FarsNewsAgency Menu
 
 
85/01/16 - 16:19
شماره:8501160409
با نام «آنجا كه برف‌ها آب نمي‌شوند»
«كامران محمدي» درباره دفاع مقدس رمان مي‌نويسد

خبرگزاري فارس: رمان «آنجا كه برف‌ها آب نمي‌شوند» كه «كامران محمدي» در حال نگارش آن است، دوپاره شدن شخصيت يكي از فرماندهان جنگ را در سال‌هاي پس از جنگ روايت مي‌كند.


كامران محمدي كه پيش از اين مجموعه داستان «خدا اشتباه نمي‌كند» را به چاپ رسانده است، در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس، اظهار داشت: روانشناسي به فضاي داستان بسيار كمك مي‌كند. نيچه مي‌گويد اگر من اندكي روانشنانسي بلد باشم، آن را از داستايوفسكي ياد گرفته‌ام. به اين دليل كه روانشناسي در كارهاي داستايوفسكي بسيار مورد استفاده قرار گرفته است. تمام تلاش‌ من نيز در اين رمان اين است كه در داستان به صورت جدي از روانشناسي استفاده كنم.
وي افزود: اين رمان، داستان يك فرمانده جنگ است كه حالا يك بيمار دو شخصيتي شده است. بيمار دو شخصيتي كه در روانشناسي از جذاب‌ترين اختلالات رواني است، ذاتا قابليت پرداخت داستاني دارد. نمونه‌هاي اغراق شده‌اش را نيز در ادبيات داريم.
وي ادامه داد: در بيماري دو شخصيتي، بيمار دو شخيصت كاملا متفاوت پيدا مي‌كند كه اين دو از يكديگر بي‌اطلاع‌اند. حتي با شغل‌ها و جنسيت متفاوت. اين شخصيت‌ها از حضور يكديگر مطلع نيستند و دو زندگي كاملا متفاوت دارند و حتي جاي زندگي كردنشان نيز فرق مي‌كند. خود به خود اين شخص بيمار مي‌تواند يك شخصيت داستاني باشد.
محمدي خاطر نشان كرد: يكي از مهمترين علت‌هاي دو شخصيتي شدن يك انسان اين است كه در بيمار يك زمينه ژنتيكي وجود دارد كه با يك حادثه نسبتا شديد -كه بعضي وقت‌ها از دوران كودكي ناشي مي‌شود و بعضي وقت‌ها دوران كودكي زمينه‌‌ساز ايجاد آن در ميان‌سالي است- به بيمار يك شوك وارد مي‌شود و آن زمينه بيدار مي‌شود و يك دفعه آن شخص دچار پارگي شخصيت مي‌شود. وي گفت: شخصيت داستان اين رمان هم دچار همين مسئله است. حادثه خيلي تلخي در جنگ براي او اتفاق مي‌افتد كه باعث مي‌شود شخصيت او دوپاره شود و كنش و واكنش اين دو شخصيت جدا از هم، مشكلات او را به وجود مي‌آورد.
اين نويسنده با بيان اينكه بخش اندكي از داستان در زمان جنگ مي‌گذرد و بيشتر داستان در زمان حاضر روايت مي‌شود، درباره زبان داستان گفت: من زبان را از ويژگي‌هاي اصلي داستان نمي‌دانم. داستان اول از همه وقتي داستان است كه ساختار داستاني داشته باشد. در گام دوم هم هدف و وظيفه اصلي داستان، روايت ماجرا است. درگير بازي‌هاي زباني شدن باعث مي‌شود كه حداقل رمان از خواننده زياد محروم شود و حتي كتاب‌خوان‌هاي جدي هم رغبت‌ زيادي خواندن آن كتاب نداشته باشند.
وي در پايان گفت: به همين دليل زبان دغدغه اصلي من نيست و موقع نوشتن نوع زبان، خود به خود مشخص مي‌شود. دراين رمان زبان داستان با مجموعه قبلي من فرق زيادي ندارد و يك زبان نسبتا شتاب‌زده، سرد، بي‌تفاوت و تا حدودي نزديك‌ به نثر چكشي كه به نوعي با داستان همخواني دارد.
انتهاي پيام/2