي انگليسي كمك كنند.
لشكر يهود
يك سازمان نظامي يهودي است كه در زبان عبري ‹‹هاهيل›› نام دارد. ين سازمان در سال 1944 به دستور حكومت بريتانيا و بري كمك به نيروهي متفقين در جريان جنگ جهاني دوم تشكيل شد. اما در اصل تشكيل لشكر يهود به سال 1939 يعني در جريان جنگ جهاني دوم ـ كه رهبران شهركهي يهودي در فلسطين راه را بري رسيدن به آرزوي خود در تشكيل دولت با مساعدت متفقين هموار ميديدند ـ باز ميگردد. در همين سال حدود 130 هزار شهركنشين يهود در فلسطين بري جنگ با متحدين داوطلب شدند.
هاگانا
هاگانا كلمهي عبري به معني ‹‹دفاع›› و سازماني نظامي و متعلق به شهركنشينان صهيونيست است. ين سازمان در سال 1920م. به جي سازمان ‹‹هاشومير›› تشكيل شد. هاگانا ابتدا وابسته به اتحاديه كارگران و سپس حزب مابي و هستدروت بود. در سال 1929م. هاگانا در سركوب انتقاضه فلسطينيان مشاركت و به خانهها و مستغلات عربها حمله كرد و راهپيمييهيي را بري تحريك شهروندان عرب و ارعاب آنها به راه انداخت. همچنين ين سازمان در امر شهركسازي به خصوص در ابداع شيوه ‹‹حصار و برج محافظت›› بري شهركهي صهيونيستنشين مشاركت فعالي داشت و علاوه بر آن از زمان تاسيس همواره در راستي تامين امنيت شهركهي صهيونيستي تلاش كرده است.
سالهي انتفاضه فلسطينيان از 1936 تا 1939 شاهد همكاري گسترده هاگانا با نيروهي اشغالگر انگليس بود و ين همكاري به با انتصاب چارلز وينجيت به عنوان افسر سازمان امنيت انگلستان در فلسطين به سال 1939 توسعه يافت. نامبرده بر يجاد تيمهي ويژه شبانه و گروهانهي سيار و هماهنگي ميان سازمان اطلاعات و امنيت انگلستان و بخش امنيتي هاگانا معروف به ‹‹شي›› نظارت داشت. همچنين نيروهي بريتانيا و هاگانا در تشكيل پليس ويژه حفاظت از شهركهي يهودي همكاري داشتند و بيشتر اعضي آن از نيروهي هاگانا تشكيل شد. با پيان جنگ جهاني دوم نبرد جديدي روي داد و هاگانا با همكاري ‹‹ليحي›› و ‹‹اتسل›› تاسيسات انگليس و پلها و خطوط راهآهن را تخريب كرد. ين عملياتها ‹‹جنبش مقاومت عبري›› ناميده شدند. با برپيي دولت ‹‹اسرائيل›› نيروهي هاگانا هستههي اصلي ارتش صهيونيستي را تشكيل دادند.
اتسل
اتسل اختصار ‹‹سازمان نظامي ملي در سرزمين اسرائيل›› است و نام ديگر آن آرگون ميباشد. اتسل سازماني نظامي و صهيونيستي است كه در سال 1931م. با همكاري اعضي قديمي هاگانا (كه از سازمان مادر جدا شده بودند) و گروهي مسلح از سازمان بيتار تاسيس شد. افكار و انديشههي ولاديمر جابوتنسكي مبني بر ضرورت قدرت تسليحاتي يهود بري تشكيل دولت و حق هر يهودي در ورود به فلسطين شالوده طرحها و برنامههي ين سازمان را تشكيل ميدهد. آرم ين سازمان عبارت بود از يك دست كه سلاحي را گرفته و بر روي آن عبارت ‹‹فقط ين›› نوشته شده بود.
در سال 1937 آبراهام يتهومي رئيس وقت اتسل با هاگانا به توافق رسيد كه ين دو سازمان در هم ادغام شوند. ين مسأله باعث تجزيه اتسل شد ؛ زيرا كمتر از نيمي از اعضي سه هزار نفري آن با ين امر موافق بودند و اكثريت بر ضرورت حفظ استقلال سازمان تاكيد داشتند. در سال 1940م. بري دومين بار ين سازمان تجزيه شد و ين بار گروه ‹‹آبراهام شتيرن›› از آن فاصله گرفت و سازمان ليحي را تشكيل داد. علت ين تجزيه هم به اختلاف ين گروه با بقيه نيروهي اتسل در مورد اتخاذ موضع مناسب در قبال همكاري با نيروهي درگير در جنگ جهاني دوم بر ميگردد. هواداران شتيرن بر ضرورت حميت از آلمان نازي بري شكست بريتانيا و به تبع آن خروج نيروهي ين كشور از فلسطين و تشكيل دولت ‹‹اسرائيل›› تاكيد ميكردند، در حالي كه سازمان مادر خواستار همكاري با نيروهي انگليسي به ويژه در زمينه مسائل امنيتي بود.
اتسل با عملياتهي تروريستي خود نقش عمدهي در كوچاندن كشاورزان فلسطيني داشت. همچنين ين سازمان با همكاري سازمان تروريستي ‹‹ليحي›› و حميت هاگانا به خودروهي فلسطينيان حمله ميكرد و به كشتار معروف ديرياسين در 9 آوريل 1948 دست زدند.
ليحي (شتيرن)
ين كلمه اختصار جمله ‹‹مبارزان راه آزادي اسرائيل›› است. ليحي سازماني نظامي و سري است كه آبراهام شتيرن در سال 1940 به دنبال كنارگيري خود و هوادارانش از سازمان اتسل تاسيس كرد. از سال 1942 ين سازمان به دنبال كشته شدن بنيانگذار آن ‹‹شيترن›› به دست نيروهي انگليسي به نام خود وي معروف شد. در سال 1943م. رهبري ين سازمان را مناخيم بگين بر عهده گرفت. مهمترين عملياتهي تروريستي ين سازمان عبارتند از:
1ـ قتل فولك برنادوت ميانجيگر بينالمللي
2ـ بمبگذاري در هتل ملك داوود در قدس اشغالي و انهدام آن
موساد
به وسيله هاگانا يك سازمان سري ويژه تشكيل شد كه دفتر اطلاعات موسوم به ‹‹شي›› نام گرفت. در سال 1937 نيز هاگانا سازمان ‹‹موساد لياليفي بيت به معني دفتر مهاجرت›› را تشكيل داد. ين نخستين اسم ين سازمان بود.
سازمان اطلاعات ‹‹اسرائيل›› در سال 1951 وقتي كه بري اولين بار به صورت رسمي اعلام موجوديت كرد، ين اسم را به يدك كشيد و شبكههي جاسوسي آن نيز از آن زمان موساد ناميده ميشوند.
با توجه به تعدد سازمانهي جاسوسي رژيم صهيونيستي، رهبري ين رژيم تصميم گرفت كه سازمان ويژهي بري هماهنگي ميان فعاليتهي ين سازمانها تاسيس كند. ين سازمان ‹‹دژ مستحكم بري خدمت به اسرائيل›› نام گرفت و مسئوليت تاسيس آن به روفين شيلوح واگذار شد. نامبرده كسي بود كه پس از تشكيل موساد رسما رياست آن را عهدهدار شد.
با توجه به گزارشي كه در سال 1996 منتشر شد، شمار كاركنان موساد حدودا به 1200 تا 1500 نفر از جمله 500 افسر ميرسيد و هر كدام از آنها در سن پنجاه و دو سالگي بازنشسته ميشدند. موساد شبكه گستردهي از مزدوران در سراسر دنيا در اختيار دارد و هماكنون بيش از 35 هزار عضو (20 هزار كارمند و بقيه موقتي) دارد.
موساد داري چند شاخه اصلي است كه هر كدام از آنها مأموريت خاصي دارد. ميتوان گفت كه مأموريت ين شاخهها به ترتيب ذيل است:
1ـ جمعآوري اطلاعات
2ـ دستهبندي دادهها
3ـ بررسي و ارزيابي ين اطلاعات
4ـ نظارت و جاسوسي
5ـ عضوگيري و اجري عمليات در خارج از فلسطين از جمله قتل و تصفيه مخالفان
6ـ بخش ويژه فيلمبرداري، جعل، رمزيابي و دستگاههي ارتباطي
7ـ بخش ويژه آموزش و برنامهريزي و افزيش كاريي كاركنان موساد
8ـ بخش ضد اطلاعات و نفوذ نيروهي غيرخودي
9ـ بخش عمليات
بخش عمليات مهمترين شاخه موساد محسوب ميشود و ماموريت آن سازماندهي فعاليت جاسوسان و مزدوران ين سازمان در گوشه و كنار جهان است.
همچنين يك نيروي خارجي ديگر موسوم به ‹‹عل›› به معني عاليرتبه وجود دارد كه كار آن جمعآوري اطلاعاتي از داخل آمريكا درباره كشورهي عربي است و سفرها و ديدارهيي هيأتهي سياسي را كنترل ميكند.
موساد داري يك كميته ديگر موسوم به ‹‹وادات›› است كه كار آن هماهنگي سري با خارج و داخل اسرائيل ميباشد و به صورت هفتگي نشستي برگزار ميكند. رئيس وادات همان رئيس موساد است كه همكارانش او را مامون صدا ميكنند. اما اعضي كميته وادات عبارتند از اشخاص زير:
1ـ مدير سازمان اطلاعات نظامي موسوم به ‹‹امان››
2ـ مدير سازمان اطلاعات داخلي ‹‹شين بت››
3ـ مدير سازمان امنيت عمومي ‹‹شاباك››
4ـ مدير مركز مطالعات راهبردي و برنامهريزي وزارت امور خارجه (ين مركز در زمينه جاسوسي سياسي يا ديپلماتيك تخصص دارد)
5ـ مدير بخش عمليات ويژه پليس موسوم به ‹‹ماتام››
6ـ مشاوران خصوصي نخست وزير در امور سياسي، نظامي، امنيتي و مبارزه با تروريسم
در جريان ين نشست هفتگي چارچوب سياست امنيت داخلي و خارجي ‹‹اسرائيل›› ترسيم ميشود.
از سوي ديگر، موساد يك شعبه مطالعاتي با 5 بخش و 15 دفتر بري انجام مطالعات سري درباره كشورهي عربي و برخي كشورهي جهان دارد.
شينبت (شاباك)
هنگام تاسيس دولت عبري تعداد مأموران اطلاعاتي و امنيتي آن 184 نفر بود. ين افراد در آن زمان به دستور مقامات نظامي يك يگان نظامي موسوم به ‹‹شين بت›› وابسته به ارتش صهيونيستي تشكيل دادند. شين بت خلاصه كلمه ‹‹خدمت به امنيت›› است. يسر هرئيل از زمان شكلگيري ين سازمان تا سال 1952م. رئيس آن بود. نامبرده بعدها به رياست موساد هم رسيد.
شينبت در دهه اول شكلگيري رژيم صهيونيستي مراقب تحركات دشمنان حزب كار كه تا سال 1977 بر ‹‹اسرائيل›› حكومت ميكرد، بود. حزب كار در ين سالهي طولاني توانست شينبت را به يك سازمان اسطورهي بري حميت از رژيم صهيونيستي در مقابل توطئههي داخلي و جاسوسان شوروي و فدائيان عرب كه با پشت سر گذاشتن سيمهي خاردار وارد سرزمينهي اشغالي ميشدند، تبديل كند. فعاليتهي شينبت كاملا سري بود و حتي مردم اسم رئيس آن را هم نميدانستند و سالها تحت نظارت و مسؤوليت دفتر نخستوزير فعاليت ميكرد.
كلمه شينبت اندك اندك جي خود را به شاباك داد. شاباك به معني امنيت عمومي و يا شينبت عمومي است. بعد از رسويي مأموران شاباك در پرونده ‹‹اتوبوس 300›› در سال 1986، آبراهام شالوم رئيس آن استعفا داد. پس از ين ماجرا رويتهي مختلفي درباره شاباك و موساد بر سر زبانها افتاد و پژوهشگران و حتي مسؤولان قبلي ين سازمانها مطالبي به رشته تحرير درآوردند.
يگان عربنماها
اولين عربنمي عضو ارتش صهيونيستي يسرائيل عبدو بن يهودا نام داشت كه در ژوئن 1999 فوت كرد. وي پدر عربنماها خوانده ميشد. فعاليتهي وي در فلسطين در جريان جنگ 1948 آغاز شد و يگان عربنماها را فرماندهي نمود. ين يگان همچنان به قوت خود به فعاليتهيش ادامه ميدهد. قبل از ين يوسي ميلمان روزنامهنگار صهيونيست با انتشار گزارشي از فعاليت ين يگان در ميان عربهي ‹‹اسرائيل›› پرده برداشت. وي در گزارش خود آورده بود كه اعضي ين يگان در روستاهي فلسطيني با معرفي خود به عنوان عرب زندگي و حتي با دختران فلسطيني نيز ازدواج ميكنند.
اسحاق رابين وزير جنگ رژيم صهيونيستي در انتفاضه اول يگان ويژه موسوم به ‹‹عربنماها›› را تشكيل داد. ين يگان شامل چهار بخش است:
1ـ دوفدوفان بري فعاليت در كرانهباختري
2ـ شمشون بري فعاليت در نوار غزه
3ـ گدعونيم وابسته به يگان مرزبانان بري فعاليت گسترده در كرانهباختري
4ـ بخش وابسته به پليس صهيونيستي و ديره فعاليت آن منطقه قدس است.
مهمترين و خطرناكترين ين يگانها يگان دوفدوفان است. ين يگان آموزشهي نظامي و رواني مخصوصي ميبينند و اعضي آن به قاتلاني حرفهي كه كشتار و قتل نزد آنان بسيار آسان و مثل آب خوردن است، تبديل ميشوند. ين اشخاص لباس عربي به تن ميكنند و در اصل دو نوع زندگي دازند: يكي زندگي طبيعي خود در ميان يهوديان و ديگري زندگي در ميان فلسطينيان و عربها. بدين وسيله بيد لباس عربي بپوشند و لهجات و سرودها و آداب و رسوم عربها را به دقت بياموزند تا به راحتي بتوانند در درون جامعه فلسطيني نفوذ كنند و فلسطينيان آنها را شناسيي نكرده و حملاتشان را خنثي نكنند.
با توجه به گزارشهي مختلف ‹‹اسرائيل›› و با استناد به قرائن و شواهد موجود مهمترين مأموريت و هدف ين يگانها فعاليت گسترده در قلب مناطق مسكوني فلسطين و تحقق اهدافي است كه عادتا يگانهي نظامي قادر به دستيابي به آنها نيستند. كار ين يگانها شناسيي و بازداشت افراد تحت تعقيب، رهبران و فعالان انتفاضه و ترور آنهاست. جمعآوري اطلاعات، فتنهانگيزي، بر هم زدن اوضاع از ديگر وظيف ين سازمان است.
امان
يكي از نهادهي سازمان اطلاعات ‹‹اسرائيل›› است و از لحاظ اداري وابسته به فرماندهي ستاد مشترك ارتش صهيونيستي و تحت نظارت فرمانده ين ستاد است. اما در كل مجري تصميمات شوري عالي امنيت ملي رژيم صهيونيستي است. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه ين سازمان شبيه ديره اطلاعات نظامي و مشابه آن در ارتشهي دنياست.
كلمه امان مشتق از عبارت عبري ‹‹اغاف موديعين›› و معني آن دفتر اطلاعات و امنيت است و مخصوص امنيت نيروهي مسلح و جمعآوري اطلاعات مهم نظامي و تاكتيكي و عملياتي درباره نيروهي مسلح عربي و توان سياسي و اقتصادي ـ كه شيد بتوان بري كمك به نيروهي نظامي و پيشبرد اهداف در عملياتها از آن استفاده كرد ـ است.
امان با تجزيه و تحليل ين معلومات و اطلاعات، نتيجه را به اطلاع مقامات عاليرتبه ميرساند. ين سازمان در تدوين طرحهي جنگي و هماهنگي با ديگر سازمانها نقش فعالي دارد و از افسران اطلاعاتي مستقر در مرزها و مناطق عملياتي و افسران شناسيي ـ كه از وسيل و ادوات ماهواههي صنعتي، بيسيم و سيستمهي الكتروني بري شناسيي و نظارت هويي، درييي، زميني استفاده ميكنند ـ اطلاعات جمعآوري ميكند.
ين مربوط به مرزها بود، اما اطلاعات خارجي از طريق وابستههي نظامي امان و كاركنان آن در سفارتخانههي اسرائيل در ديگر كشورها به داخل ارسال ميشود. همچنين شبكههي جاسوسي فعال در خارج از جمله سازمان اطلاعات وابسته به كشورهي همپيمان ‹‹اسرائيل›› اطلاعات نظامي را جمعآوري و نتيجه فعاليتهي تجسسي خود را به امان در داخل فلسطين اشغالي ارسال ميكنند.
امان داري بخشهي زيادي است:
1ـ اطلاعات تاكتيكي
2ـ اطلاعات زميني
3ـ اطلاعات هويي
4ـ اطلاعات درييي
5ـ بخش مخصوص انجام مطالعات راهبردي در مورد ارزيابي توان سياسي و نظامي كشورهي عربي و مواضع سياسي آنها
6ـ بخش اطلاعرساني كه ارتباط تنگاتنگي با نميندگان رسانههي خارجي (به ويژه خبرنگاراني كه تحولات مربوط به جنگ را پوشش ميدهند) در داخل ‹‹اسرائيل›› دارد. ين بخش بر هر مطلبي كه به نقل از ارتش و يا درباره ارتش صهيونيستي منتشر ميشود، نظارت كامل دارد.
مهمترين حادثهي كه در ين سازمان روي داد، پاكسازي نيروهي آن و انجام اقدامات لازم بري پيشرفت سازمان به دنبال عدم پيشبيني جنگ اكتبر 1973 بود. گفتني است كه امان در گزارشهي خود به هيچ وجه جنگ اكتبر 1973 را پيشبيني نكرده بود.
گردان لافيه
گردان لافيه از خطرناكترين و وحشيترين سازمانهي جاسوسي و تروريستي ‹‹اسرائيل›› است كه به عمليات تصفيه و ترور و بازداشت فلسطينيان دست ميزند. ين سازمان در مناطق مسكوني فعاليت ميكند و بري ترور مسؤولان و رهبران مقاومت آموزشهي ويژهي ميبيند.
گردان لافيه به دستور شائول موفاز رئيس سابق ستاد مشترك ارتش صهيونيستي و وزير جنگ كنوني ‹‹اسرائيل›› و با هدف جيگزين كردن يگانهي نظامي به جي نيروهي ذخيره تشكيل شد. ين اقدام در حالي صورت گرفت كه ارتش صهيونيستي مجبور به استفاده از نيروهي احتياط به مدت 25 روز در سال شد. منابع صهيونيستي اعلام كردهاند كه منطقه جنوب كوه الخليل تنها در يك سال به فعاليت 18 گردان ذخيره در آن نياز پيدا كرد، ولي ين تعداد به دنبال تمديد دوران خدمت نظامي نيروهي احتياط به دوازده يگان ذخيره كاهش يافت. همين منابع تاكيد ميكنند كه ميانگين هزينه خدمت روزانه هر نظامي احتياطي 400 شيكل است و عليرغم كاريي و تجربه كافي نيروهي ذخيره اما شناخت آنها از منطقه به اندازه گردان نيروهي نظامي مستقر در منطقه نيست.
ين منابع افزودند كه شيوه تشكيل ين گردان مشابه گردانهي عملياتي ارتش صهيونيستي ‹‹نخشون، شمشون، دوخيفت و خروب›› و گردان ‹‹نيتساح يهودا›› (نظاميان وابسته به جريان مذهبي متعصب كه در منطقه پست اردن مستقر هستند) است كه حوزه فعاليت هميشگي آنها اطراف شهرهي فلسطيني ميباشد.
گروهبان يهودا فرمانده گردان لافيه ميگويد:‹‹ از چگونگي تشكيل گردانهي قبلي تجارب زيادي كسب كرديم و گردان لافيه را به عنوان گرداني پياده نظام و مخصوص اجري عملياتهي نظامي و امنيتي تشكيل داديم. ين گردان شبانگاه در ساعات خاصي كه با شريط منطقه و ساكنان آن مناسب باشد، وارد مناطق مسكوني ميشود و به شكار طعمههي خود ميپردازد.››
فرماندهي ين گردانها از ميان گردانهي پياده نظام ارتش ‹‹اسرائيل›› انتخاب ميشود. به عنوان مثال يهودا فرمانده گردان، معاون فرمانده گردان 890 نيروهي چترباز و معاونش سليم (دروزي) فرمانده سري گردان نخشون بود، اما افسر گردان و افسران گروهانها از فارغ التحصيلان يگانهي چترباز ‹‹ناحال›› و ‹‹جولاني›› هستند.
ستوان يكم آسي فرمانده گردان ‹‹الف›› ميگويد كه برخي نظاميان خواستار عضويت در ين گردان شده و برخي ديگر هم به ين گردانها انتقال يافتهاند. بيد ديگران را نيز قانع كرد كه اهميت ين گردان كمتر از تيپهي نظامي نيست. وي ميافزيد:‹‹به اطلاع آنها رساندم كه خودم شخصا از گردان گرانيت آمدم و به عضويت ين گردان جديد درآمدم چرا كه ميدانستم فعاليت آن با فعاليت تيپ پياده نظام يكي است و تفاوتي ندارد.››
......................................................................................................................
منبع:مركز اطلاعرساني فلسطين
